تبليغاتX
پزشکی

پزشکی
پزشکی


احساس بي حالي و درد عمومي داريد .
فكر مي كنيد كه سرما خورده ايد .
داروئي براي سرما خوردگي مصرف مي كنيد ولي افاقه نمي كند.
به علت سردرد و بي حالي بيشترپزشك مراجعه مي كنيد .
او پس از شنيدن صحبتهاي شما معاينه كاملي از صورت ، سر، دهان و حلق ، بيني و گوش شما به عمل آورده و شايد يك عكس راديوگرافي هم برايتان تجويزكند وسپس به شما مي گويدكه؛سينوزيت داريد .

سينوزيت به طور ساده يعني التهاب يا عفونت سينوسها .
متخصصين ، سينوزيت را به سه گروه حاد (سابقه كمتر از يك ماه ) ، تحت حاد (سابقه يك تا سه ماه ) و مزمن (سابقه بيش از سه ماه ) تقسيم مي كنند .. البته يك نوع هم سينوزيت عود كننده مي باشد كه در طي سال چندين بار اتفاق مي افتد .
براساس آمار موجود در ايالات متحده هرسال 37 ميليون نفر به سينوزيت مبتلا مي شوند . حدود 33 ميليون نفر نيز مبتلا به سينوزيت مزمن مي باشندو هر ساله ميلياردها دلار خرج درمان سينوزيت مي شود .
در ايران آمار تحقيقي نداريم ولي مي دانيم كه يكي از شايعترين علل مراجعه بيماران به درمانگاهها و مطبهاي پزشكان عمومي ، داخلي ،‌اطفال و بالاخره گوش و حلق و بيني سينوزيت است .

سينوسها فضاهائي در داخل استخوانهاي صورت و سر و اطراف بيني و چشم مي باشند . به طور طبيعي اين سينوسها پر از هوا بوده و توسط يك لايه مخاط ساده پوشيده شده و به وسيله يك مجراي باريك به بيني متصل میشوند و از طريق اين مجرا ترشحات خود را به بيني مي ريزند .
چهار گروه سينوس وجود دارد :

1- سينوسهاي پيشاني كه در پيشاني وسمت بالاي چشم قرار دارند .

2- سينوسهاي فكي كه در گونه ، بالاي دندانهاي بالائي وزيز چشم قرار گرفته اند .

3- سينوسهاي اتموئيد كه در زير پل بيني و در قسمت بين دو چشم واقع شده اند .

4- سينوسهاي اسفنوئيد كه از تمام سينوسها عقب تر بوده و پشت چشم قرار دارند .

براي عملكرد صحيح سينوسها حتما مجراي آن بايد باز باشد . هر گونه عاملی كه مجاری را تنگ يا مسدود كند مي تواند ايجاد بيماري نمايد . اين عامل معمولا يك سرما خوردگي ساده است ولي آلرژي ، پوليپ و انحراف تيغه بيني و عوامل ديگري هم وجود دارند . وقتي مجراي سينوس بسته شد مخاط متورم مي گردد . سپس ترشحات درداخل سينوس به دام مي افتد و با كمتر شدن فشار اكسيژن در آن آسيب مخاط هم شروع شده و آنگاه باكتريها شروع به تكثير و ايجاد عفونت مي نمايند . هوا و ترشحاتي كه در سينوس گير مي افتند روي ديواره آن فشار مي آورند و باعث درد شديد مي شوند . حتي خلاء، ايجاد شده به دنبال عدم ورود هوا مي تواند ايجاد درد نمايد .

علائم ديگر سينوزيت چيست ؟
v درد : بسته به اینکه کدام سینوس گرفتار است محل درد متفاوت است . وقتي درد درناحيه پيشاني باشد نشاندهنده درگيري سينوس پيشاني مي باشد عفونت در سينوس فكي باعث درد در فك بالا و دندانها مي گردد . درد در بين دو چشم نشانه درگيري سينوس اتموييد و در بالا يا پس سر نشانه عفونت سينوس اسفنوييد مي باشد . البته اين تقسيم بندي حتمي نيست . و درد در هر مكاني ممكن است وجود داشته باشد . درد معمولا“ به صورت ضرباندار بوده و با خم شدن بدتر مي شود .

v تب : معمولا“ خفيف مي باشد ولي بچه هاي كوچك ممكن است تب بالا داشته باشند .

v ضعف و بي حالي و خستگي

v سرفه : به خصوص در بچه ها و عمدتا“ در شب روي مي دهد .

v ترشح بيني به صورت چرك سبز يا زرد رنگ و گاهي همراه خون

v ترشحات پشت حلق كه خصوصا“ صبح ها بيشتر است و علامت آن تميز كردن مرتب گلوست . همين ترشحات مي توانند ايجاد گلو درد بكنند .

v درموارد نادر سينوزيت مي تواند باعث عوارض خطرناك چشمي و مغزي گردد .

علل سينوزيت حاد چيست ؟

بيشتر سينوزيتهاي حاد با سرما خوردگي شروع مي شوند كه ويروسي است . ويروسها باعث ايجاد علائم سينوزيت نمي شوند ولي مي توانند مخاط سينوسها را ملتهب كنند . اين حالت معمولا“ ظرف يك هفته تا ده روز خود به خود خوب مي شوند ولي گاهي به دنبال اين التهاب و گير كردن ترشحات داخل سينوس باكتريها نيز هجوم آورده و تكثير مي شوند . اين باكتريها معمولا“ به صورت طبيعي در بيني و حلق اكثر افراد و جود دارند ولي در حالت معمول ايجاد عفونت نمي كنند . تنها در زماني كه موقعيت مناسب باشد ایجاد بیمار میکنند .

گاهي مواقع قارچها ايجاد سينوزيت حاد مي كنند و با اين كه قارچها در محيط زندگي ما فراوانند ولي براي افراد سالم خطري ندارند و اين نشانه مقاومت خوب بدن در مقابل آنهاست . در مواقعي كه به هر دليل مقاومت بدن كم شود قارچها بيماري زا مي شوند . Aspergillus مي تواند در اين شرايط ايجاد بيماري كند . در شرايط خاص نيز برخي افراد به قارچ ها حساسيت دارند .

التهابات مزمن بيني و سينوس ها كه به علت حساسيت ،رينيت وازوموتور ، هواي سرد ، الكل و برخي شرايط محيطي به وجود مي آيند مي توانند سينوزيت مزمن به وجود بياورند . برخي افراد به سينوزيت مستعد ترند مثل افرادي كه نقص ايمني دارند يا كساني كه عملكرد غير طبيعي مژكها و يا ترشحات بيني دارند .

علت سينوزيت مزمن چيست ؟
اگر شما مبتلا به آسم يا آلرژي هستيد احتمال اين كه مكررا“ دچار سينوزيت شويد وجود دارد . در هر حالتي كه مجراي سينوسها بسته شود و اين بسته شدن مجراوقتي ادامه يابد سينوزيت مزمن به وجود مي آيد . اين حالتها ممكن است به علت انحراف شديد تيغه بيني ، تومور ، پوليپ و يا آلرژي باشد . افرادي كه كمبود و نقص ايمني مثل AIDS دارند و يا حركت مژكها اختلال داشته باشد و يا ترشحات غير طبيعي دارند دچار سينوزيت مزمن مي شوند .

سينوزيت چگونه تشخيص داده مي شود ؟
در سينوزيت حاد علائم مشخص و واضح است تنها ممكن است سرما خوردگي با سينوزيت حاد اشتباه شود ولي سرماخوردگي معمولا“ تا يك هفته بهبود مي يابد . در سينوزيت مزمن علائمي مثل سردرد، انسداد بيني و ترشحات بيني و ترشحات پشت حلق يا شدت كمتر به مدت طولاني وجود دارند . انجام معاينه دقيق به خصوص با استفاده از اندوسكوپ و همچمنين گرفتن عكسهاي CTS برای تشخيص سينوزيت مزمن ضروري است .

درمان سينوزيت ؟
در سينوزيت حاد استراحت ، خوردن مايعات فراوان ، بخور ، شستشوي با سالين نرمال ، خوردن غذاهاي ملايم و سبك ضروري است . كمپرس با حوله يا آبگرم روي پيشاني و صورت به كاهش درد كمك مي كند . استفاده از مسكنها مثل استامينوفن يا قرص سرما خوردگي موثر است .

دكوژنستانهاي خوراکی مثل پزودوافدرين و همچنين قطره بینی مثل فنيل افرين دركاهش التهاب و بيرون آمدن ترشحات چركي مفيد مي باشد .

آنتي بيوتيكهايي كه روي emophillus influensa ، Streptococcus pnumonia ، moraxella catarhal اثر داشته باشند بايد به كار روند . آموكسي سيلين هنوز در بسياري از مراكز به عنوان اولين دارو استفاده مي شود ولي در مطالعات متعدد مشخص شده كه در حال حاضر بسياري از انواع باكتريهاي ذكر شده به اين دارو مقاومند . تركيب Cotrimoxasol+ erythromycin داروهاي نسل سوم سفالوسپورين ها مثل cefaclil و همچنين آموكسي سيلين هاي مقاوم b-lactaman مثل co-amoxiclav داروهاي انتخابي هستند دارو بايد حداقل به مدت 5 روز با دوز كافي استفاده شود .

آنتي هيستامينها و اسپري هاي استروئيد بيني بايد در افراد مبتلا به آلرژي استقاده شود .

-درمان سينوزيت مزمن :

به دليل طولاني بودن بيماري درمان سينوزيت مزمن سخت و پيچيده است . استفاده از داروهاي آنتي بيوتيكي و استروئيد به مدت حداقل 6-4 هفته لازم است . چنانچه بيمار به درمان هاي داروئي و آلرژيك پاسخ ندهد نياز به جراحي دارد . هدف از جراحي باز كردن مجراي سينوسها و برقراري تهويه مناسب بيني و سينوس است . امروز با استفاده از اندوسكوپ به نحو موثري سينوزيتهاي مقاوم به دارو درمان مي شوند .

گاهي برداشتن لوزه و لوزه سوم كودكان مبتلا یه سينوزيت مزمن را درمان مي كند .

چگونه مي توان از بروز سينوزيت جلوگيري كرد ؟

با اين كه نمي توان از تمامي سينوزيتها جلوگيري كرد ولي مي توان تعداد و شدت آن را كاهش داد . همچنين مي توان در برخي موارد از تبديل نوع حاد به مزمن جلوگيري نمود .

چنانچه از مرطوب كننده ها استفاده شود علائم كاهش مي يابد .

فيلترهاي الكترواستاتيك كه به تجهيزات تهويه اي متصل مي شوند براي جلوگيري از ورود آلرژنها مفيدند .

اگر بيماري مستعد به بيماريهاي سينوس است به خصوص اگر آلرژي داشته باشد بايد از سيگاريا هر گونه آلوده كننده هوايي اجتناب نمايد . مصرف الكل نيز باعث افزايش التهاب مخاط سينوسها مي گردد.

در افراد مستعد همچنين شنا در استخر هاي با آب كلر دار باعث تحريك بيشتر مي گردد . اين افراد نبايد غواصي كنند برخي افراد كه در مسافرتهاي هوايي دچار درد در ناحيه سينوس ها مي شوند بايد در زماني كه سينوزيت حاد يا سرما خوردگي دارند از مسافرت اجتناب كرده و در بقيه موارد قبل از مسافرت از داروهاي دكونژستان استفاده گردد .بر گرفته از سایت irsanews

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384 23:7 توسط پرنده دریا |


سلام

اين پست مر بوط به سوال يكي از دوستان به نام استعار گل عاشق است

سوال:غده هایی که روی پا میزنه روی ساق پا یعنی ده سانت بالا تر اس غوزک پا نشان از چیه و اصلا مهمه؟
جواب:

تشريح سرطان : به رشد نابهنجار، غير عادي و کنترل نشده سلول هاي بدن سرطان اطلاق ميشود که در صورت درمان نشدن منجر به مرگ بيمار مي شود. بيشتر سرطان ها به صورت تومور و غده يا برآمدگي در بدن بروز ميکنند. البته بايد توجه داشت که تمام تومورها سرطاني نيستند. تومور بافتي است که هيچ گونه فعاليت فيزيولوژيکي را در بدن انجام نمي دهد.

گاهي ممکن است شبيه به يک زگيل باشد و در مواردي به صورت يک غده بدخيم. سرطان پوست يکي از شايع ترين بيماري هايي است که از طريق تومورها به وجود مي آيند، اما اگر در همان مراحل اوليه تشخيص داده شوند، جاي اميدواري براي درمان آنها وجود دارد.

دلايل بروز سرطان پوست : انواع مختلف سرطان پوست در انسان به دليل قرار گرفتن بيش از اندازه در معرض اشعه فرابنفش به وجود مي آيد. اين تشعشعات از طريق تابش نور خورشيد به بدن انسان منتقل ميشوند. پوست بدن شامل رنگدانه هايي به نام ملانين است که ميتواند از ورود ميزان معيني اشعه فرابنفش به درون بدن جلوگيري کند ولي با ايجاد شکاف در لايه ازن مقدار اين تشعشعات خطرناک و کشنده به ميزان دو برابر افزايش پيدا کرده است.

 

رنگدانه ها در افرادي که به طور طبيعي داراي پوست تيره تري هستند بيشتر بوده و مصونيت بيشتري در مقابل تابش نور آفتاب دارند. از اين رو آن دسته از افراد که داراي پوست روشن تري هستند ريسک بالاتري را در ابتلا به انواع سرطان هاي پوستي دارند. بنابر اين گرفتن حمام آفتاب روش مناسبي براي برنزه شدن نيست. البته ما سالن هاي سولاريم را نيز به شما پيشنهاد نمي کنيم زيرا آنها نيز به نوبه خود داراي مضرات بي شماري هستند.

انواع مختلف سرطان پوست  

در علم پزشکي 3 نوع مختلف سرطان پوست تشخيص داده شده است:

 

1_بيسال: که برآمدگي سطحي پوست است،2_ کارسانوم: غده سرطاني قشر سطحي پوست، 3_ملانوم: تومر سياه رنگ قشر عميق پوست. اولين نقطه شروع  سرطان مناطقي است که براي مدت زمان طولاني و به کرات در معرض نور خورشيد قرار ميگيرند مثل صورت، گردن و دستها. علائم آن عبارتند از: بيرنگ شدگي قسمت هايي از پوست بدن، ايجاد برآمدگي هاي سفيد يا قرمز رنگ،خشکي

 و زبر شدن شديد و در نهايت ريزش شديد پوست. خونريزي و ايجاد شيارهاي عميق در پوست پيش بيني ميشود اما بيمار طي اين مراحل از دردهاي سخت رنج نخواهد برد.

