تبليغاتX
پزشکی

پزشکی
پزشکی


دید کلی

این نظر که ژنتیک پزشکی صرفا مربوط به توارث خصوصیات جزئی ، سطحی و نادر است، جای خود را به درک نقش اساسی ژن در فرایندهای پایه زندگی داده است. ژنتیک پزشکی و ژنتیک انسانی ، در خط مقدم تحقیقات پیرامون تنوع و توارث انسانها قرار دارند، در حالی که در پیشرفت سریع زیست شناسی مولکولی ، بیوشیمی و زیست شناسی سلولی نیز نقش دارند و از آن بهره می‌برند. به ویژه ، در دهه آخر قرن 20 و شروع قرن 21 شاهد آغاز پروژه ژنوم انسانی بوده‌ایم که تلاش هدفمند در جهت تعیین محتوای کامل ژنوم انسان است.

ژنوم به زبان ساده به صورت مجموعه اطلاعات ژنتیکی گونه ما که در هر یک از سلولهای هسته‌دار بدن رمزگردانی می‌شود، تعریف می‌گردد. همگام با سایر موضوعات زیست شناسی نوین ، پروژه ژنوم انسانی از طریق فراهم سازی بینش اساسی در مورد بسیاری از بیماریها و پیشبرد تکامل ابزارهای تشخیصی به مراتب بهتر ، اقدامات پیشگیری کننده و شیوه‌های درمانی در آینده نزدیک ، در حال متحول کردن ژنتیک پزشکی و انسانی است. پس از کامل شدن ، پروژه ژنوم انسانی ، توالی کامل تمام DNA انسان را در دسترس قرار خواهد داد. آگاهی از این توالی کامل ، به نوبه خود شناسایی تمام ژنهای انسان را مقدور می‌سازد و نهایتا تعیین این موضوع را که چگونه تنوع در این ژنها در ایجاد سلامت و بیماری نقش دارد، امکان‌پذیر می‌سازد.

تاریخچه

در سال 1902 « گارود » (Garrod) و « گالتون » (Galton) ، که بنیانگذاران ژنتیک پزشکی نام گرفته‌اند، با بررسی آلکاپتون اوری اولین نمونه توارث مندلی در انسان را گزارش کردند. گارود در گزارش خود با تشکر از همکاریهای « بیت سن » (Bateson) زیست شناس ، نتیجه ازدواجهای فامیلی را در بوجود آمدن به اصطلاح خطاهای متابولیزم مادرزادی تاکید کرده بود. این اولین نتیجه روشن همکاری تحقیقی بین علم پزشکی و غیر پزشکی بود که تا به حال ادامه پیدا کرده و حاصل آن نیز پیشرفت سریع این علم می‌باشد.

در اواخر دهه 50 قرن بیستم ، مطالعه علمی کروموزوم‌های انسان مقدور گشت و نقش نقایص کروموزومی در عقب افتادگی رشدی و ذهنی ، عقیمی و دیگر عوارض روشن شد. جدیدا تعیین نقشه کروموزومی ژنهای انسان بر روی کروموزوم‌ها مشخص شده است. توسعه و کاربرد علم ژنتیک نتایج سودمندی برای پزشکی بالینی داشته است.

اهمیت ژنتیک در تمام جنبه‌های پزشکی

اگرچه ژنتیک پزشکی به صورت تخصصی شناخته شده در آمده است، واضحا آشکار شده که ژنتیک انسانی مفاهیم یکنواخت مهمی فراهم می‌سازد که مسیر تمام کارهای پزشکی را روشن و آنها را همسو می‌کند. برای بهره‌مند ساختن کامل بیماران و خانواده‌های آنها از دانش در حال گسترش ژنتیک ، تمام پزشکان و همکاران آنها در مشاغل بهداشتی نیاز به درک اصول پایه ژنتیک انسانی دارند.


  • وجود اشکال جایگزین یک ژن (آللها) در جمعیت ، پیدایش فنوتیپ‌های مشابه بوجود آمده از جهش و تنوع در جایگاههای ژنی مختلف ، اهمیت تعاملات ژنی _ ژنی و ژنی _ محیطی در بیماری ، نقش جهش پیکری در سرطان و پیری ، مقدور بودن تشخیص پیش از تولد ، امیدواری در زمینه ژن درمانی‌های قوی ، مفاهیمی هستند که امروزه در تمام کارهای پزشکی نفوذ پیدا کرده‌اند و در آینده فقط مهمتر خواهند شد.

  • یک جنبه از کار ژنتیک پزشکی که مربوط به تمام طب است، ارزش تاکید دارد: این علم نه تنها بر بیمار بلکه بر کل خانواده نیز متمرکز می‌باشد. تاریخچه جامع خانوادگی ، از گامهای اولیه مهم در تجزیه و تحلیل هر نوع اختلال است، صرفنظر از اینکه ژنتیکی بودن این اختلال شناخته شده یا ناشناخته باشد.

  • تاریخچه ژنتیکی ، از این جهت اهمیت دارد که می‌تواند نقش حیاتی در تشخیص داشته باشد، ممکن است ارثی بودن یک اختلال را نشان دهد، می‌تواند اطلاعاتی پیرامون تاریخچه طبیعی یک بیماری و تنوع در بروز آن فراهم کند و می‌تواند طرح توارث را آشکار سازد. تشخیص یک بیماری ارثی ، تخمین خطر برای سایر افراد خانواده را مقدور می‌کند تا بتوان اداره و تدیبر مناسب ، پیشگیری و مشاوره برای بیمار و خانواده او در نظر گرفت.

قوانین موجود در ژنتیک انسانی و پزشکی

  • ژنتیک ، موضوع پراکنده‌ای مرتبط با تنوع و توارث در تمام موجودات زنده است. در این حوزه وسیع ، ژنتیک انسانی ، داشن تنوع و توارث در انسان است. در حالی که ژنتیک پزشکی ، با زیرگروهی از تنوع ژنتیکی انسان که در کار طب و تحقیقات پزشکی حائز اهیمیت است، سروکار دارد.

  • در ژنتیک انسانی و پزشکی ، حوزه‌های متعدد جالبی وجود دارند که به صورت جهات گوناگون تکامل ژنتیک مشخص می‌شوند. حوزه‌های اصلی شناخته شده این تخصص عبارتند از:

    • مطالعه کروموزوم‌ها یا ژنتیک سلولی (Cytogenetics).

    • بررسی ساختمان و عملکرد هر ژن یا ژنتیک بیوشیمیایی و مولکولی.

    • مطالعه ژنوم، سازمان‌یابی و اعمال آن یا ژنومیک (genomics).

    • بررسی تنوع ژنتیکی در جمعیتهای انسانی و عوامل تعیین کننده فراوانی آللها یا ژنتیک جمعیت.

    • بررسی کنترل ژنتیکی تکامل یا ژنتیک تکامل.

    • استفاده از ژنتیک برای تشخیص و مراقبت از بیمار یا ژنتیک بالینی.

  • مشاوره ژنتیکی که اطلاعاتی پیرامون خطر ابتلا به بیماری را ارائه می‌دهد و در عین حال ، حمایت روانی و آموزشی فراهم می‌کند، به حرفه بهداشتی جدیدی تکامل پیدا کرده است که در آن تمام کادر مشاغل پزشکی ، خود را وقف مراقبت از بیماران و خانواده‌های آنها می‌کنند.

  • علاوه بر تماس مستقیم با بیمار ، ژنتیک پزشکی ، از طریق فراهم سازی تشخیص آزمایشگاهی ، افراد و از طریق برنامه‌های غربالگری (Screening) طراحی شده برای شناسایی اشخاص در معرض خطر ابتلا یا انتقال یک اختلال ژنتیکی ، جمعیت را مراقبت می‌کند.

