تبليغاتX
پزشکی -

پزشکی
پزشکی


به نام آنكه دوستش دارم ومي دانم دوستم دارد

من خيلي نميگم)عاشقش شدم(ولي ديونش شده بودم مدام به دست وپاش مي افتادم مدام ساعتهاي كه

براي من ارزش يه دنيا رو داشت براي اون پر كردن اوقات فراغتش بود .روزها ي كه براي من ۱ دقيقه دوري از اون ۱سال بود براي اون فرصتي مناسب براي فراموشي من بو شايد من اشتباه فكر مي كردم اصلا من جاي در فكر او نداشتم كه او بخواهد مرا فراموش كند .شب آخرين وداع من با او براي من بسيار گران  تمام  شد آن شب من خانه نبودم..................................................سر پناه عاطفي۰۰۰۰۰۰۰۰۰

 

می خواهم بگذرم،
بگذرم از هر آنچه که تو ندیدی و من احساس کردم
تو نشنیدی هر چند بار که من گفتم و تکرار کردم
ساختم و تو خراب کردی
و من چقدر تشنهء حرفهایی بودم که تو هرگز نزدی

اشک ریختم،
برای روزهایی که چه نیازمند تو در کنارم بودم
برای خودم که چگونه غرق تو شدم

و به یاد آوردم،‌
خودم را
که چگونه پر از تفکرات بزرگ بودم
چگونه پرواز را دوست داشتم
و تو را
که بالهای مرا شکستی
همچون قلبم

می خواهم بگذرم،
!از تو
از عشق ویران کنندهء تو
از منی که با تو بوجون میامد
و چه غریب بود

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آذر 1385 7:44 توسط پرنده دریا |