 

ملانوم: به عنوان خطرناک ترين نوع سرطان پوست شناخته شده است و 5 درصد کل سرطان هاي پوست را به خود اختصاص مي دهد. با سرعت تمام در نقاط مختلف بدن ريشه ميدواند. در ميان مردان در سنين 20 تا 30 سالگي شايع تر است. نقطه شروع بيماري ميتواند شکم، کمر، قفسه سينه و ساق پا باشد.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384 7:19 توسط پرنده دریا |


ساختمان دندان
هر دندان از دو قسمت تشكيل شده است : تاج و ريشه
تاج قسمتي از دندان است كه در دهان ديده مي شود و ريشه قسمتي از دندان است كه در داخل استخوان فك قرار دارد.

ساختمان تاج
در تاج هر دندان از خارج به داخل سه لايه وجود دارد. مينا. عاج و مغز دندان

ميناي دندان
قسمتي از تاج دندان كه در دهان قابل شاهده و لمس است. مينا ناميده مي شود ساير قسمت هاي تاج در زير مينا قرار دارند.

عاج دندان
عاج قسمتي است كه در زير مينا قرار گرفته و استحكام آن از مينا كمتر است. همچنين بر خلاف مينا بافتي زنده بوده و در مقابل تحريكات حساسيت نشان مي دهد. رنگ عاج زرد روشن است.

مغز دندان
در وسط هر دندان حفره اي وجود دارد كه حاوي اعصاب و رگهاي خوني است و به آن مغز دندان مي گويند. يك دندان تا هنگامي زنده است كه مغز آن سالم باشد. هرگاه در اثر پوسيدگي . ضربه يا عامل ديگري به مغز دندان آسيب برسد. معمولا دچار دندان درد مي شويم . گاهي آسيب وارده باعث مرگ مغز دندان مي شود. در چنين مواردي براي جلوگيري از عوارض بعدي بايد به دندانپزشك مراجعه نمود.

ساختمان ريشه دندان
ريشه دندان نيز از سه لايه تشكليل مي شود كه بترتيب از خارج به داخل عبارتست از : سمان. عاج و مغز دندان .


سمان چيست؟
سمان لايه نازكي است كه در سطح خارجي ريشه دندان قرار دارد. در زير سمان عاج وجود دارد كه ادامه همان عاج است كه در قسمت تاج دندان مي باشد. مغز دندان موجود در ريشه هم در ادامه مغز دندان است كه روي آن را عاج پوشانده است. روي عاج در قسمت تاج دندان مينا و در ريشه سمان قرار دارد.

سطوح دندان
تاج دندان داراي چند سطح است:
سطح خارجي يا لبي . كه به طرف لبه ها قرار دارد.
سطح داخلي يا سطح زباني . كه در دندانهاي پائين به سمت زبان و در دندانهاي بالا به سمت سقف دهان است.
سطح بين دندان . سطح بين دنداني . سطح بين دو دندان مجاور را مي گويند.
سطح جونده كه در دندانهاي جلو باريك و تيز و در دندانهاي عقب پهن و ناهموار است.

پوسیدگی دندان چیست:

پوسيدگي دندان بيماري عفوني قابل انتقالي است كه با فعاليت ميكروب ها در سطح دندان آغاز مي شود و در ساختمان آن پيشرفت مي كند. براي ايجاد پوسيدگي، مواد قندي هم بايد در دسترس ميكروب ها باشند تا عامل خراب كننده ساختمان معدني، يعني اسيد توليد گردد. در واقع پوسيدگي دندان تخريب بافت هاي سخت دندان است. وقتي يك بيماري در اثر فعاليت ميكروب ها ايجاد شود آن را بيماري عفوني مي نامند. و اگر بيماري بتواند از محلي به محل ديگر منتقل شود آنرا بيماري قابل انتقال مي گويند.
با تعريفي كه از پوسيدگي دندان شد، مي فهميم كه پوسيدگي مي تواند از يك دندان يه ساير دندانها سرايت كند.

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر 1384 0:16 توسط پرنده دریا |


به علت شیوع بی دلیل این بیماری این پست رو به این بیماری دادم.

به التهاب اپانديس(انشعاب کوچک روده بزرگ) گفته ميشود در مردان شیوع بیشتری نسبت به زنان  دارد . اوج میزان شیوع در اواخر نوجوانی و اوایل ۲۰ سالگی است .

علائم و تظاهرات بالینی :

  • با درد کولیکی ( انقباض و گرفتگی ) در اطراف ناف شروع می شود . همزمان با افزایش و پیشرفت التهاب درد بسمت پایین و سمت راست شکم متمایل شده و درست در بالای محل زائده آپاندیس متمرکز میشود . ( نقطه مک بودنی )

  • کم شدن و یا از دست رفتن کامل اشتها ( بی اشتهایی ) ، اغلب تهوع و گاهی بهمراه استفراغ میباشد .

  • ( علامت ریباندتندرنس + ) اگر بهنگام معاینه سمت راست و پائين شکم  را با دست فشار داده و مدت کوتاهی نگه داریم و بعد دستمان را برداریم . بطور لحظه ای درد بیمار بدتر می شود . این یافته نشانه انتشار التهاب بسمت پرده صفاق است .

  • درد اولیه ممکن است مبهم باشد ولی بعداً بطور فزاینده ای تشدید می شود .

  • توشه رکتال ( معاینه رکتال ) باعث پیدایش درد سمت راست شکم می شود .

  • اگر شخص به پشت دراز بکشد و پای راستش را مستقیم بالا بیاورد در ناحیه  تحتانی سمت راست شکم  درد احساس می شود .

  • لمس ناحیه یک چهارم تحتانی سمت چپ شکم منجر به احساس درد در ناحیه مقابل ( سمت راست ) میشود .

  • ‌در حالیکه شخص به پشت دراز کشیده . اگر زانو و ران او را به سمت شکم خم کنیم و ساق پا را به سمت داخل و خارج شکم بکشیم اینکار منجر به ایجاد درد میشود.

  • اگر پریتونیت ایجاد شده باشد عضله شکم در معاینه بسیار سخت است .

  • درد شکمی با راه رفتن و سرفه کردن احتمالاً بدتر می شود .

  • تب که معمولاً در طی چندین ساعت اتفاق می افتد .

علائم آزمایشگاهی :

  • افزایش تعداد گلبولهای سفید خون در آزمایش CBC

  • سونوگرافی و CT اسکن شکمی احتمالاً التهاب آپاندیس را نشان می دهد .

جراحی آپاندیس تشخیص آپاندیسیت را قطعی میکند . این عمل با شکاف کوچکی در ناحیه یک چهارم راست و پائین شکم انجام می شود .

البته همه جراحی ها ،‌ یک آپاندیش غیرطبیعی را نشان نمی دهد . حدود ۱۵-۱۰٪ از موارد اعمال جراحی برای آپاندیسیت مشکلی از آپاندیس را نشان نمی دهد بلکه حکایت از مشکلی فراتر از آپاندیسیت است .

در این موارد جراح آپاندیس را برمی دارد و بقیه شکم را برای پی بردن به علل احتمالی درد بررسی می کند . در بعضی موارد برای اینکار نیاز به شکاف جراحی وسیعتری است .

درمان :

بعد از محرز شدن تشخیص با توجه به علائم بالینی  و یافته های آزمایشگاهی جراحی باید هر چه سریعتر انجام شود . اگر شک به آبسه وجود داشته باشد . ابتدا آنتی بیوتیک تراپی انجام می شود و بعد جراحی صورت می گیرد .

عوارض :

  • پارگی روده ها

  • گانگرن روده ها ( مردگی بافت روده )

  • التهاب پرده صفاق ( پریتونیت )

  • آبسه

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر 1384 0:11 توسط پرنده دریا |


لطفا بی نظر  مر ا تنها نگذارید

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آذر 1384 13:32 توسط پرنده دریا |


سلول واحد اساسی و ساختمانی حيات است که همانند کيسه ای است حاوی پروتئين‌ها، اسيدهای چرب، کربوهيدراتها و ماده حيات به نام دی ان ای ( DNA). قابليت رشد، تکثير و همانندسازی از ويژگی های سلول های زنده است. ساختار ژنتيکی هر سلول سرعت رشد، تقسيم و زمان مرگ آن را تعيين می کند. در حالت طبيعی، جايگزينی سلولهای فرسوده با سلولهای جوان از يک برنامه منظم تبعيت می کنند و فرايند رشد و تجديد سلولی به طور ثابت در بدن اتفاق می‌ افتد.

سرطان نوعی بيماری است که در آن سلول‌ها توانايی تقسيم و رشد عادی خود را از دست می ‌دهند و اين موضوع منجر به تسخير، تخريب و فاسد شدن بافت‌های سالم می ‌شود. از اجتماع اين سلول‌های سرطانی و تخريب سلول‌های بافت‌های سالم توده ‌ای به نام تومور ايجاد می‌شود. اگر تومور به لايه‌‌ای محدود ختم شود و به ساير بافت‌ها و ارگانها سرايت نکند تومور خوش ‌خيم (غيرسرطانی‌) است و اگر تومور گسترده شده يا به طور بالقوه قابليت پخش شدن و احاطه کردن ساير بافتها و ارگانها را داشته باشد بدخيم يا سرطانی ناميده می‌شود. برخی از شکل های سرطان متاستاز (Metastasize) می‌کنند به اين معنی که خصوصيت تهاجمی پيدا کرده و به ساير بافت‌های بدن، عمدتا از طريق خون و لنف، سرايت می‌کنند و تومورهای جديدی را ايجاد می‌کنند.

رشد سرطانی يا بدخيم زمانی اتفاق می‌افتد که:

  • برخی از سلول‌ها به طور غيرقابل کنترل شروع به تکثير کنند.

  • بخش‌ هايی که به طور طبيعی عهده‌ دار دفاع از بدن هستند مانند سيستم ايمنی بدن قادر به پيشگيری از تقسيم بی ‌رويه نباشند.

  • تعدادی از سلولهای غيرطبيعی از نظر اندازه بزرگ و بزرگ‌ تر ‌شوند.

در مجموع چهار گروه ژن مسئول تقسيم سلولی به شمار می‌روند:

۱- آنکوژن‌ها (ژن‌های عامل تومور) (Oncogene) که در شرايط عادی در فرستادن پيام به سلول برای تکثير نقش دارند. اختلال و تغيير در اين سلول‌ها منجر به تکثير نامنظم سلول شده و سلول سرطانی بشمار می‌رود.

۲- ژن‌های سرکوبگر تومور- (Tumour suppressor genes) اين ژن‌ها پروتئين‌های خاصی را توليد می‌کنند که در شرايط عادی وظيفه معکوس آنکوژن‌ها را داشته و به سلول پيام توقف تکثير می‌دهد. يکی از مهم‌ترين ژن‌های اين گروه ژنی‌ به نام p۵۳ است.

۳- ژن‌های خودکشی – (Suicide genes) خودکشی سلول‌ها يا مرگ سلول يکی از مهم ‌ترين عوامل پيچيده سلولی است که به سلول توانايی خودکشی در شرايط غيرمعمول را می‌دهد تا مانع شيوع تکثير و آسيب‌ديدگی به ساير سلول‌ها ‌شود. هنگامی که ژن‌های خودکشی آسيب پيدا کنند ديگر قادر به فعاليت خود برای نابود کردن سلول معيوب نبوده و سلول سرطانی محسوب می‌شود.

۴- ژن‌های ترميمی دی ان ای- (DNA repairing genes) اين ژن‌ها مسئول ترميم دی ان ای آسيب ديده و معيوب هستند که با ترشح پروتئين‌های متفاوت زمينه ترميم دی ان ای آسيب ديده را فراهم می کنند. اما زمانی که خود اين ژن های ترميمی دی ان ای آسيب می بينند، سلول، ديگر توانايی ترميم خود را از دست داده و اختلالات ژنتيکی و ترميم نشدن دی ان ای منجربه سرطان می‌شود.

سبب شناسی سرطان

سرطان يک فرايند پويا است که توسط متغيرهای ناشناخته و مستقل متعددی موجب تغييرات مولکولی سلول شده و منجر به تداخل در سيستم تکثير سلول می‌شود.

اولين تغيير سلولی آشکار در پيدايش سرطان، تراريختی و تغيير شکل سلول است. عواملی که به ايجاد سلولهای سرطانی کمک می‌کنند عبارتند از:

  • استعداد ميزبان: عوامل ژنتيکی از جمله نقايصی در کروموزوم‌ها و يا انتقال ژن معيوب به جنين

  • عوامل ايمنولوژيک(ايمنی): مانند نارسايی مکانيسم ايمنی طبيعی بدن

  • داروهای سرکوبگر ايمنی: موجب سرکوب مکانيسم ايمنی طبيعی شده و زمينه‌ ابتلا به سرطان را فراهم می کنند

  • عوامل محيطی: تماس با مواد سرطان‌زا مانند آزبست، پرتونگارها و راديوم‌ـ پرتوهای يونيزه شامل امواج الکترومغناطيسی

  • ويروسهای القا کننده سرطان: ويروسهايی هستند که قابليت تغيير دادن شکل سلولی را که آلوده می‌کنند، دارند و در نتيجه منجر به تکثير خارج از کنترل سلول‌های مورد نظر می‌شوند. اين تکثير فزاينده موجب تومور يا سرطان می‌شود.

  • عوامل ترشح هورمونی: عوامل ترشح هورمونی اغلب موجب تسريع روند بدخيمی بيماری می‌شود.

الگوهای درمان سرطان

تا کنون بيش از ۲۰۰ نوع مختلف سرطان شناخته شده است. اين سرطان ها می‌توانند بافتهای مختلف بدن را احاطه کنند.

هر نوع سرطان عوامل، مشخصات و همچنين درمان خاص خود را دارد اما روش های اصلی درمان سرطان عبارتند از:

ا- جراحی
2- راديوتراپی
۳- شيمی درمانی
4- هورمون درمانی
۵- ژن درمانی

کاربرد شکل های جديد اشعه همانند پرتوهای ليزر که به بافت‌ های طبيعی صدمه نمی ‌زنند و توسعه انواع هورمون درمانی به تنهايی و يا در ترکيب با ساير درمان‌ها از پيشرفتهای مهم در خصوص پيشگيری و درمان سرطان به شمار می رود. اخيرا موفقيتهای تشخيص و درمان سريعتر بيماران، تکامل روشهای جديد تشخيصی و درمانی مانند شيمی درمانی و هورمون درمانی و الگوهای معاينات ادواری و عمومی سرطان توانسته مرگ و مير ناشی از اين بيماری را کاهش دهد.

سلول واحد اساسی و ساختمانی حيات است که همانند کيسه ای است حاوی پروتئين‌ها، اسيدهای چرب، کربوهيدراتها و ماده حيات به نام دی ان ای ( DNA). قابليت رشد، تکثير و همانندسازی از ويژگی های سلول های زنده است. ساختار ژنتيکی هر سلول سرعت رشد، تقسيم و زمان مرگ آن را تعيين می کند. در حالت طبيعی، جايگزينی سلولهای فرسوده با سلولهای جوان از يک برنامه منظم تبعيت می کنند و فرايند رشد و تجديد سلولی به طور ثابت در بدن اتفاق می‌ افتد.