موضوعات اخلاقی در ژنتیک پزشکی

موفقیتهای ژنتیک پزشکی ، با رشد موازی سطح نگرانی و اضطراب در مورد استفاده از دانشمان در جهت مفید (نه مضر) برای افراد ، خانواده‌هایشان و کل جامعه همراه بوده است. با شروع پروژه ژنوم انسانی در ایالات متحده ، کنگره آمریکا ، معضلات اخلاقی آسیب پذیری جدی جامعه بر اثر استفاده نادرست از این دانش بسیار توسعه یافته ژنتیک انسانی را شناسایی کرد.

کنگره کاربرد بخشی از بودجه پروژه ژنوم انسانی آمریکا برای حمایت از تحقیقات و آموزش در زمینه‌های اخلاقی ، قانونی و اجتماعی (EISI) این پروژه را الزامی ساخت. برنامه‌های مشابهی در کشورهای دیگر نیز وجود دارند. تلاش (EISI) در جهت مطالعه اثر دانش بدست آمده از پروژه ژنوم انسانی در بسیاری از حوزه‌ها مانند کار طب و سایر حرفه‌های مراقبت بهداشتی ، وضع و ارائه سیاست عمومی ، قانون و آموزش می‌باشد.

در هر بحثی از موضوعات اخلاقی در پزشکی ، سه اصل اساسی غالبا ذکر می‌شود: سودمندی ، احترام به خودمختاری فرد ، عدالت.

وقتی این سه اصل در تعارض با یکدیگر باشند، موضوعات اخلاقی پیچیده‌ای بوجود می‌آید. نقش متخصصان اخلاقی پزشکی که در حد فاصل بین جامعه و ژنتیک پزشکی کار می‌کنند، سنجیدن تقاضاهای متعارض است که هر کدام بر پایه یک یا بیش از یک اصل اساسی فوق ادعای مشروعیت دارند

 بر گرفته از سایتhttp://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?type=Structures&page_ref_id=118

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384 7:50 توسط پرنده دریا |


اختلال عملكرد كليه در بخش مراقبت‌هاي ويژه بعد از عمل جراحي قلب كه با گردش خون برون پيكري انجام مي‌شود باافزايش مرگ و مير بيمارستاني همراه است.

در يك تحقيق كه توسط گروهي از محققين انجام شد و نتايج آن در چهارمين كنگره بين‌المللي مراقبت‌هاي ويژه پزشكي ارايه شد ميزان شيوه اختلالات كليوي بيمارستان قلب شهيد رجايي تهران مورد بررسي قرار گرفت.

در بيمارستان مورد مطالعه در ‪ ۳۶۲۹‬بيمار بزرگسال كه با استفاده از گردش خون برون پيكري تحت عمل جراحي قلب قرار گرفته بودند ميزان اختلال عملكرد كليه به صورت افزايش حداقل ‪ ۱۵‬درصد كراتينين سرم در ‪ ۴۳۵‬بيمار اتفاق افتاد.

از اين تعداد ‪ ۷‬مورد به دياليز صفاقي منتهي شد و در ‪ ۲‬بيمار سير پيشرونده نارسايي كليوي ادامه يافت و عوارض ديگر از جمله وابستگي به دستگاه تهويه،عفونت و ‪ Ml‬براي آنها ايجاد شد كه به مرگ بيمار منجر شده بود.

بر اساس نتايج اين تحقيق ميزان تحت تاثير قرار گرفتن عملكرد كليه در جراحي‌هاي قلبي كه از گردش خون برون پيكري استفاده مي‌شود ،نسبتا بالا است.

در صورتي كه عارضه با عوارض ديگري همچون ديس ريتمي،خونريزي و عفونت اضافه شود شدت نارسايي كليه افزايش مي‌يابد.

همچنين بر پايه نتايج اين تحقيق،نارسايي كليوي ايجاد شده مي‌تواند در پيش آگهي بيمار و مرگ و مير بيمارستاني موثر باشد و يا اينكه اقامت در بيمارستان را طولاني تر مي‌كند.

عملكرد كليه در جراحي قلب و گردش خون برون پيكري آسيب مي‌بيند اين آسيب علي رغم به كارگيري ديوتيك‌ها و حفظ فشار خون متوسط شرياني مناسب اتفاق مي‌افتد.

با اين حال بايد تلاش شود عملكرد كليه پس از عمل جراحي قلب و استفاده از گردش خون برون پيكري حفظ شود تا از طولاني شدن زمان بستري بيمار در بيمارستان و مرگ و مير پيشگيري به عمل آيد.

عواملي همچون مدت و فشار خون متوسط شرياني، هنگام گردش خون برون پيكري ميزان برون ده ادراري و بيماري‌هاي همراه ،از عوامل موثر در نارسايي كليه بعد از عمل جراحي قلب هستند.

اين تحقيق توسط دكتر "غلامعلي ملاصادقي" ،دكتر "ناهيد عقدايي"، دكتر "فروزان يزدانيان" ، دكتر "زهرا فريطوس"، دكتر "علي صادقي" و دكتر"تورج بابايي" انجام و در چهارمين كنگره بين‌المللي مراقبت‌هاي ويژه پزشكي ارايه شد.

بر گرفته از سایتhttp://www.irna.ir/fa/news/view/line-12/8407189132115502.htm 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384 7:42 توسط پرنده دریا |