سرطان نوعی بيماری است که در آن سلول‌ها توانايی تقسيم و رشد عادی خود را از دست می ‌دهند و اين موضوع منجر به تسخير، تخريب و فاسد شدن بافت‌های سالم می ‌شود. از اجتماع اين سلول‌های سرطانی و تخريب سلول‌های بافت‌های سالم توده ‌ای به نام تومور ايجاد می‌شود. اگر تومور به لايه‌‌ای محدود ختم شود و به ساير بافت‌ها و ارگانها سرايت نکند تومور خوش ‌خيم (غيرسرطانی‌) است و اگر تومور گسترده شده يا به طور بالقوه قابليت پخش شدن و احاطه کردن ساير بافتها و ارگانها را داشته باشد بدخيم يا سرطانی ناميده می‌شود. برخی از شکل های سرطان متاستاز (Metastasize) می‌کنند به اين معنی که خصوصيت تهاجمی پيدا کرده و به ساير بافت‌های بدن، عمدتا از طريق خون و لنف، سرايت می‌کنند و تومورهای جديدی را ايجاد می‌کنند.

رشد سرطانی يا بدخيم زمانی اتفاق می‌افتد که:

  • برخی از سلول‌ها به طور غيرقابل کنترل شروع به تکثير کنند.

  • بخش‌ هايی که به طور طبيعی عهده‌ دار دفاع از بدن هستند مانند سيستم ايمنی بدن قادر به پيشگيری از تقسيم بی ‌رويه نباشند.

  • تعدادی از سلولهای غيرطبيعی از نظر اندازه بزرگ و بزرگ‌ تر ‌شوند.

در مجموع چهار گروه ژن مسئول تقسيم سلولی به شمار می‌روند:

۱- آنکوژن‌ها (ژن‌های عامل تومور) (Oncogene) که در شرايط عادی در فرستادن پيام به سلول برای تکثير نقش دارند. اختلال و تغيير در اين سلول‌ها منجر به تکثير نامنظم سلول شده و سلول سرطانی بشمار می‌رود.

۲- ژن‌های سرکوبگر تومور- (Tumour suppressor genes) اين ژن‌ها پروتئين‌های خاصی را توليد می‌کنند که در شرايط عادی وظيفه معکوس آنکوژن‌ها را داشته و به سلول پيام توقف تکثير می‌دهد. يکی از مهم‌ترين ژن‌های اين گروه ژنی‌ به نام p۵۳ است.

۳- ژن‌های خودکشی – (Suicide genes) خودکشی سلول‌ها يا مرگ سلول يکی از مهم ‌ترين عوامل پيچيده سلولی است که به سلول توانايی خودکشی در شرايط غيرمعمول را می‌دهد تا مانع شيوع تکثير و آسيب‌ديدگی به ساير سلول‌ها ‌شود. هنگامی که ژن‌های خودکشی آسيب پيدا کنند ديگر قادر به فعاليت خود برای نابود کردن سلول معيوب نبوده و سلول سرطانی محسوب می‌شود.

۴- ژن‌های ترميمی دی ان ای- (DNA repairing genes) اين ژن‌ها مسئول ترميم دی ان ای آسيب ديده و معيوب هستند که با ترشح پروتئين‌های متفاوت زمينه ترميم دی ان ای آسيب ديده را فراهم می کنند. اما زمانی که خود اين ژن های ترميمی دی ان ای آسيب می بينند، سلول، ديگر توانايی ترميم خود را از دست داده و اختلالات ژنتيکی و ترميم نشدن دی ان ای منجربه سرطان می‌شود.

سبب شناسی سرطان

سرطان يک فرايند پويا است که توسط متغيرهای ناشناخته و مستقل متعددی موجب تغييرات مولکولی سلول شده و منجر به تداخل در سيستم تکثير سلول می‌شود.

اولين تغيير سلولی آشکار در پيدايش سرطان، تراريختی و تغيير شکل سلول است. عواملی که به ايجاد سلولهای سرطانی کمک می‌کنند عبارتند از:

  • استعداد ميزبان: عوامل ژنتيکی از جمله نقايصی در کروموزوم‌ها و يا انتقال ژن معيوب به جنين

  • عوامل ايمنولوژيک(ايمنی): مانند نارسايی مکانيسم ايمنی طبيعی بدن

  • داروهای سرکوبگر ايمنی: موجب سرکوب مکانيسم ايمنی طبيعی شده و زمينه‌ ابتلا به سرطان را فراهم می کنند

  • عوامل محيطی: تماس با مواد سرطان‌زا مانند آزبست، پرتونگارها و راديوم‌ـ پرتوهای يونيزه شامل امواج الکترومغناطيسی

  • ويروسهای القا کننده سرطان: ويروسهايی هستند که قابليت تغيير دادن شکل سلولی را که آلوده می‌کنند، دارند و در نتيجه منجر به تکثير خارج از کنترل سلول‌های مورد نظر می‌شوند. اين تکثير فزاينده موجب تومور يا سرطان می‌شود.

  • عوامل ترشح هورمونی: عوامل ترشح هورمونی اغلب موجب تسريع روند بدخيمی بيماری می‌شود.

الگوهای درمان سرطان

تا کنون بيش از ۲۰۰ نوع مختلف سرطان شناخته شده است. اين سرطان ها می‌توانند بافتهای مختلف بدن را احاطه کنند.

هر نوع سرطان عوامل، مشخصات و همچنين درمان خاص خود را دارد اما روش های اصلی درمان سرطان عبارتند از:

ا- جراحی
2- راديوتراپی
۳- شيمی درمانی
4- هورمون درمانی
۵- ژن درمانی

کاربرد شکل های جديد اشعه همانند پرتوهای ليزر که به بافت‌ های طبيعی صدمه نمی ‌زنند و توسعه انواع هورمون درمانی به تنهايی و يا در ترکيب با ساير درمان‌ها از پيشرفتهای مهم در خصوص پيشگيری و درمان سرطان به شمار می رود. اخيرا موفقيتهای تشخيص و درمان سريعتر بيماران، تکامل روشهای جديد تشخيصی و درمانی مانند شيمی درمانی و هورمون درمانی و الگوهای معاينات ادواری و عمومی سرطان توانسته مرگ و مير ناشی از اين بيماری را کاهش دهد.

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آذر 1384 0:44 توسط پرنده دریا |


تقديم به همه كساني كه در پيشگيري ايدز كمك مي كنند

امتحانم را بد داده بودم داشتم با بي حوصلگي از  سالن امتحانات خارج مي شدم   از طبقه دوم پايين امدم  به طرف در خروجي روانه شدم ناگهان پوستر قرمز بزرگي نظرم را به خود جلب كرد  نوشته ها وارونه و جدا از هم نوشته شده بود  گويا نويسند قصد جلب توجه بيشتري را در نظر داشت نوشته شده بود

۴۷در صد ایدزیان جهان زنان هستند

جمله بسيار تكان دهنده اي بود كاملا از فكر امتحان خارج شدم وبه اين جمله فكر كردم  اگر همچنان چنگال تيزحوسها همچون قلادي  انسانها را بدنبال خود ببرد و همين دختران ايدزي كه مادران فرداي نسلهاي ما هستند كور كورانه  سوار بر قايقي  سوراخ ورها شده در اقيانوسي بيكران هستندمي توانند اين اشرف مخلوقات را به سر منزل امن برسانند يا نه نسلهاي ما همانند دايناسوره  محكوم به انقراض ميشود.

اگر چه در پستهايقبلي مطالبي در باره ايدز نوشتم ولي بر خود واجب دانستم براي تاكيد زياد بار  ديگر پستي ديگر را به آن  اختصاص دهم:

زنان، قربانيان خاموش
از 1985 تاكنون، آمار زنان بزرگسال مبتلا به ايدز از 35 درصد كل تعداد مبتلايان به 48 درصد افزايش داشته است. همچنين، 60 درصد از مبتلايان به ايدز 15 تا 24 سال را زنان تشكيل مي‌دهند.
كوفي عنان، دبيركل سازمان ملل متحد، در پيام خود به‌مناسبت روز جهاني زن، در 8 مارس 2004 ميلادي برابر با 18 اسفند 1382، بر نقش حياتي زنان در مبارزه با اپيدمي جهاني ايدز تأكيد كرده است. در سال‌هاي نخستين كشف بيماري ايدز، گروه زيادي از محققان و جامعه‌شناسان گمان مي‌كردند كه ايدز بيماري‌اي است كه عمدتاً مردان را مبتلا مي‌كند. در يك دهة گذشته، آمارها نشان داد كه زنان كمتر تحت تأثير اين بيماري بوده‌اند. اما امروزه زنان بار مخرب اين اپيدمي را به‌دوش مي‌كشند.
ميزان آلودگي زنان جوان افريقايي به‌مراتب بيشتر از مردان جوان است. در سراسر جهان، حداقل نيمي از افرادي كه به‌تازگي به اين بيماري مبتلا مي‌شوند زن‌اند و، در ميان افراد كمتر از 24 سال، دختران و زنان جوان نزديك به دوسوم افراد حامل ويروس را تشكيل مي‌دهند.
اگر اين ميزان آلودگي ادامه پيدا كند، به‌زودي اكثر افراد آلوده به بيماري ايدز را در جهان زنان تشكيل خواهند داد.

كوفي عنان در بخشي از پيام خود گفت: «زنان فقير به‌دليل ابتلا به ايدز كم‌كم امنيت اقتصادي خود را بيش از پيش از دست‌ مي‌دهند و غالباً از حقوق مربوط به مسكن، مايملك، ارث و حتي خدمات بهداشتي مناسب محروم مي‌شوند. در مناطق روستايي، ايدز موجب از بين‌ رفتن نظام‌هايي شده است كه طي قرن‌ها، در زمان قحطي و خشكسالي، به زنان براي حل مشكلاتي نظير تغذية خانواده‌هايشان كمك مي‌كرد. در نتيجه اين امر باعث ازهم‌پاشيدگي خانواده‌ها، مهاجرت و نهايتاً افزايش خطر آلودگي به ويروس HIV شده است. ايدز دختران را به علت مراقبت از اقوام بيمار، كمك براي حمايت از خانواده يا فرار از خانه مجبور به ترك تحصيل مي‌كند. در نتيجه آنان بيشتر به ژرفاي فقر سقوط مي‌كنند. فرزندان آنان كمتر شانس رفتن به مدرسه دارند و امكان اينكه بيشتر به اين بيماري آلوده شوند وجود دارد. بنابراين جامعه چندين برابر هزينة بيشتري براي تأثير مخرب ايدز بر زنان مي‌پردازد.»
در مقايسه با مردان، زنان كمتر داراي شريك جنسي خارج از ازدواج هستند و زنان كمتر از مردان مواد مخدر تزريق مي‌كنند، پس چرا آسيب‌پذيري زنان در برابر بيماري ايدز بيشتر است؟
كوفي عنان اين عوامل را برمي‌شمارد: «فقر، تجاوز، خشونت، نبود اطلاعات، اجبار ازدواج با مردان مسن و مرداني كه چندين شريك جنسي دارند.»

دكتر ميترا معتمدي‌هروي، رئيس ادارة ايدز وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، پيش‌بيني مي‌كند كه در آينده با افزايش تعداد مبتلايان زن در مقايسه با مبتلايان مرد در كشور روبه‌رو خواهيم شد. او مي‌گويد: «در كشور ايران، درحال‌حاضر نسبت مبتلايان زن و مرد، در مقايسه با گذشته، تغيير محسوسي نداشته است و همچنان مردان 95 درصد مبتلايان را تشكيل مي‌دهند. ولي در آينده به سمت تغيير اين نسبت‌ها و افزايش شمار زنان مبتلا به ايدز حركت خواهيم كرد.»
متأسفانه در 70 درصد از زنان آلوده به ويروس HIV در ايران، انتقال از طريق تماس جنسي با همسر آلوده صورت گرفته است.

دكتر معتمدي‌هروي مي‌گويد: «زنان، به‌ علت وضعيت فيزيولوژيكي و اجتماعي، نسبت به ويروس ايدز آسيب‌پذيرتر از مردان‌اند. بنابراين، انتظار مي‌رود تعداد زنان مبتلا به بيماري ايدز در كشور افزايش يابد.»
اولين زن آلوده به ويروس HIV در ايران در 1368 شناسايي شد. اين زن يك سال بعد جان سپرد. در مردان ايراني، شايع‌ترين شيوة آلودگي به ويروس ايدز استفاده از سوزن و سرنگ آلوده هنگام تزريق مواد مخدر است، درحالي‌كه بيشتر زنان مبتلا به ايدز از طريق رابطة جنسي ناسالم آلوده شده‌اند. همان‌طور كه گفته شد، زنان 5 درصد از جمعيت آلوده به ويروس HIV كشورمان را تشكيل مي‌دهند كه 46 درصد از اين تعداد متأهل‌اند. نكتة قابل تأمل در آمارها اين است كه احتمال انتقال ويروس از مرد به زن 20 برابر بيشتر از احتمال انتقال آن از زن به مرد
است.

 

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آذر 1384 20:51 توسط پرنده دریا |


به امید پیشگیری همه بیماریها

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آذر 1384 20:3 توسط پرنده دریا |


رشد : هر عضوی از بدن درد خاص خود را دارد و در جای خاصی احساس می‌شود. با این حال پزشکان چندان موافق نیستند دردهایی را که در قسمت قلب احساس می‌شود درد قلبی بنامیم . آنها بیشتر از اصطلاح درد قفسه سینه یا آنژین صدری استفاده می‌کنند و تمام دردهای ناحیه سینه را مهم تلقی کرده( هر چند درست روی قلب نباشد )و علت آن را کاملاً بررسی می‌کنند. علت اینست که برخی از دردهای قفس سینه اصلاً منشا قلبی ندارند و در اثر آسیبهای سایر اندامها ایجاد می‌گردند در هر صورت درد قلبی در افواه به صورت دردی فشارنده و له کننده توصیف می‌شود که نفس فرد را تنگ کرده و او را از ادامه فعالیت باز می‌دارد. معمولاً این درد در زیر جناغ سینه احساس می‌شود اما در د سایر قسمتهای سینه ممکن است مربوط به قلب باشد. حتی برخی افراد نیز ذکر می‌کنند که درد سینه ممکن است مربوط به قلب باشد . حتی برخی افراد نیز ذکر می‌کنند که درد قلبی شان اصلاً حالت دردناکی ندارد و بیشتر به صورت ناراحتی و عذاب خود را بروز می‌دهد.

همانطور که اشاره شد درد قلبی بیشتر در ناحیه جناغ سینه (قسمت پایینی آن ) احساس می‌شود ولی ممکن است به سایر قسمتها نیز انتشار داشته باشد. گاه این درد به شکم راه می‌یابد و فرد تصور می‌کند دچار سوءهاضمه شده است و گاه به گردن , زیر چانه , بین دو کتف و دست ها (بویژه دست چپ ) انتشار پیدا می‌کند . مورد اخیر (انتشار به دست چپ ) حالتی نسبتاً اختصاصی بوده و باید فرد را نسبت به قلبی بودن منشا درد آگاه سازد .کیفیت این درد بیشتر فشارنده است تا سوزشی یا تیز . بنابراین در کسانی که دچار دردهای سوزشی قلب می‌شوند( بویژه وقتی اندازه محل درد از حد یک سکه تجاوز نمی‌کند), باید به فکر علل دیگری برای درد بود . البته اینگونه دردها نیز ممکن است منشا قلبی داشته باشند ولی به طور نشانه ایسکمی( کاهش خونرسانی بافت قلب) نمی‌باشند. معمولا دردهای قلبی با فعالیت بدنی و یا تغییر حالات روحی و روانی ( از جمله استرسهای ناگهانی) ارتباط دراند و به واسطه آنها تشدید می‌شوند. موقعی که فرد در حال راه رفتن دچار چنین دردی می‌شود سرعت خود را کم کرده و یا حتی می‌ایستد. شدت درد ممکن است فرد را ناچارکند بر روی زمین دراز بکشد تا کمی درد تخفیف پیدا کند. از سوی دیگر حالت تنگی نفس نیز معمولاً با این درد همراهی کرده و رنج و عذاب فرد را بیشتر می‌کند . مدت این دردها نیز از 5 دقیقه تا 30 دقیقه متغیر است . در صورتیکه درد قلبی از نیم ساعت بیشتر به طول بینجامد احتمال سکته قلبی در فرد مبتلا به شدت افزایش می‌یابد.

هر کسی ممکن است دچار درد قلبی بشود ولی دردی که توصیف آن رفت بیشتر در کسانی که ریسک فاکتورها یا عوامل خطر ساز تنگی‌ها و انسداد عروق قلبی را داشته باشند بروز پیدا می‌کند. این عوامل به طور خلاصه عبارتند از جنس مذکر , وزن بالا , فشار خون , چربی خون بالا, قند خون بالا , داشتن سابقه خانوادگی سکته قلبی و کشیدن سیگار . در گذشته‌ای نه چندان دور سکته قلبی و دردهای مربوط به قلب بیشتر در افراد مسن و نهایتاً میانسال بروز پیدا می‌کرد اما امروزه سن بروز چنین دردهایی بسیار پایین آمده و متاسفانه برخی افراد در سنین جوانی درد قلبی و گاه سکته قلبی را تجربه می‌کنند.

علت درد قلبی در درجه اول کاهش خونرسانی به بافت عضلانی قلب می‌باشد. به طوری که عروق قلب نتوانند جوابگوی نیاز قلب به اکسیژن و مواد غذایی باشند. این امر در چند حالت ایجاد می‌شود اما شاید دو سه مورد آن از بقیه مهمتر باشند که ذکر آنها را در این جا لازم می‌دانم گاهی عروق قلبی بتدریج دچار گرفتگی می‌شوند و حالتی ایجاد می‌شود که گویی رسوبات خاصی رگ را مسدود می‌سازند. اگر این انسداد تدریجی از مرز70% بگذرد رگهای در حالت فعالیت نمی‌توانند تکافوی نیاز قلب را بدهند و فرد دچار درد می‌شود . به این نوع درد قلبی آنژین پایدار یا دردی که ناشی از مقدار خاصی فعالیت است , می‌گویند. این افراد دچار تنگی مشخصی از یک , دو یاسه رگ قلبی هستند وضعیتشان در طول ماهها و سالها تثبیت شده است . رسوبات داخلی رگها که باعث تنگی آنها می‌شود ( وبه آنها پلاکهای آترواسکروتیک نیز می‌گویند) در برخی موارد موجب تشکیل لخته شده و انسداد ناگهانی و کاملا سرخرگ قلبی اتفاق می‌افتد. حال بسته به اینکه این لخته به سرعت مرتفع شود یا پابرجا بماند فرد را دچار آنژین ناپایدار (که مردم به آن سکته ناقص می‌گویند) و یا سکته قلبی می‌کند. در این حالت فرد به طور ناگهان دچار درد قلبی می‌شود و این درد چندان با استفاده از قرصهای زیر زبانی بهبود نمی‌یابد. در حالت دیگر رگهای قلبی فرد دچار انقباض می‌شود و درد قلبی خاصی در حالت استراحت یا حتی در خواب برای فرد ایجاد می‌نماید.

دردهای دیگری که ممکن است با درد قلبی اشتباه شوند شامل دردهای ناشی از دستگاه تنفسی , دستگاه گوارشی , دستگاه عضلاتی اسکلتی و حتی پوست هستند. دردهای ریوی با سرفه کردن و تنفس کردن تشدید پیدا می‌کنند و در صورت پرسش , فرد سابقه‌ عفونت مجاری تنفسی را ذکر می‌کند. کسانی که دچار ترشح بیش از اندازه عفونت مجاری تنفسی را ذکر می‌کند. کسانی که دچار ترشح بیش از اندازه اسید معده هستند با مشکل خود آشنایی دارند و می‌دانند که درد آنها بیشتر بعد از مصرف غذاهای تحریک کننده یا نفاخ ایجاد می‌شود. از سوی دیگر مصرف آنتی اسید و سایر داروهای مشابه درد آنها را تخفیف می‌دهد . دردهای عضلانی اسکلتی نیز با آسیبهای این اندامها یا سرما خوردن عضلات بین دنده‌ای همراه است . زونا نیز از بیماریهای نسبتاً شایعی است که اگر بر اثر آن درد قفس سینه بروز پیداکند ممکن است پزشک را به اشتباه به سوی درد‌های قلبی گمراه کند.

اگر کسی به طور ناگهانی دچار درد قلبی بشود باید خود او و یا اطرافیانش به دقت فکر کنند تا حدسی برای علت درد پیدا کنند. در هر صورت بهتر است فرد دراز بکشد و فعالیت خود را قطع کند . اگر درد ادامه پیدا کند و منشا گوارشی یا تنفسی نتوان برای آن در نظر گرفت بهتر است در صورت داشتن قرص نیتروگلیسیرین زیر زیانی یک یا چند عدد از آن تا زمان قطع درد استفاده شود و بیمار از طریق آمبولانسهای اورژانس یا وسیله نقلیه مطمئن به بیمارستان یا درمانگاهی که قابلیت بررسی و درمان بیماریهای قلبی را داشته باشد ارجاع داده شد. بنابراین هر کس هرگاه به درد قلبی شدید دچار شد , باید استراحت مطلق داشته باشد, قرص زیر زبانی استفاده کند و به سرعت به اورژانس قلب فرستاده شود. در اورژانس به بیمار داروهای خاصی داده می‌شود و در وهله اول یک نوار قلب از بیمار گرفته می‌شود. اگر نوار قلب تغییراتی به نفع کاهش خونرسانی قلب داشت , معمولاً فرد بستری می‌شود. در غیر این صورت , پزشک با توجه به معاینات و شرح حال بیمار تصمیم خواهد گرفت که فرد نیاز به بستری شدن دارد یا خیر.

در مواردی که دردهای قلبی به صورت مزمن در آمده باشد, بیمار با وضعیت خود آشنایی کافی دارد و داروهای لازم را برای کنترل چنین دردهایی در اختیار دارد. و معمولاً نیز چنین دردهایی آنقدر ادامه پیدا نمی‌کنند که فرد را از ادامه کار بازدارند. فقط لازم است فرد رعایت حال خود را بکند و در صورت بروز درد داروهای اورژانسی خود را استفاده نماید. البته باید به کیفیت یا کمیت درد خود توجه کندو شاید بهتر باشد که به پزشک مراجعه نماید.

در زنان جوان نیز به ندرت دردهای قلبی منشا ایستکمیک (کاهش خونرسانی )دارند . در این موارد البته فرد به اورژانس آورده می‌شود ولی معاینه و نوار قلب چیز خاصی را نشان نمی‌دهد . این موارد بیشتر در اثر آشفتگی های روانی و وجود بیماری خفیف دریچه‌ای به نام پرولاپس دریچه میترال ممکن است ایجاد شده باشد و تجویز آرامبخش یا ایندرال بهترین کمک را به بیمار خواهد کرد. البته اطمینان دادن به بیمار و همراهان او نیز در تخفیف درد ایشان بسیار موثر خواهد بود. حالتهای بسیار خطرناکی نیز گاه موجب درد قلبی می‌شوند که باید با دقت فراوان آنها را مد نظر داشت . یکی از این حالتها پاره شدن بسیار شدیدی در فرد شده و درد قلبی , تنگی نفس و تند شدن تعداد تنفسهای بیمار را موجب می‌شود و در صورتی که اقدام فوری به عمل نیاید, بیمار فوت خواهد شد .


+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آذر 1384 11:31 توسط پرنده دریا |


 


آمار نشان مي‌دهد كه حدود 90 درصد بالغين در طول زندگي خود كمردرد را تجربه مي‌كنند. بنابراين به احتمال زياد شما هم دچار چنين وضعيتي شده‌ايد. يادتان مي‌آيد؟ كمي فكر كنيد... 3-2 روز از شدت كمردرد نمي‌توانستيد خم و راست شويد، حتي پايتان را‌هم نمي‌توانستيد بلند كنيد. پسرخاله‌تان كه براي ديدن شما آمده بود، مي‌گفت حتما ديسك كمر داريد، اما شوهرخاله‌تان مخالف بود. اول كمي شما را ورانداز كرد و بعد با يك حالت فيلسوف‌مابانه گفت:<قطعا مشكل از سياتيك است.> شما هم بالاخره بعد از يك هفته خوب شديد و آخرش هم نفهميديد مشكل شما سياتيك بوده يا چيز ديگر. اما يك توصيه مهم: اگر يكي از دوستان شما كمردرد گرفت و شما خواستيد كلاس بگذاريد و بگوييد مشكل او سياتيك است، به اين هم فكر كنيد كه تنها علت 5 درصد كمردردها، سياتيك است!‌

سياتيك، نام يك عصب است
اصطلاح سياتيك در حقيقت مربوط به دردي است كه در طول عصبي به همين نام انتشار‌مي‌يابد. اين عصب طولاني‌ترين عصب داخل بدن شما است كه از لگن تا انتهاي پا ادامه دارد و در طول مسير خود به شاخه‌هاي متعددي تقسيم مي‌شود. هرگونه فشار بر روي اين عصب مي‌تواند باعث ايجاد درد در تمام طول عصب شود (يعني مسيري كه از كمر شروع مي‌شود و از پشت پا پايين مي‌آيد و تا پاشنه پا مي‌رسد.) البته علائم ممكن است از يك درد خفيف تا ناتواني و از كارافتادگي كامل متغير باشد و گاهي ممكن است با احساس خارش، سوزش، بي‌حسي و ضعف عضلاني هم همراه باشد.
اين درد به‌طور تدريجي شروع شده و با گذشت زمان افزايش مي‌يابد و در هنگام نشستن، برخاستن، عطسه و يا سرفه‌كردن بدتر مي‌شود. ويژگي آن هم اين است كه معمولا فقط يكي از اندام‌هاي تحتاني شما را درگير مي‌كند. در موارد خيلي شديد بيماري، شايد حتي كنترل مثانه و يا روده نيز از دست برود. اين وضعيت اخير، بسيار نادر، اما بسيار خطرناك است.

درد سياتيك از كجا مي‌آيد؟.
شايع‌ترين علت بيماري سياتيك، بيرون‌زدن ديسك بين ‌مهره‌اي و فشار آن بر روي ريشه‌‌هاي عصبي است كه به آن فتق ديسك‌بين‌مهر‌ه‌اي نيز گفته مي‌شود. ديسك‌هاي بين مهره‌اي صفحاتي از جنس غضروف هستند كه مهره‌ها را از هم جدا مي‌كنند. ديسك‌هاي سالم، ستون مهره‌ها را انعطاف‌پذير نگاه‌ داشته و كمك مي‌كنند تا مهره‌ها بتوانند به‌راحتي بر روي هم بلغزند.
با افزايش سن، اين ديسك‌ها شروع به تحليل رفتن مي‌كنند و خشك و تاحدي شكننده مي‌شوند. اين مسئله موجب بيرون رانده‌شدن ديسك از محل خود (فتق) و فشار آن بر روي ريشه عصبي و در نتيجه بروز علائم بيماري سياتيك مي‌شود. البته به غير از فتق ديسك بين‌‌مهره‌اي، عوامل ديگري نيز باعث ايجاد درد سياتيك مي‌شوند. مثلا تنگي ستون مهره‌ها در قسمت كمري و نيز بيماري اسپونديلوليستزي (كه در آن يك مهره به آرامي بر روي مهره ديگر و رو به جلو مي‌لغزد) مي‌توانند باعث ايجاد علائم بيماري شوند. نشانگان پيريفورميس هم نام اختلالي است كه در اثر اسپاسم عضله‌اي به همين نام ايجاد مي‌شود. اين عضله در نزديكي عصب سياتيك قرار دارد و اسپاسم آن باعث فشار بر عصب و بروز درد سياتيكي مي‌شود. ساير علل ايجادكننده بيماري سياتيك عبارتند از: تومورهاي نخاعي كه بر روي ريشه‌هاي عصبي فشار وارد مي‌كنند، سوانحي نظير تصادفات اتومبيل و يا ضرب ديدن ستون مهره‌ها كه موجب آسيب به اعصاب مي‌شوند و تومورهاي خود عصب سياتيك كه البته بسيار شايع هستند. در برخي موارد هم هيچ‌گاه علتي جهت بيماري سياتيك يافت نمي‌شود.‌

چه كساني دچار درد سياتيك مي‌شوند؟
مهم‌ترين عوامل خطر براي بيماري سياتيك عبارتند از:
سن: تغييرات وابسته به سن درستون مهره‌ها شايع‌ترين علت بيماري سياتيك هستند. تحليل رفتن ديسك‌‌هاي‌بين مهره‌اي كمري از سن 30 سالگي شروع مي‌شود ولي تنگي‌هاي ستون مهره‌اي كه يك علت ديگر بيماري سياتيك هستند اغلب افراد را در سنين بالاتر از 50 سال درگير مي‌كنند.
شغل: افرادي كه شغلشان نياز به چرخش مكرر كمر دارد، آنهايي كه بارهاي سنگين حمل مي‌كنند و كساني كه به‌مدت طولاني رانندگي مي‌كنند، بيش از ساير افراد دچار بيماري سياتيك مي‌شوند.‌
فعاليت‌هاي فيزيكي: افرادي كه براي مد‌ت‌هاي طولاني مي‌نشينند و يا يك زندگي راكد و كم‌فعاليت را دنبال مي‌كنند نسبت به افراد فعال‌تر، بيشتر مستعد ابتلا به بيماري سياتيك هستند.
فاكتورهاي ژنتيكي: دانشمندان 2 ژن را شناسايي كرده‌اند كه تصور مي‌رود وجود آنها باعث استعداد برخي افراد به بروز بيماري سياتيك مي‌شود.
علاوه بر موارد فوق، افراد مبتلا به بيماري ديابت نيز به‌دليل آسيب و تخريب عصبي كه در اثر ديابت در آنها ايجاد مي‌شود، بيشتر مستعد ابتلا به بيماري سياتيك هستند.