معجزه گرى به نام سلول بنيادى
دكتر مهناز جوانروح
110922.jpg
در طول تاريخ بشر، علم پزشكى با افكار و تصورات بزرگ و شجاعت پيشگامان عجين بوده است و همچنين ميل به دستيابى به كيفيت بالاى زندگى كسانى كه از بيمارى ها رنج مى برند دغدغه هميشگى انسان است. در دهه هاى گذشته علم پزشكى دچار انقلاب و تحول بزرگى شده است كه حتى تحولات كشف پنى سيلين، دارو هاى بيهوشى و يا اشعه ايكس را تحت الشعاع قرار داده.دنيا به يك باره وارد يك دوره زمانى از پيوند مغز استخوان، قلب، كبد و كليه يا كشف دى ان اى و ژنوم انسانى، روش هاى نوين نوزادان آزمايشگاهى، اصلاح نژادى حيوانات و درمان با سلول هاى بنيادى... و همچنين بسيار نزديك به توليد انواع بافت ها و ارگان هاى انسان شده  است. به نظر مى رسد بشر ناگهان رمز بسيارى از ناشناخته ها را يافته است و به درك مكانيسم رشد و پيرى، از طريق مطالعات بر روى سلول هاى بنيادى نزديك شده است. آنچه كه محققان معتقدند اين است كه نه تنها سلول هاى بنيادى بسيارى از بيمارى هاى سخت و مزمن را درمان مى كنند، بلكه قادر به درمان برگشت ناپذير بيمارى هاى لاعلاجى چون سرطان ها و يا ام اس خواهند بود.
سلول هاى بنيادى سلول هاى اوليه سازنده بدن هستند كه داراى خصوصيت ويژه تجديد كردن خود و همچنين قابل تبديل به انواع سلول هاى تخصصى بافت ها منجمله سلول هاى عضله قلب، كليه، كبد، سلول هاى عصبى و سيستم ايمنى، گلبول هاى خون، پوست و غيره هستند. تحقيقات بالينى نشان داده است كه اين سلول ها مى توانند درون بافت هاى آسيب ديده يا بيمار كه بخش عمده سلول هاى آنها از بين رفته است پيوند زده شده و با تبديل شدن به سلول هاى خاص آن بافت جايگزين  بخش آسيب ديده شوند. سلول هاى بنيادى بسيار پرتوان و ناميرا هستند و در اثر كشت هاى مختلف دچار افت كيفيت نمى شوند.
انواع سلول هاى بنيادى براساس منبع استخراج، سه دسته اند:
۱- از مراحل ابتدايى تا انتهايى جنينى
۲- از خون بند ناف جدا شده از نوزاد كه موقع تولد دور ريخته مى شود
۳- از بافت هاى بزرگسالان به خصوص مغز استخوان
در نتيجه تحقيقات و تجربيات به دست آمده تا اين زمان درمان بيمارى هايى چون انواعى از سرطان هاى خون مثل لوسمى،  تالاسمى و انواعى از لنفوم ها و تومورهايى از قبيل نوروبلاستوما، مولتيپل ميولما و كم خونى آپلاستيك كشنده به صورت بالينى در كشورهاى مختلف با موفقيت در حال انجام است. در آينده اى بسيار نزديك طى شواهد معتبر تحقيقاتى درمان بيمارى هايى مثل پوكى استخوان (استئوپروزيس) ام اس، تومورهاى سرطانى سينه و تخمدان و شمارى ديگر از انواع سرطان هاى خون و لنف، به مراحل بالينى نزديك شده اند. در مرحله بعدى بيمارى هاى زياد ديگرى از قبيل آسيب هاى مغزى نخاعى، ديابت، پاركينسون، آلزايمر، بيمارى هاى قلبى، آرتريت ها، آسيب هاى چشمى يا كليوى، سوختگى هاى شديد و غيره و غيره قرار دارند و همه روزه شاهد اخبار جديدى از نمونه هاى افراد درمان  شده از اين طريق در رسانه ها و سايت هاى مهم پزشكى دنيا هستيم. آنچه كه دانشمندان دارند به آن مى رسند انواع روش هاى درمان بدون استفاده از مولكول هاى شيميايى يا بافت هاى غريبه است كه احتمال عوارض و پس زدن درمان را ناچيز مى نمايد.درمان با سلول هاى بنيادى فقط يك بخش از كاربردهاى اين سلول ها است. ژن درمانى و توليد داروهاى جديد و تحقيقات در راستاى رسيدن به يافته هايى در مورد رشد و پيرى نيز از قابليت هاى اين سلول هاى معجزه گر است. بشر اكنون روى سكوى پرتاب اين تحول عظيم ايستاده و آماده برداشت از نتايج تحقيقات و كشفيات اساسى پيشروان گذشته و حال خود است.با توجه به فراگير بودن اين انقلاب گروهى از پيشگامان و آينده نگران شروع به ارائه خدمات در اين زمينه ها كرده اند و بانك هاى مختلف سلول هاى بنيادى در كشورهاى پيشرفته در آمريكا و اروپا در جهت جمع آورى، استخراج و نگهدارى اين سلول ها از خون بند ناف هنگام تولد ايجاد كرده اند و به اعضاى دهنده و خانواده آنها خدمات ويژه مى دهند. خوشبختانه كشور ما نيز يكى از پيشروان تحقيقات و تجربيات در اين زمينه است و به تازگى نمايندگى هايى در داخل كشور شروع به ارائه خدمات نموده اند كه بى شك اين خبر در راستاى ارتقاى سطح كيفيت زندگى و سلامت جامعه مان بسيار نويدبخش است.
سلول هاى بنيادى يك واقعيت بيولوژيكى است و آنچه كه مردم نياز دارند اين است كه بدانند چه اخبارى در آزمايشگاه ها و مراكز تحقيقات پزشكى زمزمه مى شود و پيشروان دنيا در چه مرحله اى قرار دارند. آنچه كه مسلم است همه دنيا از اثرات معجزه آساى اين تحول چشمگير در بستر جديد علم يعنى بيوتكنولوژى، متاثر خواهد شد.
بر گرفته از سایتhttp://www.sharghnewspaper.com/840302/html/ppez.htm

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1384 15:39 توسط پرنده دریا |


هپاتيت به التهاب کبد گفته می شود ( معنی لغوی هپاتیت می باشد)
کبد بزرگترين عضو بدن می باشد که وزنی حدود ۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ گرم دارد .
کار کبد انجام سوخت و ساز بر روی اکثر مواد خوراکی که وارد بدن می شود می باشد . در حقيقت کد بعنوان پالايشگاه بدن عمل می کند و زندگی بدون کبد امکان پذير نيست .
حال هر عاملی که باعث التهاب ان شود بعنوان عامل ايجاد کننده هپاتيت در نظر گرفته می شود .
کبد در سمت راست بالای شکم درست زیر دنده ها قرار دارد .

عواملی که می توانند باعث هپاتيت شوند به چند دسته تقسيم می شوند :‌مثل عوامل مکانيکی - عوامل شيميايی و عوامل دارویی - و عوامل عفونی که ويروسها مهمترين آنها هستند.
شايعترين عوامل مکانيکی بدليل تصادفات و ضرباتی است که به شکم و خصوصا طرف راست شکم يعنی محل کبد وارد می شود
اين نوع هپاتيت در صورتی که ضربه وارده خيلی شديد نباشد و باعث پارگی کبد نشود چيز مهمی نيست و با استراحت برطرف می شود .
نوع دوم هپاتيت شيميايی است که به دليل در تماس بودن با مواد شيميايی يا استشمام مواد و گازهای شيميايی بوجود می ايد . با توجه به نوع مواد شيميايی و مدت زمان تماس و مقدار ماده مورد نظر (مقدار و غلظت) ان ُ هپاتيت بوجود آمده می تواند شديد يا خفيف باشد .
همچنين با مصرف برخی داروها و يا گاز بيهوشی در اتاق عمل برخی از افراد دچار هپاتيت دارويی می شوند .

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1384 15:17 توسط پرنده دریا |


آسیب های ورزشی

آسیب دیدیگی استخوان از رایجترین
مشکلات ورزشکاران می باشد.
آسیبهای ورزشی در اثر ضربه های شدید یا کششهای متمادی و بیش از حد در حین انجام حرکات ورزشی به وجود می آیند. صدمات ورزشی میتوانند استخوانها یا بافت نرم (رباط، ماهیچه و تاندون) و یا هردو را دچار مشکل نمایند. برخلاف تصور بسیاری افراد، کودکان، با عکس العملهایی ناپخته، عدم توانایی در تشخیص و پرهیز از خطر و توانایی کم در ایجاد هماهنگی در حرکات، بسیار بیشتر از بزرگسالان در معرض آسیبهای ورزشی هستند.

سالانه تعداد افراد بسیاری دچار صدمات ورزشی میشوند که نیمی از آنها با انجام معالجات خانگی و یا بدون رسیدگی خاص بهبود یافته و نیم دیگر به رسیدگی پزشکی نیاز پیدا میکنند. بر اساس محاسبات آماری در هر 1000 نفر، 26 نفر به آسیبهای ورزشی دچار میشوند و بالاترین میزان این صدمات متوجه کودکان 14-5 سال است. در این آمارها بیشترین تعداد مصدومین را پسران 17-12 ساله تشکیل میدهند، که میزان این آسیبها از نظر تعداد نفرات صدمه دیده، در ورزشهای جمعی که امکان برخورد در آنها زیاد است و از نظر وخامت، در ورزشهای انفرادی بیشتر است.

انواع آسیبهای ورزشی
حدود 95% این آسیبها را کوفتگی و ضرب دیدگی بافت نرم تشکیل میدهد. کبودی رایج ترین اثر این ضرب دیدگی هاست و دلیل بروز آن زخم های زیر پوست یا آسیب دیدگی موی رگهای سطحی و جمع شدن خون در زیر پوست است.