زمان مراجعه به پزشك
بيماري خفيف معمولا با كمي صبر و حوصله خودبه‌خود از بين مي‌رود. ولي اگر بيماري شما با كارهايي كه انجام داديد بهبود نيافت و يا آنكه درد شما بيش از 6 هفته طول كشيد،بايد به پزشك مراجعه كنيد. در مواردي هم كه درد شما از ابتدا بسيار شديد است و يا روزبه‌روز بدتر مي‌شود،‌بايد به پزشك مراجعه كنيد.
در مواردي هم كه درد شما به‌دنبال يك آسيب شديد نظير يك تصادف اتومبيل ايجاد شده و يا اگر علاوه بر درد، دچار مشكلاتي در اجابت مزاج شده‌ايد و يا اينكه درد شما شديد و ناگهاني و همراه با بي‌حسي و ضعف عضلات كمر و يا پا است، هيچ‌گونه تاخيري در مراجعه به پزشك جايز نيست.
براي تشخيص بيماري سياتيك، پزشك از شما در مورد سابقه بيماريتان سوال خواهد كرد و سپس يك معاينه باليني كامل با توجه ويژه به ستون مهره‌ها و پاهاي شما انجام خواهد داد. در طي معاينه به‌طور معمول چندين آزمون پايه‌اي، جهت بررسي قدرت عضلات و رفلكس‌هاي شما انجام مي‌شود. مثلا پزشك از شما مي‌خواهد كه بر روي انگشتان پا و يا پاشنه‌‌پايتان راه برويد و يا اينكه به‌صورت طاق باز دراز بكشيد و به آرامي يك پاي خود را به‌صورت مستقيم بالا ببريد. دردي كه در اثر بيماري سياتيك ايجاد مي‌شود، معمولا در اثر اين فعاليت‌ها بدتر مي‌شود. تصويربرداري هم از رايج‌ترين اقداماتي است كه براي تشخيص بيماري شما انجام مي‌شود.

درمان سياتيك، راحت و آسان
درد سياتيك بيشتر وقت‌ها به خوبي به درمان‌هاي سرپايي جواب مي‌دهد. در واقع شما مي‌توانيد زندگي روزمره‌تان را ادامه دهيد و فقط بايستي از انجام فعاليت‌هايي كه ممكن است درد شما را بدتر كنند، پرهيز كنيد. اگر چه استراحت به مدت يك تا چند روز سبب بهبودي نسبي بيماري مي‌شود، ولي توجه داشته باشيد كه استراحت در بستر به مدت طولاني و عدم فعاليت علائم شما را بدتر خواهند كرد. قبل از اينكه به يكسري توصيه‌ها براي بهبود درد شما اشاره كنيم، تاكيد مي‌كنيم كه چنانچه درد شما با گذشت زمان بهتر نشد، حتما به پزشك مراجعه كنيد زيرا درصورت عدم درمان، ممكن است دچار عوارضي مثل آسيب دائمي عصب، از دست رفتن حس و حركت در اندام مبتلا و يا حتي از بين رفتن عملكرد روده و يا مثانه شويد.
اقدامات معمول جهت درمان بيماري سياتيك در منزل عبارتند از:
)1 استفاده از كيسه يخ‌: مقداري يخ در يك حوله تميز قرار دهيد و آن را به مدت حداقل 15 تا 20 دقيقه بر روي ناحيه دردناك قرار دهيد. اين عمل را روزي 4 مرتبه تكرار كنيد. كيسه يخ باعث كاهش التهاب در محل مي‌شود.
)2 استفاده ازكيسه‌ ‌آب گرم: پس از 48 ساعت از شروع درد، بهتر است در نواحي آسيب‌ديده، از گرما استفاده كنيد. چنانچه درد شما ادامه داشت، سعي كنيد به‌طور تناوب كيسه‌هاي گرم و سرد را بر روي ناحيه مبتلا قرار دهيد.
)3 انجام حركات كششي: ورزش‌هاي كششي غيرفعال به شما كمك مي‌كنند تا زودتر خوب شويد‌. از انجام حركات پرتابي و يا پيچشي جدا پرهيز كنيد.
)4 داروهاي ضددرد: آسپرين، استامينوفن و بروفن معمول‌ترين داروهاي ضددردي هستند كه مورد استفاده قرار مي‌گيرند،‌ولي استفاده بيش از مقادير توصيه شده، نه تنها نفعي براي شما ندارد، بلكه بسيار زيان‌آور است، زيرا اين داروها در صورت استفاده بيش از حد داراي عوارض جانبي نظير تهوع، خونريزي از معده و يا زخم‌هاي دستگاه‌ گوارشي هستند. براي جلوگيري از چنين حالتي، استفاده از پمادهاي پيروكسيكام و ديكلوفناك هم مناسب است.
علاوه بر اين داروها در برخي از موارد ممكن است پزشك با توجه به علائم بيماري از داروهاي ديگري نظير شل‌كننده‌هاي‌ عضلاني، داروهاي ضدافسردگي و...‌‌ استفاده كند، ولي استفاده از اين‌گونه داروها فقط با دستور پزشك امكان‌پذير است.
)5 فيزيوتراپي: اگر ديسك‌ شما از جاي خود بيرون زده است، فيزيوتراپي نقشي اساسي در بهبودي شما دارد.
هدف از انجام ورزش‌هايي كه به‌طور معمول در فيزيوتراپي انجام مي‌شوند، كمك به قرار گرفتن بدن و اندام شما در وضعيت صحيح، تقويت عضلاتي كه از كمر شما حمايت مي‌كنند و نيز كمك به تقويت انعطاف‌پذيري بدن شما است.
)6 انجام ورزش‌هاي معمولي: ورزش موجب آزاد كردن اندورفين‌ها (مورفين دروني بدن) مي‌شود. اندورفين‌ها واسطه‌هاي شيميايي هستند كه از رسيدن پيام‌هاي درد به مغز جلوگيري مي‌كنند. ورزش با تحريك آزاد شدن اندروفين‌ها در مقابله با ناراحتي‌هاي مزمن كمك بسياري مي‌كند.
در مورد درد سياتيك، تركيب ورزش‌هاي هوارسان با ورزش‌هايي كه انعطاف‌پذيري شما را بهبود مي‌بخشند، مي‌تواند در جلوگيري از تغييرات وابسته به سن در كمر شما موِثر باشد.
چنانچه مجموعه درمان‌هاي فوق در طي چندين ماه نتوانند درد شما را كاهش دهند، ممكن است انجام درمان‌هاي ديگرنظير تزريق كورتن به پرده‌هاي نخاعي و يا انجام عمل جراحي ضرورت پيدا كند.

پيشگيري
اگرچه تنها در 5 درصد موارد علت كمردرد، سياتيك است، اما اگر دچار آن شويد، واقعا آزارتان مي‌دهد. انجام اعمال زير مي‌تواند نقش كليدي در مراقبت از كمر شما داشته باشد:
)1 ورزش كردن به طور منظم: مهم‌ترين كاري كه بر سلامت كمرتان و البته سلامت كلي بدنتان مي‌توانيد انجام دهيد، ورزش كردن است. در طي ورزش، بهتر است تمركز شما بيشتر بر روي عضلات شكم و كمرتان باشد، زيرا اين عضلات جهت راست ايستادن و قرار گرفتن شما در وضعيت مناسب بدني ضروري هستند.
انجام ورزش‌هايي نظير يوگا، استفاده از دوچرخه‌هاي ثابت و تردميل‌‌ به قوي نگاهداشتن اين عضلات كمك مي‌كنند. البته مي‌توانيد دوچرخه‌‌‌سواري را در خارج از منزل هم انجام دهيد ولي ابتدا بايد مطمئن شويد كه صندلي و دستگيره‌هاي دوچرخه در وضعيت مناسبي براي بدن شما تنظيم شده‌اند.
)2 درست بنشينيد: يك صندلي خوب بايد بتواند به‌خوبي از قوس كمري شما حمايت كند. اگر چنين نيست، براي حفظ اين قوس در هنگام نشستن، بهتر است از يك بالش نرم در پشت كمرتان استفاده كنيد. سعي كنيد در فواصل بين فعاليت‌هاي نشستنتان حتما به‌طور تناوب استراحت كنيد، حتي اگر استراحت كردن شما فقط به‌صورت راه ‌رفتن در اداره باشد. در حين رانندگي هم سعي كنيد صندلي شما وضعيت مناسبي داشته باشد و وضعيت آن را طوري تنظيم كنيد كه لازم نباشد جهت دسترسي به پدال گاز، پاي خود را به سمت آن پرتاب كنيد!
)3 وضعيت بدني مناسبي داشته باشيد: آگاهي از اينكه چگونه بايد درست بايستيد و درست بخوابيد و نيز آشنايي با صحيح بلند كردن اجسام سنگين، تا‡ثير بسياري جهت حفظ و نگهداري كمر شما دارد.
اگر قرار است براي مدت زمان طولاني بايستيد، سعي كنيد به‌طور تناوب بر روي يك پايتان تكيه كنيد و به پاي ديگر استراحت دهيد و يا اگر قرار است در حالت ايستاده چيزي را بخوانيد، به‌جاي آنكه جهت خواندن آن، به سمت جلو خم شويد، كتاب را بلند كرده و جلوي چشمانتان بياوريد.‌
جهت حفظ بهترين حالت هنگام خوابيدن بهتر است روي يك تشك سفت بخوابيد و از بالش‌ جهت حمايت كمرتان استفاده كنيد، ولي از بالش‌هايي كه موجب مي‌شوند گردن شما بيش از حد بالا رفته و زاويه تندي ايجاد كند، به هيچ‌وجه استفاده نكنيد.
)4 بلند كردن يك جسم سنگين: ابتدا تصميم بگيريد كه آن را كجا مي‌خواهيد قرار دهيد و چگونه قصد داريد آن را به آن نقطه برسانيد. جهت بلند كردن يك جسم سنگين، كمرتان را خم كنيد بلكه زانوهاي‌تان را خم نكنيد و آن جسم را بلند كنيد. جسم سنگين را نزديك به بدنتان حمل كنيد و هيچ‌گاه بر روي كمرتان نچرخيد، بلكه سعي كنيد با محور كردن پاهايتان، بر روي پاهايتان بچرخيد. هنگامي كه خسته هستيد از حركت دادن اجسام سنگين جدا خودداري كنيد زيرا خستگي موجب مي‌شود با سختي و رنج بيشتري حركت كنيد. هرگز سعي نكنيد جسمي را كه احساس مي‌كنيد سنگين‌تر از توانايي شماست، بلند كنيد.‌

+ نوشته شده در جمعه یازدهم آذر 1384 18:28 توسط پرنده دریا |


     

                       مغز در ذهن انسان در سه كاربرد

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1384 16:44 توسط پرنده دریا |



 

گفت‌وگو با دكتر شاهرخ حوائجي، متخصص بيهوشي
سيمين طهماسبي



قلب دستگاه مركزي بدن است. خون را به مغز، فرمانده بدن، و تمامي احشا و نسوج مي‌رساند. همچنين، عروق شبكة ارتباطي وسيعي ميان قسمت‌هاي مختلف بدن ايجاد مي‌كند. براي صدور فرمان مغز به بخشي از بدن، خون و اكسيژن لازم است. قلب تأمين‌كنندة خون مورد نياز دورترين اعضاي بدن است. هرچه مراقبت‌هاي انجام‌شده در جهت حفظ سلامت دستگاه قلب و عروق بيشتر باشد، هماهنگي بين ساير اعضا و قسمت‌هاي بدن بيشتر خواهد بود. از جمله مسائلي كه به منظور حفظ سلامت اين دستگاه مورد توجه قرار مي‌گيرد كنترل فشار خون است.
پرفشاري خون، بخصوص در سنين پس از يائسگي، خطر بزرگي براي سلامت بسياري از زنان جامعة ما محسوب مي‌شود. رژيم‌هاي نادرست غذايي، مصرف زياد غذاهاي چرب و پرنمك، بي‌تحركي و زندگي ماشيني ازجمله عوامل مستعدكننده براي ابتلا به بيماري پرفشاري خون است.
دكتر شاهرخ حوائجي، متخصص بيهوشي و فلوشيپ بيهوشي قلب و آي‌سي‌يو، در گفت‌وگويي، به معرفي بيماري پرفشاري خون، علل ايجادكننده و تغييرات لازم در نحوة زندگي مبتلايان مي‌پردازد.


 آقاي دكتر، ابتدا بفرماييد فشار خون چه اهميتي دارد و چرا ميزان آن مقياسي است براي سلامت دستگاه قلب و عروق؟
 فشار خون به‌معني فشاري است كه خون در هنگام عبور از رگ‌هاي خوني به ديوارة آن وارد مي‌كند. وجود فشار خون در بدن لازم است و بدون آن نمي‌توان زندگي كرد. فشار خون يك اندازة طبيعي دارد و يك اندازة غيرطبيعي. اگر در اندازة طبيعي باشد، فرد زندگي عادي و روزمره خواهد داشت، در غير اين صورت، مشكلاتي براي بدن و دستگاه گردش خون ايجاد مي‌شود. چنان‌كه فشار خون طبيعي داريد، با اطمينان برنامه‌هايتان را براي زندگي‌اي طولاني و سالم دنبال كنيد.

 فشار خون با دو عدد اعلام مي‌شود. عدد اول فشار خون سيستوليك يا ماكزيمم و عدد دوم فشار خون دياستوليك يا مينيمم را نشان مي‌دهد. سيستول و دياستول در دستگاه گردش خون چه مفهومي دارد؟
 هنگامي كه قلب منقبض مي‌شود و خون را وارد دستگاه گردش خون مي‌كند، فشاري ايجاد مي‌شود. اين فشار، كه ناشي از انقباض عضلة قلب است، فشار خون سيستوليك ناميده مي‌شود. در فاز دياستول چرخة ضربان قلب، عضلة آن شل مي‌شود و خون وريدي به داخل قلب برمي‌گردد، دريچة آئورت بسته مي‌شود و ديگر خوني به سيستم شرياني بدن وارد نمي‌شود. در اين مرحله، فشار خون نسبت به مرحلة سيستول پايين مي‌آيد. اين فشار خون فشار خون دياستوليك نام دارد. سيستول و دياستول همان ماكزيمم و مينيمم است كه براي بيشتر افراد آشناست.

 ميزان طبيعي و غيرطبيعي فشار خون سيستولي و دياستولي چقدر است؟
 ميزان طبيعي فشار خون در كتب مختلف متفاوت در نظر گرفته شده است. ميزاني كه بيشتر مورد قبول است حداكثر 140 ميلي‌متر جيوه براي فشار سيستول يا ماكزيمم و 95 ميلي‌متر جيوه براي فشار دياستول يا مينيمم است. در مقالات تحقيقي اخير آمده است كه فشار سيستوليك نبايد بالاتر از 120 ميلي‌متر جيوه و فشار دياستوليك هم نبايد بيشتر از 70 ميلي‌متر جيوه باشد. هر عاملي كه باعث شود فشار سيستوليك از اين ميزان بالاتر رود، باعث پرفشاري خون سيستوليك خواهد شد. اضطراب، تصلب شرائين و چاقي از جمله علل پرفشاري خون سيستوليك هستند.

 علت پرفشاري خون چيست؟
 با افزايش سن، خاصيت كشساني يا نرمي ديوارة عروق شرياني از بين مي‌رود. هرچه ميزان غيرطبيعي شدن ديوارة شريان‌ها بيشتر باشد، نوسان و تغييرات فشار خون بيشتر خواهد بود. روند تصلب شرائين يعني سخت شدن ديوارة شريان‌ها از اواسط عمر شروع مي‌شود و با افزايش سن شدت مي‌يابد. به‌طوركلي، هر عاملي كه باعث كاهش خاصيت كشساني عروق شرياني يا نرمي آنها شود، پرفشاري خون ايجاد مي‌كند. افزايش سن، وزن و چربي خون، همچنين استرس‌هاي محيطي از جمله عوامل دخيل در پرفشاري خون شناخته شده‌اند.

 بين فشار خون سيستولي و دياستولي ارتباطي وجود دارد؟
 بله، معمولاً فشار خون دياستوليك نصف به علاوة يك فشار خون سيستوليك است. مثلاً اگر فشار خون سيستوليك 120 ميلي‌متر جيوه باشد، فشار خون دياستوليك 70 خواهد بود. در اغلب موارد، با افزايش فشار خون سيستوليك، فشار خون دياستوليك هم افزايش مي‌يابد؛ اما آنچه باعث تخريب ديوارة عروق مي‌شود فشار خون دياستوليك است. يعني اگر فشار خون دياستوليك به‌طور مداوم در حدود 110 ميلي‌متر جيوه باشد، اين وضعيت در مقايسه با افزايشِ گاه‌گاه فشار خون سيستوليك تا اندازة 170 يا 180 ميلي‌متر جيوه مشكلات جانبي بيشتري ايجاد مي‌كند. در بيماران مبتلا به پرفشاري خون مزمن، اين ارتباط به‌هم مي‌خورد و فشار خون سيستوليك آنها در حدود 140 تا 160 و فشار خون دياستوليك در حدود 100 تا 110 ميلي‌متر جيوه خواهد بود. اين بيماران نياز به درمان دارند.

 به‌نظر شما، ميزان فشار خون در بازوي راست و چپ متفاوت است؟
 من به‌شخصه نمي‌دانم تفاوت فشار در دو بازو تا چه اندازه از نظر علمي صحت دارد، اما عدة زيادي به اين تفاوت معتقدند. بارها به بيماراني برخورد كرده‌ايم كه تقاضاي اندازه‌گيري فشار خون در هر دو بازو را دارند. به هر شكل، فشار خون در دست چپ مختصري از دست راست بيشتر است، اما اين تفاوت آن‌قدر فاحش نيست، مگر در فردي كه به يك ضايعة عروقي در شريان زيرترقوه‌اي (ساب‌كلاويَن) راست يا چپ مبتلاست.

 فشار خون در حالت خوابيده بالاتر است يا ايستاده؟
 در وضعيت ايستاده و نشسته، فشار خون در مقايسه با وضعيت خوابيده بالاتر است. بنابراين اگر فشار خون ماكزيمم فردي در حالت استراحت 140 ميلي‌متر جيوه و فشار مينيمم او 90 ميلي‌متر جيوه يا بالاتر باشد، اين فرد مستعد ابتلا به بيماري پرفشاري خون است. چنين فردي قطعاً در وضعيت نشسته و ايستاده فشار خوني بالاتر از حد طبيعي خواهد داشت.

 فشار خون سيستوليك مهم‌تر است يا دياستوليك؟
 فشار خون دياستوليك يا مينيمم اهميت بيشتري دارد تا فشار خون سيستوليك يا ماكزيمم. در حقيقت، تخريب عروق و ضايعاتي كه ايجاد مي‌شود بيشتر ناشي از افزايش فشار خون دياستوليك است. اما اگر فشار خون سيستوليك به‌طور ناگهاني بالا رود و فرد سابقة عارضة عروق مغزي داشته باشد، در اين صورت، افزايش فشار خون سيستوليك منجر به پارگي عروق مغزي و به‌ دنبال آن سكتة مغزي مي‌شود. اين وضعيت معمولاً در افرادي كه به‌طور مزمن فشار خون دياستوليك بالا داشته‌اند و با افزايش ناگهاني فشار خون سيستوليك مواجه مي‌شوند رخ مي‌دهد.

 آيا ويژگي‌هاي جسماني فرد نظير قد و وزن در ميزان فشار خون وي مؤثر است؟
 هرچه فرد بلندقدتر و سنگين‌وزن‌تر باشد و سن بيشتري داشته باشد، به حداكثر فشار خون سيستوليك و دياستوليك نزديك‌تر مي‌شود. مثلاً، در يك كودك خردسال، فشار خون سيستوليكِ 80 ميلي‌متر جيوه و فشار خون دياستوليكِ 50 ميلي‌متر جيوه مناسب است، درحالي‌كه در يك فرد 40 ساله، فشار خون ايده‌آل ماكزيمم 120 تا 130 ميلي‌متر جيوه و مينيمم 60 تا 70 ميلي‌متر جيوه است.

 امراض قلبي در افراد مبتلا به پرفشاري خون شيوع بيشتري دارد؟
 در مبتلايان به پرفشاري خون، چون فعاليت قلب افزايش پيدا مي‌كند، ميزان خوني كه از عروق كرونر ـ شريان‌هاي تغذيه‌كنندة قلب ـ عبور مي‌كند، كاهش مي‌يابد. بنابراين اين افراد بيشتر به امراض عضلة قلب مبتلا مي‌شوند. هرگاه ميان مقدار اكسيژن مورد نياز عضلة قلب و اكسيژني كه در اختيارش قرار مي‌گيرد توازن برقرار نباشد، درد قلبي ايجاد مي‌شود و اگر اين وضعيت شدت يابد، سكتة قلبي اتفاق مي‌افتد. عضلة قلب اين افراد به‌اجبار با قدرت بيشتري كار مي‌كند، در نتيجه، عوارضي نظير خستگي زودرس، كم‌خوني مزمن و بيماري قلبي پيش مي‌آيد. در ضمن، در مبتلايان به تصلب شرائين و پرفشاري خون ناشي از آن، عروق تغذيه‌كنندة عضلة قلب هم درگير مي‌شود، بنابراين، خون كمتري در اختيار عضلة قلب قرار مي‌گيرد. از سوي ديگر، افزايش كار قلب و نياز فراوان اين عضو به اكسيژن، با توجه به كمبود اكسيژن‌رساني، درد قلبي ايجاد مي‌كند.

 قلب مبتلايان به پرفشاري خون گشاد مي‌شود؟
 بزرگي قلب يعني وضعيتي كه اندازة قلب از نصف قطر عرضي قفسة سينه بيشتر است. اما اين مقياس به‌‌تنهايي براي تشخيص بزرگي يا نارسايي قلبي كافي نيست، چون در افراد ورزشكار، ديوارة عضلة قلب، بخصوص بطن چپ، ضخيم‌تر و اندازة قلب بزرگ‌تر از حد طبيعي است. اگر بزرگي قلب با اختلال عملكرد اين عضو همراه باشد، ممكن است ناشي از نارسايي قلب باشد، اما تا زماني كه آزمايش‌هاي دقيق‌تر مانند اكوكارديوگرافي انجام نشده، نمي‌توان با اطمينان گفت كه بزرگي قلب ناشي از نارسايي قلبي است.

 مشكلات تنفسي با امراض قلبي و پرفشاري خون مرتبط است؟
 دستگاه تنفسي و دستگاه قلبي‌ـ‌عروقي ارتباط تنگاتنگي با يكديگر دارند. با تنفس، 20 تا 25 درصد از انرژي قلب مصرف مي‌شود. بنابراين در فردي كه دچار نارسايي قلبي است، قلب از برآورده كردن نياز انرژي، دستگاه تنفسي ناتوان مي‌شود. از طرف ديگر، فردي كه مبتلا به آسم يا بيماري ريوي است، به ‌علت كمبود اكسيژن و افزايش مقاومت عروق ريه با مشكل قلبي روبه‌رو مي‌شود.

 چرا بيماران مبتلا به پرفشاري خون از خستگي شكايت دارند؟
 در اين بيماران، به‌دليل تنگي عروق در اكثر اعضاي بدن، ميزان خوني كه به هر عضو مي‌رسد كم مي‌شود. در حقيقت، حجم خون اين افراد در مقايسه با افراد سالم كمتر است، بنابراين، آنها زودتر از سايرين خسته مي‌شوند. مثلاً، يك فرد سالم پس از طي يكي دو كيلومتر پياده‌روي احساس خستگي مي‌كند، اما شخص مبتلا به پرفشاري خون، به‌ علت افزايش كار قلب، بايد فشار خون بالاتري ايجاد كند تا بتواند از طريق عروق سخت و تنگ‌شده خون را به نسوج برساند، در نتيجه، زودتر از افراد سالم دچار خستگي و فرسودگي مي‌شود.

 در تشخيص بيماران مبتلا به پرفشاري خون، نحوة اندازه‌گيري فشار خون اهميت بسياري دارد. بفرماييد كه وضعيت مناسب براي اندازه‌گيري فشار خون چيست؟
 فردي كه حداقل ده الي پانزده دقيقه در حالت درازكشيده قرار گرفته و هيچ استرسي در اين مدت به او وارد نشده باشد، ميزان فشار خون سيستوليك او بالاتر از 140 ميلي‌متر جيوه و فشار دياستوليك بيش از 90 ميلي‌متر جيوه باشد، مبتلا به پرفشاري خون است. در حالت طبيعي، اگر فردي به‌سرعت از پله‌ها بالا و پايين رود، قطعاً فشار خونش افزايش پيدا مي‌كند.

 چه تغييراتي را در شيوة زندگي و رژيم غذايي مبتلايان به پرفشاري خون توصيه مي‌كنيد؟
 با توجه به عامل ايجادكنندة پرفشاري خون، نحوة كنترل و درمان آن تعيين مي‌شود. اغلب افراد مبتلا به پرفشاري خون در سنين متوسط يا بالايي هستند، چاق‌اند، سابقة بيماري ديابت دارند، فعاليت جسماني كمي در طول روز دارند، و با استرس‌هاي زيادي مواجه‌اند. بنابراين، اگر در روش زندگي اين افراد تغييرات مناسبي ايجاد شود، در كاهش خطرات ناشي از پرفشاري خون مؤثر است. كاستن از استرس‌هاي محيطي و شغلي، مصرف كمتر نمك و چربي، بخصوص چربي‌هاي جامد، و نزديك شدن به وزن ايده‌آل در كنترل فشار خون مؤثر است. پياده‌روي و انجام ورزش‌هاي سبك كه فشار چنداني به عضلة قلب وارد نمي‌كند هم از نظر رواني و عاطفي نقش مثبتي در فرد دارد و هم از وزن اضافي مي‌كاهد و فشار خون را تنظيم مي‌كند.

 آقاي دكتر، براي كنترل پرفشاري خون الزاماً بايد دارو مصرف شود؟
 در مرحلة اول، معمولاً از دارودرماني استفاده نمي‌شود. در فرد مبتلا به پرفشاري خون، برحسب عامل ايجادكنندة بيماري، از شدت آن مي‌كاهيم. مثلاً، اگر فرد مبتلا به چاقي است، وزنش را كم مي‌كنيم؛ اگر در محيط كاري پراسترس مشغول به‌كار است، محيط را تغيير مي‌دهيم؛ اگر از غذاهاي پرنمك استفاده مي‌كند، نمك غذايش را كم مي‌كنيم. و اگر با اين روش‌هاي حمايتي موفق به نزديك كردن فشار خون به حد طبيعي نشديم، درمان دارويي را آغاز مي‌كنيم. بنابراين، همة افرادي كه به بيماري پرفشاري خون مبتلا هستند، نياز ندارند داروهاي پايين‌آورندة فشار خون مصرف كنند.■


+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1384 16:42 توسط پرنده دریا |


 Fatemeh Bostanian, Dr A. Akbar Moosavi Movahedi

 Institute Biochemistry and Biophysics

بيماري هاي نقص کنفورماسيون پروتئين مانند الزايمر هانتيگتون و پارکينسون به علت مسير اشتباه فولدينگ پروتئين (ميسفولدينگ)ايجاد ميشوند. ساختارهاي مشخص فيبري شکل در همه انها مشاهده ميشود. بيماري الزايمر بوسيله وجود پلاکهايي خارج سلولي در مغز مشخص ميشود که اينها از بتا شيت ها تشکيل شده اند. مطالعات اخير نشان مي دهد که تنها اميلوئيدهاي گلوبولار باعث از بين رفتن سلول ميشوند. در اين نقد و بررسي تفاوت بين مسير فولدينگ صحيح پروتئين وفولد اشتباه ان بيان ميشود و  تشکيل اميلوئيدها و ساختارشان و اينکه ايا انها توانايي تشکيل کانال در غشاهاي سلول هاي مغز را دارا ميباشند مورد بررسي قرار ميگيرد . از ميکروسکوپ الکتروني DC,و الکتروفورزژلي براي مطالعه تغييرات ساختار پروتئين استفاده شده است.   