یک سوم تمام صدمات ورزشی را اصطلاحا رگ به رگ شدن میگویند. این آسیب در واقع پیچیدن یا پارگی قسمتی ازرباط است. رباط رشته محکمی است که پیوند دهنده استخوانها به یکدیگر بوده و مفاصل را محکم در جای خود نگه میدارد.

ضرب دیدگی یا پیچ خوردگی از انواع دیگر آسیبهای شایع در ورزش است. این حالت پیچیدگی و کشش ماهیچه یا تاندون است که گاهی به پارگی آنها می انجامد. تاندونها بافتهای محکمی هستند که پیوند دهنده ماهیچه ها به استخوانها هستند.

التهاب تاندون و یا التهاب یکی از محفظه های کوچک پر از مایعی که موجب حرکت روان تاندون بر روی استخوان میشوند در اثر تکرار بیش از حد حرکاتی که موجب وارد شدن فشار بر مفاصل میشوند به وجود می آید.

آسیبهای استخوانی
شکستگی استخوان 5 تا 6% کل آسیبهای ورزشی را تشکیل میدهد. استخوانهای بازو و پا بیش از همه در معرض شکستگی قرار دارند. شکستگی ستون فقرات یا جمجمه در حین حرکات ورزشی بسیار نادر است. استخوانهای پا از ران تا کف آن بسیار مستعد شکستگی در اثر فشار هستند و زمانی رخ میدهند که ماهیچه ها دچار پیچیدگی شده یا در اثر انقباض بیش از حد موجب خم شدن و شکستن استخوان میشوند. این نوع شکستگی بخصوص در میان رقصندگان باله، دوندگان استقامت و افرادی که استخوانهای باریک دارند شایع است.

شکستگی ساق پا با دردناک شدن و تورم جلو، داخل و پشت ساق پا همراه است که در هنگام حرکت بسیار دردناک شده و درد آن مدام شدت پیدا میکند. این آسیب در اثر حرکات پر فشار یا کوبیدن های مداوم پا بر روی زمین در ورزشهایی چون ایروبیک، دو استقامت، بسکتبال و والیبال عارض میشود.


آسیب دیدیگی مغزی خطرناکترین
حالت آسیب دیدگی ها می باشد.
آسیبهای مغزی
آسیبهای مغزی، دلیل اصلی صدمات منجر به مرگ در حرکات ورزشی است. ضربه مغزی ممکن است حتا با ضربه ای مختصر به سر ایجاد شود و به بیهوشی یا از دست دادن تعادل، هماهنگی حرکات، قوه ادراک، شنوایی، حافظه و بینایی منجر شود.

عوامل اصلی صدمات ورزشی شامل :
• لوازم ورزشی که اشتباه به کار برده شده اند
• سقوط
• برخورد شدید دو بازیکن که بر اثر سرعت زیاد (مثلا در هاکی روی یخ) یا خشونت ذاتی ورزش (مانند راگبی) ایجاد میشود
• آسیب دیدگی سطحی یا پارگی بخشهایی از بدن که به طور مداوم تحت فشار یا کشیدگی قرار گرفته اند

علائم این آسیبها عبارتند از :
• لقی یا از جا درآمدن یک مفصل
• تورم
• ضعف

بررسی آسیب شناسی :
علائمی که به طور مداوم موجب تشدید یا کاهش توانایی ورزشکار در بازی شده و گاهی هم دردناک نبوده و فقط با خستگی غیر معمول همراه هستند، باید توسط جراح ارتوپد مورد معاینه قرار گیرد. تشخیص به موقع از تبدیل شدن مشکلات کوچک به صدمات جدی و مشکلات طولانی جلوگیری میکند.

یک جراح ارتوپد اشخاصی را که،
• از شرکت در ورزش به دلیل درد ناشی از آسیب شدید منع شده اند
• قابلیت ورزشی آنها به دلیل مشکلات مزمن ناشی از یک آسیب ورزشی کم شده است
• کسانی که آسیب ورزشی در آنها موجب از شکل افتادگی بازو یا پا شده است

را مورد نظر قرار می دهد. او با معاینه موضعی، پرسیدن سوالهایی در رابطه با چگونگی آسیب دیدگی و نوع علائمی که بیمار داشته است و همچنین با گرفتن عکسهایی با اشعه ایکس، استخوانها و بافت نرم آسیب دیده را بررسی میکند. اشخاصی که دچار ضربه مغزی شده اند باید فورا مورد معاینه قرار گیرند و تا زمان دریافت نتیجه نرمال تحت نظر باشند و تا این زمان هر 5 دقیقه یک بار مورد معاینه قرار بگیرند. معاینات اصلی در هر 5 دقیقه عبارتند از اندازه گیری هشیاری، تمرکز و حافظه کوتاه مدت فرد مصدوم.

علائم دیگر تشخیص صدمه مغزی عبارتند از گیجی، سردرد، تهوع و مشکل بینایی.

شیوه های درمان :
درمان صدمات مختصر بافت نرم معمولا شامل محکم بستن محل آسیب دیده با نوار کشی، کمپرس یخ و استراحت است. داروهای ضد التهاب خوراکی یا تزریقی برای تورم کیسه های مفصلی تجویز میشوند.

برای تاندونهای آسیب دیده داروهای ضد التهاب همراه با ورزش مخصوص تجویز میشود. اگر تاندونی دچار پارگی شده باشد، برای درمان آن به عمل جراحی نیاز است. جراحیهای ارتوپدی برای پیچیدگیها یا ضرب دیدگیهای جدی توصیه میشوند. درمان این صدمات نه تنها شامل برطرف کردن درد و التهاب که شامل برگرداندن ورزشکار به حالت و تواناییهای اولیه او است.

معمولا به ورزشکاران آسیب دیده توصیه میشود که تا بهبود کامل، فعالیتهای خود را محدود نمایند. پزشک آنها شاید تمرینهای خاصی را برای ورزشکاری که دچار آسیبهای متعدد شده است تجویز نماید اما صدمات جدی،ورزشکار را برای مدتی از انجام عملیات ورزشی محروم خواهد کرد.

پیشگیری :
کودکانی که میخواهند در یک فعالیت ورزشی سازمان یافته شرکت کنند باید ابتدا توسط متخصص معاینه شوند و در باره نوع ورزشی که میخواهند انجام دهند با پزشک خود مشورت نمایند. پزشک متخصص باید،

• هر گونه آسیب قبلی را با دقت معاینه کرده و اهمیت آنرا در ورزش مورد نظر بسنجد.
• در صورت لزوم برای جلوگیری از رشد یا عدم رشد نامطلوب عضلات و استخوانهای کودک تمرینهای اضافه تجویز کند
• به سیستم استخوان بندی و دستگاه گردش خون کودک توجه کند و قابلیت بدنی او را تایید یا رد کند
همانطور که میبینید اگر پزشک بداند که ورزش مورد نظر شما چیست میتواند بگوید که کدام بخش بدن بیشتر در معرض فشار خواهد بود و برای جلوگیری از آسیبهای احتمالی توصیه هایی بکند

چند برنامه دیگر برای جلوگیری از آسیبهای ورزشی عبارتند از:

• حفظ فرم صحیح و سلامت بدن
• اطلاع و اطاعت از قوانینی که موجب تنظیم حرکات میشود
• استراحت در هنگام خستگی، بیماری یا درد
• عدم استفاده از نیرو بخشهای مصنوعی. این مواد ممکن است توانایی شما را در لحظه افزایش دهند اما در دراز مدت با خطر مرگ همراه هستند
• مراقبت و استفاده صحیح از لوازم ورزشی
• پوشیدن البسه مناسب و به کار بردن لوازم محافظ (مانند زانو بند و کلاه ایمنی)
بر گرفته از سایتhttp://www.netsport-magazine.com/archives/000020.html 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1384 15:10 توسط پرنده دریا |


مقدمه : در انسان پياز يا فوليکول مو به دو دسته تقسيم ميشود :
1 ) موی کرکی : در سراسر پوست بدن بجز کف دست و پا اين نوع مو ديده ميشود .
2 ) موی انتهايی يا ترمينال : در قسمت سر ديده ميشود ( بعد از بلوغ جنسی اين نوع مو در قسمتهای تناسلی و زير بغل و همچنين صورت مردان ديده ميشود ) اين نوع مو زبر و خشن ميباشد .

رشد مو دارای دورهايی يا سيکلهايی است که شامل : دوره رشد ، دوره انتقالی و دوره استراحت ميباشد .
طول مدت دوره رشد مو در سر حدود سه سال ، دوره انتقالی 2 تا 4 هفته و دوره استراحت حدود 3 تا 4 ماه ميباشد .
در روی سر انسان حدود صد هزار پياز مو وجود دارد و با احتساب اينکه هر مو حدود هزار روز رشد دارد ; پس ريختن روزانه صد مو در سر طبيعی ميباشد و بيشتر از آن نياز به پيگيری دارد .

**علل ريزش مو : ريزش مو دارای علتهای فراوانی است که از آن جمله ميتوان به موارد ارثی ، هورمونى ، تغذيه اى ،اعصاب و روان ، مصرف دارو ، بيماريهاى داخلى و پوستی ، اعمال جراحی و حاملگی اشاره کرد.
* طاسی سر نوعی ريزش مو در قسمت جلوی و پيشانی سر ميباشد که ادامه يافته و تا وسط سر پيش ميرود . البته گاهی در مواردی اين ريزش از وسط سر شروع ميگردد .
طاسی در بيشتر موارد در مردان ديده ميشود و علت ارثی - هورمونی دارد ، اين نوع ريزش مو قابل پيشگيری و درمان است و افراد درگير بايستی با حوصله طول مدت طولانی درمان را تحمل کنند . داروها و توصيه های درمانی گوناگونی وجود دارد که بسته به افراد مختلف اين درمان متفاوت ميباشد .
* سوء تغذيه چه بصورت عدم دسترسی به مواد غذائی و چه بصورت رژيم غذائی جهت کاهش وزن و غيره يکی از علتهای ريزش مو ميباشد ; کمبود تغذيه ای پروتئين , اسيدهای چرب ضروری ( بدن قادر به توليد آنها نيست و بايد از طريق غذا به بدن برسد ) و کمبود ويتامينها و املاح از علل مهم ريزش مو که قابل پيشگيری و درمان ميباشند.
ِِِِِِشــايعــــــــــــترين علت ريزش مو در خانمـــــــــــــها از سنين نوجوانی تا سنين ميانسالی کمبود آهن بدن ميباشد ، که با مصرف غذاهای حاوی آهن و يا قرص آهن اين مشکل بر طرف ميگردد .
* وجود استرس ( فشار روحی ) ، ناراحتی و افسردگی ميتوانند از علل ريزش مو در افراد باشند. مثلا" استرس از امتحان و يا افسردگی در جوانان که امروزه بطور فراوان ديده ميشود.
با کنترل اين هيجانات ( که البته اگر بوسيله خود شخص صورت گيرد نتيجه مطلوبتری دارد؛ چون مصرف داروهای اعصاب نيز باعث ريزش مو در بعضی افراد ميگردد .) در مدت زمان کوتاهي اين ريزش مو برطرف ميگردد .
* از علل ديگر ريزش مو ميتوان مصرف داروها را نام برد، همه داروها باعث ريزش مو نميشوند و يک داروی خاص نيز در تمام افراد باعث ريزش مو نميشود ( بعضي افراد به داروهای خاصي حساسيت بيشتری نشان ميدهند که مربوط به سيستم داخلي بدن در غير فعال کردن و هضم دارو دارد ) .
البته داروهايي هستند که در بيشتر افراد باعث ريزش مو ميشوند ( از اين گروه داروها ميتوان داروهايي که بعنوان شيمی درماني استفاده ميشوند را نام برد ) .
مصرف داروهاي اعصاب و قرص های پيشگيری از حاملگي و داروهاي قلبي در افراد زيادي باعث اين عارضه ميشوند .
* بعضي از بيماريهايي داخلي و پوست ميتوانند ريزش مو ايجاد کنند؛ مثلا" وجود تب بالا باعث ريزش مو در افراد در آينده ( حدودا" بعد از 3 ماه ) ميشود .
افرادي که بيماري موضعي پوستي در قسمت سر باشند و يا درگيري پوستي وسيع دارند ميتوانند ريزش مو داشته باشند از جمله اين بيماريها ميتوان درگيري گسترده داءصدف ،لوپوس ، بيماريهاي تاولي و غيره را نام برد .
* اعمال جراحي و حاملگي نيز ميتوانند باعث ريزش مو شوند . فاصله مدت اين بيماريها و شروع ريزش مو معمولا" 3 ماه ميباشد ؛ مثلا" در خانمها حدود 3 ماه بعد از زايمان ريزش مو شروع ميشود که علتهاي زيادی براي آن وجود دارد از جمله : کم خوني ، وجود استرس زايمان ، بالا بودن هورمونهاي جنسي در طول حاملگي و غيره .
در اين افراد با بيماری خاص و ريزش مو با برطرف شدن و درمان بيماري زمينه اي ريزش مو نيز برطرف ميگردد .
علتهای ديگری نيز وجود دارد که در افراد محدودی ريزش مو ايجاد ميکنند و ذکر آنها در حوصله اين مبحث نميباشد بر گرفته از سایتwww.irdrug.com

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مهر 1384 14:55 توسط پرنده دریا |


هيپوگليسمي (كاهش قند خون)

تنها اگر شما تحت درمان با انسولين يا داروهاي سولفونيل اوره مثل قرصهاي گلي بن كلاميد يا كلرپروپاميد هستيد بايد نگران وقوع هيپوگليسمي (كاهش قند خون) باشيد. اگر ديابت شما با استفاده از رژيم غذايي يا مصرف قرصهاي متفورمين يا آكاربوز تحت درمان مي باشد، شما هيچگاه با هيپوگليسمي (كاهش قند خون) مواجه نخواهيد شد.
هيپوگليسمي به معناي كاهش قند خون مي باشد و در فردي كه به مرض قند مبتلا نمي باشد، قند خون هيچگاه به زير 3/5 ميلي مول در ليتر كاهش نخواهد يافت.
اين امر بدين علت است كه سيستم كنترل طبيعي بدن همينكه احساس كند كه قند خون كاهش پيدا كرده است با متوقف كردن ترشح انسولين و نيز با آزاد كردن هورمونهايي مثل گلوكاگون كه باعث افزايش قند خون مي گردد، با آن مقابله خواهد كرد. همچنين فرد احساس گرسنگي خواهد كرد و با خوردن غذا، قند خونش بالا مي رود.
وقتي شما تحت درمان با انسولين يا قرصهاي گلي بن كلاميد يا كلرپروميد هستيد، اين سيستم كنترل طبيعي بدن وظيفه خود را بخوبي انجام نخواهد داد.
همينكه شما انسولين يا قرصهاي تحريك كننده ترشح انسولين را مصرف كرديد، قند خون شما پايين خواهد آمد و تا وقتي كه غذاهاي حاوي كربوهيدرات نخوريد اين قند خون همچنان پايين خواهد رفت. وقتي قند خون پايين مي رود، معمولاً علايم هشدار دهنده اي در بدن بوجود مي آيند. هيپوگليسمي (كاهش قند خون) بسيار خطرناك مي باشد زيرا مغز براي اينكه عملكرد طبيعي خود را داشته باشد تقريباً بطور كامل به گلوكز (قند خون) متكي است. اگر قند خون خيلي كاهش يابد، مغز شروع به بد كاركردن كرده و علايمي را بروز مي دهد. اگر سطح قند خون باز هم بيشتر كاهش پيدا كند، بيهوشي يا كما ممكن است رخ دهد.