+ نوشته شده در یکشنبه ششم آذر 1384 23:15 توسط پرنده دریا |


سكته‌ مغزي‌ عبارت‌ است‌ از كاهش‌ ناگهاني‌ خونرساني‌ به‌ بخشي‌ از مغز كه‌ طوري‌ به‌ آن‌ ناحيه‌ آسيب‌ مي‌زند كه‌ نمي‌تواند به‌ طور طبيعي‌ داراي‌ كاركرد باشد. غالباً بزرگسالان‌ بالاي‌ 60 سال‌ مبتلا مي‌شوند.
   علايم‌ شايع‌
بسته‌ به‌ محل‌ آسيب‌ مغزي‌ علايم‌ زير ممكن‌ است‌ وجود داشته‌ باشند:
سنگيني‌ ناگهاني‌ در اندام‌ يا كرختي‌ و ناتواني‌ در كنترل‌ عضلات‌
عدم‌ توانايي‌ حركت‌ دادن‌ بخشي‌ از بدن‌
كاهش‌ هوشياري‌ / منگي‌
عدم‌ توانايي‌ تكلم‌
سردرد
اختلالات‌ بينايي‌
گيجي‌
بي‌اختياري‌ مدفوع‌ يا ادرار
   علل‌
معمولاً تصلب‌ شرايين‌ (آترواسكلروز) يا فشار خون‌ بالا. اين‌ موارد ممكن‌ است‌ منجر به‌ موارد زير گردد:
ترومبوز كه‌ در آن‌ جريان‌ خون‌ در اثر تنگي‌ يا بسته‌ شدن‌ يك‌ شريان‌ مسدود مي‌گردد.
آمبولي‌ كه‌ در آن‌ بخش‌ كوچكي‌ از رسوب‌ چربي‌ يا يك‌ لخته‌ خوني‌ كوچك‌ از يك‌ رگ‌ مبتلا يا قلب‌ به‌ مغز مي‌رود.
خونريزي‌ مغزي‌ كه‌ در آن‌ يك‌ رگ‌ خوني‌ مغز پاره‌ شده‌، به‌ بافت‌ مغزي‌ اطراف‌ خود خونريزي‌ مي‌كند.
پارگي‌ آنوريسم‌ يك‌ شريان‌ كوچك‌ مغز
    عوامل تشديد كننده بيماري
سيگار كشيدن‌
چاقي‌
رژيم‌ غذايي‌ پرچربي‌ يا پر نمك‌
سن‌ بيش‌ از 60 سال‌
فشار خون‌ بالا
ديابت‌ شيرين‌
بيماري‌ شريان‌ كرونر
سابقه‌ حملات‌ گذراي‌ ايسكميك‌
سابقه‌ خانوادگي‌ سكته‌ مغزي‌
سوء مصرف‌ الكل‌
فيبريلاسيون‌ دهليزي‌ (نوعي‌ ضربان‌ قلب‌ نامنظم‌)
    پيشگيري‌
به‌ طور منظم‌ ورزش‌ كنيد.
از رژيم‌ غذايي‌ كم‌چربي‌ استفاده‌ كنيد.
سيگار نكشيد.
كنترل‌ طبي‌ هرگونه‌ اختلال‌ مزمن‌ (مثل‌ ديابت‌ شيرين‌)
فشار خون‌ خود را مرتب‌ كنترل‌ كنيد. اگر بالا باشد، به‌ پزشك‌ خود مراجعه‌ كنيد.
در مورد مصرف‌ روزانه‌ آسپيرين‌، از توصيه‌هاي‌ پزشكي‌ بهره‌مند شويد. مطالعات‌ حاكي‌ از آن‌ هستند كه‌ اين‌ امر ممكن‌ است‌ چنان‌ بر لخته‌ شدن‌ تأثير كند كه‌ احتمال‌ ترومبوز يا آمبولي‌ مغزي‌ را كاهش‌ دهد (در سكته‌ خونريزي‌ دهنده‌ مؤثر نيست‌ و ممكن‌ است‌ خطرناك‌ باشد).
اگر دچار انسداد شريان‌ كاروتيد باشيد، جراحي‌ مي‌تواند احتمال‌ سكته‌ مغزي‌ در آينده‌ را كاهش‌ دهد.
   عواقب‌ مورد انتظار
سكته‌ مغزي‌ در 23 موارد باعث‌ مرگ‌، آسيب‌ پايدار يا ناتواني‌ مي‌شود. در بقيه‌ موارد، امكان‌ بهبود كامل‌ بدون‌ ناتواني‌ درازمدت‌ وجود دارد.
يك‌ سكته‌ مغزي‌ خفيف‌ ممكن‌ است‌ نشانه‌اي‌ زودهنگام‌ از حملات‌ شديدتر باشد. ناتواني‌ نسبي‌ در افرادي‌ كه‌ از سكته‌ مغزي‌ نجات‌ مي‌يابند، ممكن‌ است‌ ماه‌ها طول‌ بكشد.
    عوارض‌ احتمالي‌
پنوموني‌ (ذات‌الريه‌)
افسردگي‌
زخم‌ فشاري‌ حاصل‌ از استراحت‌ طولاني‌ در بستر
فلج‌ يا ناتواني‌ پايدار
    درمان‌
   اصول‌ كلي‌
بيمارستان‌ها برنامه‌هاي‌ مداخله‌اي‌ زودهنگام‌ دارند. اگر دچار علايم‌ سكته‌ مغزي‌ شويد، فوراً به‌ نزديك‌ترين‌ بيمارستان‌ محل‌ زندگي‌ خود برويد.
آزمون‌هاي‌ تشخيصي‌ مي‌توانند شامل‌ بررسي‌هاي‌ آزمايشگاهي‌ مايع‌ نخاع‌ و خون‌، نوار قلب‌، اكوكارديوگرافي‌، سونوگرافي‌، آنژيوگرافي‌، سي‌تي‌اسكن‌ و راديوگرافي‌ سر باشند.
ممكن‌ است‌ بستري‌ شدن‌ در بيمارستان‌ براي‌ مراقبت‌ حاد (با پايش‌ دقيق‌ كاركرد قلب‌ و ريه‌، غلظت‌ الكتروليت‌ها و مايعات‌) لازم‌ باشد.
جراحي‌ (گاهي‌ اوقات‌) براي‌ برداشتن‌ لخته‌ يك‌ شريان‌ مغز ممكن‌ است‌ لازم‌ باشد.
در بعضي‌ انواع‌ سكته‌ مغزي‌ از داروهاي‌ حل‌كننده‌ لخته‌ خون‌ استفاده‌ مي‌شود.
ممكن‌ است‌ (گاهي‌) مراقبت‌ پرستاري‌ در خانه‌ لازم‌ باشد.
ممكن‌ است‌ فيزيوتراپي‌، كاردرماني‌ و گفتاردرماني‌ لازم‌ باشد.
    داروها
داروهاي‌ ضد انعقادي‌ براي‌ كاهش‌ احتمال‌ تشكيل‌ لخته‌
داروهاي‌ ضد پرفشاري‌ خون‌ در صورت‌ ابتلا به‌ فشار خون‌ بالا
   فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري
اگر كنترل‌ عضلاني‌ شما از دست‌ رفته‌ باشد، درمان‌ به‌ شما كمك‌ خواهد كرد تا ياد بگيريد براي‌ به‌ دست‌ آوردن‌ مجدد مهارت‌هاي‌ پايه‌ مثل‌ خوردن‌، لباس‌ پوشيدن‌ و توالت‌ رفتن‌ از اندام‌هاي‌ آسيب‌ ديده‌ خود استفاده‌ كنيد.
پس‌ از يك‌ سكته‌ مغزي‌، تعبيه‌ سطوح‌ شيب‌دار به‌ جاي‌ پله‌ در ورودي‌هاي‌ منزل‌ و نيز دستگيره‌ در كنار وان‌ حمام‌ و دستشويي‌ها را مدنظر قرار دهيد.
   رژيم‌ غذايي‌
در ابتدا ممكن‌ است‌ تغذيه‌ با استفاده‌ از لوله‌ معده‌ ضرورت‌ يابد و سپس‌ بتوانيد از غذاهاي‌ صاف‌ شده‌، و يا معمولي‌ استفاده‌ كنيد. غذايي‌ را بخوريد كه‌ كم‌ نمك‌ و كم‌چربي‌ باشد.
    درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟
اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌تان‌ علايم‌ سكته‌ مغزي‌ را داشته‌ باشيد يا آنها را در فردي‌ ديگر مشاهده‌ كنيد. اين‌، يك‌ اورژانس‌ است‌!
اگر در طول‌ درمان‌ موارد زير رخ‌ مي‌دهند: ـ تب‌ ـ زخم‌هاي‌ فشاري‌ ـ بدتر شدن‌ علايم‌
منبع:http://www.irteb.com/bimariha/conditions-step.asp-t=459.htm#start

+ نوشته شده در یکشنبه ششم آذر 1384 23:11 توسط پرنده دریا |


 تشخيص آلودگی به ويروس اچ. آی. وی.

شما ممکن است که ويروس اچ. آی. وی. در بدن خود داشته باشيد ولی از نظر سلامتی کاملاً سالم به نظر برسيد. تنها راه مطمئن تشخيص آلودگی و يا عدم آلودگی به ويروس ايدز انجام آزمايش خون در آزمايشگاه می باشد. از زمان ورود ويروس به بدن انسان تا زمانی که شواهد آزمايشگاهی ظاهر شود،‌ ممکن است فاصله زمانی بين دو هفته تا شش ماه طول بکشد که به آن دوره پنجره می گويند. در اين دوران شخص آلوده بوده و می تواند ديگران را نيز آلوده کنند، ولی ممکن است هيچ يک ازعلايم بالينی و آزمايشگاهی متداول را در خود بروز ندهد.

در صورتی که شما به رفتارخطرناکی دست زده ايد و نگران سلامت خود شده ايد، می توانيد به پزشک خود و يا برای انجام آزمايش اچ. آی. وی. مستقيماً به مراکز انتقال خون و ديگر مراکزی که آزمايش ايدز را انجام می دهند، مراجعه کنيد.

نكته بسيارمهمی كه نبايد فراموش شود اين است كه درطی اين 6 ماه نبايد خود و ديگران را درمعرض رفتار خطرناک قرار دهيد.


در بسياری از مراکز درمانی اغلب کشورها، مشاوره و انجام آزمايش اچ. آی. وی. به صورت رايگان و ناشناس (بدون معرفی خودتان و دريافت تنها يک شماره کد)، انجام می پذيرد.
?Who should test for HIV
 چه کسی نياز به انجام آزمايش اچ. آی. وی. دارد؟
دکتر ليلا ميرحقانی

در صورتی که شما سابقه انجام هر کدام از رفتارهای خطرناک زير را داشته ايد:

  • استفاده از سوزن و سرنگ مشترك در اعتياد تزريقی (‌حتی برای يك بار)
  • ابتلاء به بيماری های آميزشی (مثل سوزاك، سيفليس، تبخال و زگيل تناسلی)
  • با فرد آلوده به ويروس اچ. آی. وی. تماس جنسی "حفاظت نشده" داشته ايد.
  • با فرد تزريق كننده مواد مخدر (حتی همسر) تماس جنسی "حفاظت نشده" داشته ايد.
  • با فرد دارای سابقه ابتلاء به بيماريهای آميزشی تماس جنسی "حفاظت نشده" داشته ايد.
  • بدون اطلاع از سابقه ابتلاء فردی به بيماريهای آميزشی تماس جنسی "حفاظت نشده" داشته ايد.
  • با فرد دارای سابقه روابط جنسی با مردان يا زنان ديگر تماس جنسی "حفاظت نشده" داشته ايد.
  • با فرد دارای سابقه روابط جنسی با نوع همجنس تماس جنسی "حفاظت نشده" داشته ايد. (خصوصاً اگر رابطه بين دو مرد بوده و در اين رابطه وی مفعول بوده باشد.)
  • با فردی كه در نواحی پر خطر زندگی می كند، تماس جنسی "حفاظت نشده" داشته ايد. (مناطقی كه در آن آمارميزان افراد آلوده به ويروس اچ. آی. وی. زياد می باشد. مثلاً بعضی كشورهای آفريقايی، کشورهای تازه استقلال يافته روسيه، افغانستان و كشورهای ناحيه خليج فارس)
  • استفاده از مشروبات الكلی و مواد مخدر قبل از تماس جنسی (ترياك، هروئين، قرص اكستاسی، حشيش، گرس و .... )
  • سابقه تجاوز و سوء استفاده جنسی قرار گرفتن

در صورتيكه پاسخ شما به هر يك از موارد فوق مثبت باشد، به پزشک خود و يا جهت گرفتن مشاوره و انجام آزمايش اچ. آی. وی. به مراکز درمانی و مشاوره نزديک محل سکونت خود مراجعه کنيد.

– – توجه – – توجه – – توجه – – توجه – – توجه – – توجه – – توجه – –

آزمايش اچ. آی. وی. به جز در موارد خاصی، جزو آزمايش های روتين پزشکی جهت چک آپ نمی باشد. بايستی که در برگه دقيقاً نام آزمايش اچ. آی. وی. ذکر شود تا آزمايشگاه آن را انجام دهد. بعضی افراد به دليل داشتن شرم و ترس از افشاء رازشان، بدون ذکر نگرانی خود در رابطه با آلودگی به ويروس ايدز، از پزشک خود تنها درخواست آزمايش صحت سلامتی و يا چک آپ می کنند تا به اصطلاح از وضع سلامتی خود با خبر شوند که اين کافی نمی باشد. در صورتی که تمايل به انجام آزمايش اچ. آی. وی. داريد، بايستی دقيق آن را با پزشک خود در ميان بگذاريد.
?When should test for HIV
 اولين تست اچ. آی. وی.

چه زمانی بعد از رفتار خطرناک بايستی آزمايش اچ. آی. وی. داد؟

اگر شما در ايران زندگی می کنيد:

    •  اولين آزمايش 8 هفته بعد از رفتار خطرناک

    •  تکرار آزمايش 6 ماه بعد از رفتار خطرناک

در ايران معمولاً دسترسی به آزمايش استاندارد اچ. آی. وی. ( HIV-ELISA ) سهل تر است . اين نوع آزمايش در ايران برای بار اول 8 هفته بعد از رفتار خطرناک به مراجعه کنندگان توصيه می شود. ولی به دليل اينکه سرعت و ميزان توليد پادتن خون در بدن افراد متفاوت است و برای انجام آزمايش دقيقی که بتوان به نتيجه آن استنتاج کرد و جواب قطعی را ارائه داد، 6 ماه بعد از رفتار خطرناک بايستی که آزمايش تکرار شود.

اگر شما در اروپا و يا آمريکای شمالی زندگی می کنيد:

    •  اولين آزمايش 2 هفته بعد از رفتار خطرناک

    •  تکرار آزمايش 12 هفته بعد از رفتار خطرناک

در کشورهای اتحاديه اروپا و آمريکای شمالی معمولاً به دليل دسترسی سهل تر به روش تست (HIV-PCR) اولين آزمايش 2 هفته بعد از رفتار خطرناک توصيه می شود. اين روش دو هفته بعد از ورود ويروس قادر به جستجو و رديابی مستقيم ويروس در خون می باشد. اطمينان به اين تست تنها 95 درصد است. بنابراين برای دفعه دوم 12 هفته بعد يک تست (HIV-ELISA) نيز توصيه می شود که ميزان پادتن (آنتی بادی) ها يی که خون شخص آلوده برعليه ويروس اچ. آی. وی. توليد کرده است را اندازه گيری می کند .

در بسياری از مراکز درمانی اغلب کشورها، مشاوره و انجام آزمايش اچ. آی. وی. به صورت رايگان و ناشناس (بدون معرفی خودتان و دريافت تنها يک شماره کد)، انجام می پذيرد.
HIV ELISA or EIA test
 آزمايش HIV-ELISA

آزمايش استاندارد اچ. آی. وی.، تست HIV-ELISA است. اين تست استاندارد جهانی مورد استفاده در بيمارستان ها، بانک های خون و يا سازمان های انتقال خون می باشد1.

اين آزمايش مستقيماً خود ویروس را جستجو نمی کند. در اين روش، ميزان پادتن ( آنتی بادی) هایی که بدن شخص آلوده برعلیه ویروس اچ. آی. وی. توليد کرده، اندازه گرفته می شود.