چرا دچار کم قندي ( هيپوگليسمي) مي شويد؟

کم قندي وقتي اتفاق مي افتد که:
* غذاي کافي نخور
يد و يا يکي از وعده هاي غذائي اصلي و يا فرعي را فراموش کنيد.
* فعاليت فيزيکي ( ورزش) بيش از حد داشته باشيد.
* انسولين بيشتري تزريق کنيد يا قرص هاي پائين آورنده قند خون بيشتري مصرف نمائيد.

علايم هشدار دهنده کم قندي( علائم خفيف)

هنگامي که دچار سرگيجه يا لرزش بدن مي شويد.
موقعي که دچار عصبانيت يا تحريک پذيري و بي قراري بي دليل مي شويد.
درصورتيکه دچار طپش قلب هستيد.

احساس گزگز در اطراف لب ها و دهان
دچار فراموشي شده و يا احساس گرسنگي شديد مي شويد.

علايم هشدار دهنده خطرناکتر

- احساس عرق ريزش يا سرما
- احساس ضعف و لرزش بدن
- احساس گزگز در اطراف لب ها
- احساس گرسنگي
- تاري ديد
- احساس تحريح پذيري، آشفتگي يا عصبانيت
- رنگ پريدگي
- خواب آلودگي

نحوه درمان کم قندي

واكنشهاي نسبتاً خفيف هيپوگليسمي را مي توان به سادگي با خوردن يك نوشيدني شيرين يا ليموناد برطرف نمود. بخاطر داشته باشيد كه نوشابه هاي رژيمي، حاوي شيرين كننده هاي مصنوعي هستند و در آنها قند وجود ندارد، بنابراين در چنين مواقعي كه بايد قند به بدن رسانده شود، مصرف اين نوشابه ها ارزشي ندارد. هميشه هر جايي كه مي رويد همراه خود مقداري مواد شيرين مثل بيسكويت همراه داشته باشيد. بخصوص اگر شما راننده هستيد يا اينكه تمرينات ورزشي سخت انجام مي دهيد همراه داشتن مواد شيرين، از اهميت زيادي برخوردار است.


نحوه درمان هيپوگليسمي

- مقداري چيز شيرين مثل قند يا نوشيدني شيرين بخوريد.
- به محض اينكه توانستيد و حالتان بهتر شد يك ساندويچ ميل نماييد.
- در صورت امكان قند خونتان را آزمايش نماييد.
- اگر هنوز علايمتان موجود بود، مقدار بيشتري قند بخوريد.
- اگر علايمتان بهبود نيافت، به مراكز پزشكي مراجعه نماييد.


هيپوگليسمي شديد

گاهي اوقات قند خون بقدري سريع كاهش پيدا مي‌كند كه شما فرصت مقابله با آن را بطريقي كه ذكر شد نداريد. شما ممكن است دچار خواب آلودگي يا بيهوشي شويد و يا حتي دچار تشنج گرديد. اين وضعيت هم براي شما و هم براي اطرافيان شما، ترسناك خواهد بود و شما نياز خواهيد داشت اقداماتي انجام دهيد كه چنين حالتي ديگر اتفاق نيفتد. در برخورد با كسي كه دچار هيپوگليسمي شديد شده است چندين اقدام مي توان انجام داد:

- وقتي شما در حالتي هستيد كه نمي توانيد چيزي بخوريد يا بياشاميد، يك ژل قندي به نام هيپواستوپ (Hypostop) ساخته شده است كه مي توان آن را در داخل دهان فشار داد يا اينكه بر روي لثه ها ماليد. از انجام اين كار وقتي كه فرد غش كرده است بايد خودداري نمود.

- مي‌توان با تزريق هورموني به نام گلوكاگون كه باعث بالا رفتن قند خون مي شود، از وضعيت هيپوگليسمي بيرون آمد.


هيپوگليسمي در هنگام شب

براي شما و خانواده تان طبيعي است كه نگران بروز هيپوگليسمي در شبها و در هنگام خواب باشيد. اين وضعيت بخصوص اگر شما والدين يك كودك دچار ديابت نوع 1 هستيد مي تواند برايتان وحشتناك باشد.
در حقيقت، مشكل به آن اندازه هم كه شما فكر مي‌كنيد، خطرناك نيست. شما ممكن است با علايم كاهش قند خون از خواب بيدار شويد. شما ممكن است احساس عرق ريزش، بي قراري يا تحريك پذيري داشته باشيد. گاهي اوقات، بي قراري شما ممكن است باعث بيدار شدن همسرتان از خواب شود. غير معمول نيست كه در طي يك واكنش شديد هيپوگليسمي، شما كاملاً در خواب باشيد. بدن شما در پاسخ به كاهش قند خون، اقدام به ترشح هورمونهايي خواهد كرد كه با اين وضعيت مقابله كرده و با آزاد كردن گلوكز، قند خون را بالا ببرد. بعد از چنين واكنشي، شما با يك سردرد از خواب بيدار خواهيد شد. اگر شما چندين بار صبحها با سردرد از خواب بيدار مي شويد، بهتر است چندين آزمايش قند خون در ساعات 2 تا 4 بامداد انجام دهيد و ببينيد كه ميزان قند خون شما در آن ساعات چگونه است و آيا به هيپوگليسمي دچار شده ايد يا خير.

عوامل ايجاد هيپوگليسمي

شما بزودي خواهيد فهميد كه چه عواملي باعث بروز هيپوگليسمي در شما مي شوند. در اينجا چند عامل شايع ايجاد هيپوگليسمي در افراد شرح داده مي شوند.

- عدم غذا خوردن سر وقت و دير غذا خوردن يكي از علل شايع بروز هيپوگليسمي مي باشد. اگر شما طبق برنامه منظم انسولين تزريق كرده ايد اما قادر نيستيد به دلايلي سر وقت وعده غذايي خود را بخوريد، بايد اقدام بخوردن مقداري چيز شيرين مثل بيسكويت كه هميشه بايد همراه خود داشته باشيد نماييد.

- يك تمرين ورزشي ناگهاني (مثلاً دويدن به دنبال اتوبوس) مي تواند باعث هيپوگليسمي شود.

- مصرف زياد الكل مي تواند منجر به بروز هيپوگليسمي شود.

علل احتمالي ايجاد هيپوگليسمي

- تأخير در خوردن غذا
- انجام فعاليت بيش از حد معمول
- ابتلاء به ساير بيماريهايي كه باعث كم اشتهايي مي شوند

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم مهر 1384 14:40 توسط پرنده دریا |


قند خون بالا :

 

وقتي قند خون بالا ميرود از راه ادرار دفع ميشود. دفع گلوكز به همراه خود دفع آب را نيز به همراه دارد و باعث افزايش ادرار و احساس تشنگي و تكرار ادرار از اولين علايم ديابت ميشود. در اثر دفع آب از بدن مخاطها و پيوستها خشك ميشود. اين امر در خانمها به خارش اندام تناسلي منجر ميشود. خارش ميتواند به علت عفونتهاي قارچي، كه در زمان قند خون بالا شايع است، ايجاد شده. در زمان افزايش قند خون (بيشتر از 25 ميليگرم درصد) از قدرت تداخلي گلبولهاي سفيد خون كاسته ميشود. افزايش قند خون به علت كمبود انسولين تا زمانيكه به حدود 215 تا 270 ميلي گرم درصد نرسد احساس ناراحتي نخواهيد داشت. در حقيقت كبود انسولين بيشتر از بالا رفتن قند خون باعث احساس ناراحتي و ناخوشي ميشود.

 

 علايم كبود انسولين :

 

اين علايم در صورتي كه انسولين رگولار بيشتري استفاده ميكنيد زودتر ظاهر ميشود

 1) علايم مربوط به ايجاد كتون ها :

- تهوع و استفراغ- خستگي- درد شكم- تنفس سخت و بوي بد دهان- درد در قفسه سينه يا پهلوها- اختلال هوشياري- كماي ديابتي

2) كاهش انرژي ذخيره اي بدن وضعيت شدن عضلات:

- سستي و ضعف- كاهش وزن- اختلال رشد (در صورت تداوم كمبود انسولن)

 

كمبود انسولين :

 

كمبود انسولين باعث كمبود گلوكز در داخل سلول ميشود و سلول از كتون براي سوخت استفاده ميكن و از اولين نشانه هاي آن ايجاد تهوع و استفراغ است. به يادداشته باشيد در شرايط كمبود انسولين حتي اگر غذايي نخوريد قند خون به علت عملكرد هورمونهاي بالا برنده قند خون افزايش مي يابد.

 

چگونه قند خون بالا را درمان كنيم ؟

 

افزايش موقت قند نياز به اندازه گيري هاي اورژانس ندارد. در چنين حالتي كتون ادرار را اندازه گيري كنيد. بالا بودن قند خون در چند نوبت اندازه گيري همراه با دفع كتون در ادرار نشانه كمبود انسولين است. اگر مقدار دفع كتون به رغم افزايش ميزان انسولين پايين نبايد (افزايش 2+ به 3+) هر چه سريعتر با پزشك خود تماس بگيريد.

 

 علائم قند خون بالا :

 

1) وجود قند در ادرار :

- تكرار ادرار و شب ادراري

- افزايش حجم ادرار

- از دست دادن مايعات

- تشنگي مفرط و خشكي دهان

- پوست و مخاطهاي خشك

- كاهش انرژي بدن

2) كاهش وزن و احساس خستگي

3) اختلال ديد

بايد بدانيم كه دو نوع كتون به نامهاي B هيدروكسي بوتيريك و استوالتات وجود داردكه تنها استواستات با نوارهاي ادراري كتون قابل اندازه گيري است. البته در مراحل اول درمان ممكن است با افزايش كاذب كتون ها مواجه بشويم. به دليل تبديل B هيدروكسي بوتيريك به استواستات. ولي مقادير كلي كتون ها كاهش يافته است.

 

كتواسيدوز يا كماي قند خون بالا :

 

در شرايط كمبود انسولين سلولهاي عضلاني كه توانسته اند قبلاً از كتون استفاده كنند ديگر نمي توانند استفاده كنند. اين مسئله باعث انباشته شدن كتون در خون ميشود و خون اسيدي ميشود و شرايط ايجاد كتواسيدوز مهيا ميشود.بدن سعي ميكند كه اين مقدار كتون را از طريق ادرار و يا تنفس خارج سازد و باعث بوي بد دهان (بوي ماهي گنديده) ميشود. در اين حالت بر تعداد تنفسها براي دفع هر چه بيشتر كتون افزوده ميشود (تنفس كوسمال).

احساس درد بيشتر شكم به همراه لمس شكم ميتواند از نشانه هاي كتواسيدوز باشد و در اين مورد بايد ساير علل رد شود. اگر به موازات دفع آب از بدن به همان تعداد آب مصرف نشود باعث كم آبي (ازيدراتاسيون) ميشود. اگر اين روند ادامه يابد اختلال هوشياري و كوما ايجاد ميشود. كتواسيدوز ممكن است به سرعت به شرايط تهديد كننده زندگي تبديل شود. كتواسيدوز ميتواند در مدت 12 الي 24 ساعت ايجاد شود. اگر در رژيم درماني از انسولين طولاني اثر يا متوسط اثر كمتري نسبت به انسولين كوتاه اثر استفاده شود كتواسيدوز زودتر ايجاد خواهد شد.

 

چرا گاهي دچار اختلال ديد مي شوم ؟

 

اين مسئله بدليل تفاوت محتوي گلوكز در عدسي چشم نسبت به خون ايجاد ميشود. عدسي به علت نداشتن عروق خوني از راه مايع اطراف عدسي (زلاليه) گلوكز را ميگيرد و اين مسئله باعث تغيير سريع مقدار گلوكز عدسي نسبت به خون ميشود. اين عامل باعث ميشود كه عدسي آب جذب كند و متورم شود و اختلال انكساري ايجاد شده. اين پديده باعث آسيب نميشود و ظرف چند ساعت به حالت عادي بر ميگردد (شبيه زماني است كه بخواهيد از عينك شخص ديگري استفاده كنيد) در اين شرايط امكان تطابق چشم وجود دارد و در كل باعث خستگي چشم ميشود.

بر گرفته از سایت ehr.ir

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم مهر 1384 14:7 توسط پرنده دریا |


مقدمه

اکزما يا درماتيت، به تمام مواردی که پوست ملتهب، قرمز، تاول، ترشح، پوسته پوسته شدن، تغيير رنگ، ضخيم شدن و خارش پوست داشته باشد بکار ميرود. اکزما دارای انواع مختلفی است از جمله: اکزمای تماسی آلرژيک، تماسی تحريکی، سرشتی (اتوپيک)، سبوره ای يا شوره ای، سکه ای و غيره...  

کلمه اتوپيک گروهی از بيماريهای آلرژيک يا همراه با آلرژی را شامل می شود که اغلب چند نفر از افراد يک خانواده را درگير می کند. در يک خانواده ممکن است آلرژی هايی از نظير تب يونجه (حساسيت فصلی)، حساسيت به گرده گياهان، آسم، بيماری ديابت يا قند خون و بيماری غده تيروئيد وجود داشته باشد. علاوه بر اين ها اکزمای اتوپيک نيز در اين خانواده ها ديده می شود. در يک پنجم موارد ممکن است يک فرد از خانواده  مبتلا به اين اکزما بدون درگيری ديگر افراد خانواده باشد. اکزمای آتوپيک در سراسر دنيا بطور شايعی وجود دارد. اين اکزما در هر سنی می تواند ديده شود و شیوع آن معمولاْ در نوزادان و کودکان بسيار بيشتر است. ضايعات پوستی، خشکی پوست و خارش از مهمترين علائم آن به حساب می آيند.

اکزمای اتوپيک در دوره نوزادی در سنين دو تا سه ماهگی شروع می شود و با گذشت زمان درگيری در قسمت های مختلف پوستی ايجاد ميشود. اين بيماری گاهی در سنين کودکی و گاهی تا سن بلوغ تداوم دارد و خود بخود از بين ميرود.

علائم اکزمای سرشتی

در نوزادی ضايعات خارش دار پوستی همراه با ترشح، دلمه و قرمزی به خصوص روی گونه ها پديد می آيند ولی در جا های ديگر پوست نيز می توانند ديده شوند. نوزاد بعلت خارش معمولاْ بی قرار است و نواحی خارش دار را با دست و يا با هر وسيله ای می مالد. اگر چه اين بيماری ممکن است تا پايان دوره نوزادی از بين برود ولی درمان در اين زمان در تغذيه و رشد کودک کمک شايانی می کند. اگر بيماری ادامه پيدا کند پايعات کمتر تمايل به قرمزی، دلمه بستن و ترشح دارند. بعد از اين دوره ضايعات به صورت خشک، قرمز متمايل به قهوه ای در آمده و پوسته پوسته شدن و ضخيمی پوست از علائم شايع اين دوره است. البته خارش همچنان با قدرت پيشين وجود دارد. گاهی آنقدر فرد خود را می خاراند تا زخم شود. اين زخم شدن می تواند بدليل از بين رفتن سد دفاعی باعث بروز عفونت ميکروبی در ناحيه شود. در سنين نوجوانی تا بزرگسالی ضايعات خشک و پوسته دار بيشتر در نواحی خم آرنج، پشت زانو، قوزک ومچ پا و هر ناحيه چين دار ممکن است ديده شوند.