وقتی که ويروس اچ. آی. وی. وارد بدن می شود، يک ماده شيميايی خاصی از سوی سيستم دفاعی توليد می شود که پادتن ( آنتی بادی) ناميده می شود. پادتن ها واکنش بدن نسبت به عفونت می باشند. بنا براين اگر بدن شخصی پادتن عليه ويروس اچ. آی. وی. توليد کرده باشد، به معنای آن است که شخص به ويروس اچ. آی. وی. آلوده شده است.
توليد پادتن در بدن به مدت زمان بين چند روز تا سه هفته نياز دارد2.
آزمايشی را که بتوان به نتيجه آن اعتماد کرده و بر اساس آن شخص را نسبت به نوع سلامت خود با اطلاع کرد، دربعضی منابع بين 6 هفته تا 6 ماه و بعضی ديگر بين 8 هفته تا 6 ماه بعد از ارتباط خطرناک توصيه شده است.

HIV-PCR test
 آزمايش HIV-PCR

به زبان بسيار ساده اين آزمايش مستقيماً وجود ويروس اچ. آی. وی. در خون را جستجو می کند.

تست HIV-PCR، دی. ان. آی. ويروس اچ. آی. وی. را در خون رديابی می کند. اگر شخصی آلوده شده باشد، دی. ان. آی. ويروس ايدز در خون او وجود خواهد داشت.
ميزان اطمينان به دقت اين تست 95% می باشد. بعضی منابع اين آزمايش را دو هفته بعد از داشتن ارتباط خطرناک (ارتباطی که به تماس مشکوک با خون منجر شود) و بعضی ديگر ابتدا 4 هفته بعد3، توصيه می کنند. معمولاً بين 5 روز تا يک هفته طول می کشد تا نتيجه اين آزمايش دريافت شود.

از نظرهزينه، اين تست به طور معمول بسيار گران تر از تست (HIV-ELISA) می باشد.

References
 منابع و مآخذ
  1 http://ehivtest.net
  2 www.avert.org/hivtesting
  3 http://ehivtest.net
بر گرفته از سایتhttp://www.aids-ir.org/HIV_testing.html

+ نوشته شده در یکشنبه ششم آذر 1384 23:2 توسط پرنده دریا |


• ميکروبی که باعث بيماری سل می شود، مايکوباکتريوم توبرکلوزيس نام دارد؛
• اين بيماری از طريق هوا پخش می شود ولی حتماً بايد تماس نزديک با فرد مبتلا به سل وجود داشته باشد؛
• به محض اينکه مطلع شديد که آلوده به HIV شده ايد بايد تست پوستی سل را انجام دهيد، لذا حتماً جهت انجام اين تست به پزشک خود مراجعه نمايبد؛
• داروهای ضد سل، موجب درمان و پيشگيری از سرايت بيماری می شود.
?What is tuberculosis
 بيماری سل چيست؟

ميکروبی که باعث بيماری سل می شود، مايکوباکتريوم توبرکلوزيس نام دارد؛ سل اکثرموارد ريه ها را گرفتار می سازد ولی می تواند ساير اعضای ديگر بدن را هم مبتلا کند. ميکروب ممکن است بصورت نهفته و يا بصورت فعال باشد.

نهفته يعنی ميکروب در بدن فرد وجود دارد ولی باعث بيماری نشده است. اگر شما دارای سل نهفته باشيد، علايم سل را نخواهيد داشت و نمی توانيد بيماری را به فرد ديگری منتقل نماييد ولی درصورتيکه آلوده به HIV باشيد، ويروس، سيستم ايمنی شما را به حدی تضعيف می کند که بدن نمی تواند در مقابل ميکروب مقاومت نمايد بنابر اين ميکروب سل شروع به تکثيرورشد کرده و موجب سل فعال می شود (که بيماری سل نيز ناميده می شود).

درفرد آلوده به HIV؛ ابتلا ريه ها و يا هر عضو ديگری به سلِ فعال ، يکی از نشانه های ورود به مرحله بيماری ايدز است.

?How is TB spread
 ميکروب سل چگونه سرايت پيدا می کند؟

اين بيماری از طريق هوا به ساير افراد منتقل می شود. هنگاميکه شخصی که بيماری سل ريوی و يا گلو دارد، عطسه يا سرفه بکند و يا آواز بخواند قطره های خيلی کوچک که حاوی ميکروب سل است در هوا پراکنده می شود، شخص ديگری که همان هوای حاوی ميکروب را تنفس کند ممکن است مبتلا به بيماری سل شود.

بيماری سل در تماس طولانی و نزديک منتقل می شود، لذا افرادی که هر روز با بيمارمبتلا به سل در تماس هستند مانند افراد خانواده، دوستان وهمکاران در معرض خطر بيشتری قرار دارند.

بيماری سل از طريق دست دادن، استفاده از دستشويی و يا قاشق و ظرف مشترک پخش نمی شود.

?How can I avoid TB
 چگونه می توان ازابتلا به بيماری سل پيشگيری کرد؟
برخی از مشاغل که بيشتر در تماس با مبتلا يان به سل هستند بيشتر در معرض خطر ابتلا به بيماری سل می باشند، مثل افرادی که در بيمارستان و درمانگاه يا زندان و يا خانه فقرا برای افراد بی سرپناه کار می کنند. شما و پزشکتان بايد باهم تصميم بگيريد که آيا به صلاحتان است که در چنين محيطی کار بکنيد يا خير.

چنانچه در شرايطی قرار داريد که خطر ابتلای سل به ميزان بيشتری شما را تهديد می کند حتماً بايد آزمايش بيماری سل بيش از سالی يک بار برايتان انجام بگيرد.

چنانچه برايتان مقدور است سعی کنيد از شخصی که بيماری سل فعال دارد ولی داروهايش را مصرف نمی کند و يا اينکه تازه شروع به خوردن دارو کرده است دوری کنيد. فردی که به مدت چندين هفته داروهايش را مصرف کرده است طبيعتاً ديگر بيماری سل را منتشر نمی کند و پزشک به وی خواهد گفت که چه موقع همراهان وی را خطر ابتلا تهديد نمی کند.

اگر بر حسب اتفاق با چنين فردی در تماس قرار داشتيد، حتی اگر جواب تست سل برايتان منفی بوده است، فوراً به دکتر مراجعه تا در صورت لزوم برايتان دارو ضد سل ( جهت پيشگيری) شروع کند.

?How do I know if I might have active TB
 چگونه می فهميم که مبتلا به سل فعال هستيم؟

علامتهای اين بيماری بستگی به اين دارد که ميکروب به کدام عضو حمله کرده است. معمولاً ميکروب سل ريه ها را درگير می کند وعلامت های سل ريوی شامل:

  • سرفه شديد بيش از 3 هفته ،
  • درد قفسه سينه ،
  • خلط خونی

سايرعلايم عبارتند از:

  • ضعف يا خستگی زياد،
  • کاهش وزن،
  • از دست دادن اشتها
  • تب
  • لرز و
  • عرق شبانه
?Does TB affect only the lungs
 آيا بيماری سل فقط ريه ها را مبتلا می سازد؟

خير، هرچند بيماری سل فعال اغلب ريه ها را درگير می کند ولی اعضای ديگر بدن راهم می تواند مبتلا سازد، از جمله کليه ها و ستون مهره ها.

فردی که مبتلا به سل ريوی و يا سل حنجره نباشد معمولاً نمی تواند اين بيماری را به ساير افراد منتقل کند.

?Am I at greater risk of getting TB because I have HIV
 آيا فردی که HIV مثبت است بيشتر در خطر ابتلا به بيماری سل است؟

بله، احتمال فعال شدن سل نهفته در بدن فرد HIV مثبت زياد است، به دليل اينکه سيستم دفاعی بدن در چنين شخصی ضعيف است بنابراين بدن نمی تواند با ميکروب جديد به خوبی مبارزه کند.

?Since I have HIV, should I be tested for TB
 آيا اگر من HIV مثبت باشم؛ بايد آزمايش بيماری سل را انجام بدهم؟

بله، چنانچه سابقه ابتلا به بيماری سل و يا سابقه آزمايش پوستی ( PPD ) مثبت سل را نداريد، حتماً جهت انجام آزمايش پوستی به پزشک و يا مراکز بهداشتی درمانی مراجعه کنيد.

جهت انجام اين آزمايش، مايعی به نام توبرکولين به زير پوستتان در ناحيه ساعد تزريق می شود. بعد از 2 تا 3 روز بايد مجدداً به دکتر مراجعه کنيد، پرستار و يا دکتر به محل تزريق نگاه کرده و مشخص خواهد کرد که نتيجه آزمايش مثبت يا منفی بوده است.

اگر جواب آزمايش مثبت باشد معمولاً به دليل سل نهفته است؛ ولی با اين وجود ممکن است هنوز نياز به آزمايشهای بيشتری داشته باشيد تا مشخص شود آيا مبتلا به بيماری سل (سل فعال) هستيد يا خير. اين آزمايش ها شامل عکس ريه ها و آزمايش خلط می باشد، چون ميکروب سل به اعضای ديگر بدن هم ممکن است حمله کند لذا گاهی ممکن است آزمايشهای بيشتری هم در خواست شود.

اگر جواب آزمايش منفی باشد؛ حداقل سالی يک بار آزمايش بيماری سل را بايد تکرارکنيد وهميشه از دکتر خود در مورد احتمال ابتلا به سل بپرسيد.

اگر مادر HIV مثبتی هستيد که فرزندتان بعد از اينکه HIV مثبت شديد بدنيا آمده است؛ حتماً فرزندتان در سن 9 تا 12 ماهگی بايد آزمايش سل بدهد.

?If I have latent TB, can drugs help prevent it from becoming active TB
 اگرمن مبتلا به سل نهفته باشم؛ آيا با دارو می توان از پيشرفت و تبديل شدن آن به بيماری سل فعال جلوگيری کرد؟

بله، داروی ايزونيازيد ازتبديل شدن سل نهفته به بيماری سل فعال جلوگيری می کند. برای افرادی که HIV مثبت هستند همراه ايزونيازيد، ويتامين ب 6 هم تجويز می شود که از صدمه دستگاه عصبی پيشگيری می کند.

به محض اينکه متوجه شديد HIV مثبت هستيد آزمايش سل بدهيد.

در صورتيکه نتيجه آزمايش مثبت بود (ولی سل فعال نداشتيد)؛ احتمال زياد پزشک برای مدت حداقل 12 ماه

جهت جلوگيری ازتبديل شدن سل نهفته به بيماری سل فعال داروی ايزونيازيد برايتان تجويز خواهد کرد. اين مدت به اين دليل طولانی است که ميکروب های سل به آهستگی از بين می روند. داروها را دقيقاٌ طبق دستور پزشک استفاده کنيد .

اگر حامله هستيد احتمالاً بازهم دکتر برايتان ايزونيازيد تجويز خواهد کرد (ولی معمولاً توصيه خواهد کرد که بعد از 3 ماهگی شروع به مصرف بکنيد).

چنانچه ميکروب سل با داروی ايزونيازيد از بين نرفت دکتر داروی ديگری (احتمالاًريفامپين) جهت پيشگيری از سل فعال تجويز خواهد کرد.

?If I have active TB, can it be cured
 اگر من مبتلا به بيماری سل فعال باشم، آيا بهبود پيدا خواهم کرد؟

بله ؛ داروهای ضد سل در بدن اشخاص HIV مثبت بخوبی بدن اشخاص بدون HIV عمل می کند .

داروهای متعددی برای درمان سل فعال وجود دارد و درچند هفته اول ممکن است چند داروی مختلف بطور همزمان برايتان تجويز شود که بعد از چند هفته علايم بيماری ناپديد می شوند ولی به خاطر داشته باشيد که ميکروب بيماری سل خيلی آهسته از بين می رود بنابراين حتماً داروهايتان راهمان طوريکه د کتر دستور داده است مصرف کنيد (يعنی به همان مقدارو در همان زمان (ساعت) و طول مدتی که توسط پزشک مشخص کرده داروها را مصرف کنيد).

?Can I give TB to other people
 آيا بيماری سل از من به ديگران سرايت می کند؟

بله ، اگرمبتلا به بيماری سل ريوی و يا سل گلو باشيد احتمالاً می توانيد بيماری را به ديگران منتقل کنيد.

بنابربه مدت چند هفته بايد درمنزل بمانيد و از حضوردرمحل کار و يا مدرسه خودداری کرده و استراحت کنيد.
بعد از چند هفته از شروع مصرف داروها ديگر خطر سرايت وجود ندارد ولی بايد حداقل 6 تا 9 ماه ديگر هم به مصرف داروهايتان ادامه بدهيد تا بيماری بطور کامل درمان شود.

معمولاً پزشک به شما خواهد گفت که چه زمانی می توانيد به محل کار و يا مدرسه برگرديد.

داروهای ضد سل موجی ضعف وبی حال نمی شود همچنين برقدرت کار کردن و همينطور توانايی جنسی شما اثر بدی نخواهد داشت.

I am taking protease inhibitors to fight HIV infection. Can I also take medicine
?to cure TB
 من برای بيماری ايدز داورپروتئاز اينهيبيتور (protease inhibitors) مصرف می کنم؛ آيا می توانم داروی ضد سل را هم بطور هم زمان بخورم؟

بله می توانيد بطورهم زمان مصرف کنيد، ولی بايد بدانيد که اين دو دارو ممکن است روی يکديگر اثر داشته باشند بنابراين انتخاب ترکيب دارويی برای شما برعهده پزشک خواهد بود.

?What is drug-resistant TB
 بيماری سل مقاوم به درمان چيست؟

وقتيکه ميکروب سل با داروی خاصی از بين نرود به آن ميکروب مقاوم می گويند.

سل زمانی مقاوم به درمان می شود که بيمار داروهايش را به مدت کافی و يا به ميزان کافی مصرف نکرده است.

بنابراين هميشه دقيقاً طبق دستورپزشک داروهايتان را مصرف کنيد.

بيماران مبتلا به سل مقاوم به درمان می توانند بيماری خود را به ديگران پخش کنند.

سل مقاوم به درمان معمولاً در بيمارانی ديده می شود که در مناطقی که شيوع سل زياد است زندگی می کنند مانند:

آفريقا، آسيای جنوب شرقی و آمريکای لاتين.

قتی که تعداد زيادی از داروها نتوانند بيماری سل را درمان کنند، ميکروب سل دارای "مقاومت چند دارويی " (MDR TB) است.چنين بيمارانی بايد حتماً به پزشکانی مراجعه کنند که در امر معالجه مقاومت چند دارويی تبحر خاص دارند و قادرند بهترين گروه دارويی را برای مبارزه با ميکروب توصيه کنند.

 
 منبع:
  • CDC Division of HIV/AIDS Prevention Internet
    Address: http://www.cdc.gov/hiv
    مترجم:دکتر فاطمه مالکيان
    ويراستار:دکتر ليلا ميرحقانی
    © انجمن امداد ايدز

+ نوشته شده در یکشنبه ششم آذر 1384 23:0 توسط پرنده دریا |