تشخيص اکزمای سرشتی

هر ضايعه خارش دار با خصوصيات ذکر شده؛ همراه با يک تاريخچه فاميلی از اتوپی می تواند يک اکزمای سرشتی باشد. اين بيماری هميشه از يک الگوی خاصی تبعيت نمی کند و ممکن است در هر مرحله ای و هر سنی بدون الگوی خاصی بوجود آيد. ضايعات ممکن است در کف دست و پا و پشت دست و پا با خارش شديد و خشکی و قرمزی تيره رنگی ديده شود. در سنين بالاتر نيز احتمال ضايعات ترشح دار و دلمه بسته وجود دارد.

عوامل تشديد کننده اکزمای سرشتی

اين بيماران دارای پوستی حساس هستند و عوامل زيادی می توانند پوست اين افراد را تحريک کنند و ضايعات اکزمايی را در آنها بوجود آورند. البته هر فردی می تواند به عواملی حساس و به عوامل ديگری غير حساس باشد يا بطور خلاصه ميزان حساسيت پوست نسبت به اين عوامل در افراد مختلف متفاوت است. اين عوامل شامل: تغيير سريع دمای محيط (سرما و گرما)، خشکی هوا، ورزش سنگين يا هر گونه فعاليتی که باعث تعريق زياد شود، بعضی غذاها، تماس با لباس های نايلونی يا پشمی، انواع عفونت ها، آفتاب و استرس های عصبی می باشند.

تاثير غذاها در ايجاد اين بيماری

آلرژی غذائی در ده در صد اين بيماران ديده می شود. غذاهائی که بيشتر مورد ظن هستند، شامل: تخم مرغ، شير گاو، ماهی، آجيل، مواد افزودنی (چاشنی)، مواد رنگی مصنوعی، سويا، شکلات، توت فرنگی و غيره ... می باشند. اين غذاها می توانند باعث تشديد بيماری شوند ولی حذف تمام اين غذاها از رژيم غذائی روش عاقلانه نيست و بايد ديد با مصرف کدام غذا بيماری فرد شدت می يابد و آن غذا را حذف کرد. در صورتی که به غذائی مشکوک هستيد به مدت دو هفته مصرف نکنيد و بهد از اين دوره اگر با مصرف آن بيماری شدت پيدا کرد از خوردن اين نوع غذا اجتناب کنيد در غير اين صورت اين غذا جزء رژيم نمی باشد. مدت زمان بين خوردن غذا و شدت بيماری معمولاْ يک تا سه ساعت است. مادرانی که دارای فرزند شيرخوار مبتلا به اکزمای سرشتی هستند نيز بايد غذاهای حساسيت زا را پيدا کرده و از خوردن آن اجتناب کنند. چون مواد غذائی در شير ترشح شده و با خوردن شير مادر، نوزاد دچار ضايعات و شدت بيماری ميشود.

نقش عوامل محيطی

گرده گياهان و گرد و غبار نيز در شدت بيماری نقش دارند. تماس با وسايل و موادی که گرد و غبار را در خود نگه می دارند مانند: بالش، متکا، پرده، فرش، روکش مبل، پشم و غيره ... باعث بدتر شدن بيماری ميگردند. محل زندگی بايد ساده و فاقد وسايل تجمع گرد و غبار باشد. در محل زندگی از نگه داشتن گياه و گل و حيوانات بايد اجتناب کرد. ملحفه ها بايد مرتب شسته شوند و دو بار آب کشی شوند تا مواد پاک کننده کاملاْ حذف شوند. مواد آرايشی، عطريات، اسپری ها ( حشره کش يا خوشبو کننده) و دود سيگار می توانند بيماری را شدت بخشند.

درمان

مصرف هر گونه کرم، لوسيون، شامپو، صابون و محصولات آرايشی بايد با مشورت پزشک باشد. از پوشيدن لباس های زير خشن و زبر اجتناب کنيد حتی الامکان از لباس های زير نخی يا کتانی استفاده کنيد. از پوشيدن لباسهای تنگ، چسبان و پشمی و نايلونی اجتناب ورزيد. از فعاليت هايی که باعث تعريق زياد می شود اجتناب کنيد. اگر پوست شما خارش دارد از خاراندن اجتناب کنيد چون خارش پوست سبب بدتر شدن ضايعات و شدت خارش می شود در اين مواقع بهتر است با فشار دادن محل خارش أن را کنترل نمود. از کرمهای مرطوب کننده و چرب کننده بخصوص بعد از استحمام، استخر و شستن دست استفاده نماييد. داروهای تجويز شده موضعی باعث تخفيف بيماری ميشوند. چون اکثر اين داروها حاوی کورتون هستند بيش از زمان گفته شده استفاده نگردد. از داروهای ضد هيستامين نيز در بهبودی ضايعات و کنترل خارش استفاده ميشود. اگر ضايعات عفونی شده باشند از آنتی بيوتيک موضعی يا خوراکی و يا هر دو استفاده ميشود. کورتون خوراکی فقط مواردی کار برد دارد که درمان های پيشين بخوبی بيماری را کنترل نکرده باشند. اين داروها بايد بمدت کوتاهی استفاده شوند. خشکی پوست يکی از مشکلات اين بيماران است و زمينه ساز ايجاد و شدت بيماری می شود. محيط زندگی هميشه بايد مقداری مرطوب باشد و هوای آن نه سرد و نه گرم باشد بلکه بايد هوا معتدل باشد. استحمام بايد به حداقل دفعات و زمان برسد. در استحمام بايد از آب ولرم استفاده کرد. کشيدن کيسه و ليف زبر باعث شروع و شدت بيماری می شوند. بعد از حمام بلافاصله بعد از خشک کردن با يک حوله نرم و ظريف تمام بدن را با يک مرطوب کننده يا چرب کننده بپوشانيد. از کشيدن حوله به بدن اجتناب کنيد بلکه بايد حوله را با گذاشتن روی پوست آن را خشک کرد. در مواقع مصرف دارو هر گونه تغيير در پوست و يا بدن را به پزشک اطلاع دهيد.

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم مهر 1384 17:35 توسط پرنده دریا |


آيا در تشخيص اينكه جسمي قرمز است يا سبز، و يا آبي است يا زرد دچار مشكل مي شويد؟ اين اصلي ترين علامت كوررنگي است. بر خلاف تصور عامه، ديد افراد كور رنگ به ندرت خاكستري است.

كور رنگي يك بيماري ارثي وابسته به كروموزوم X مغلوب است كه در مردان بيشتر ديده شده و تقريباً هميشه از مادر به پسر به ارث مي رسد. (توضيح: زنان دو كروموزوم X و مردان يك كروموزوم X و يك كروموزوم Y دارند. در بيماري هاي وابسته به كروموزوم X مغلوب در زنان بايد هر دو كروموزوم X معيوب باشند تا بيماري رخ دهد. اگر يك كروموزوم X معيوب باشد بيماري رخ نمي دهد ولي قابل انتقال به فرزندان است. در مردان معيوب بودن تنها كروموزوم X سبب بيماري مي شود. بنابراين، فردي كه مبتلا به كوررنگي است، مادرش يا مبتلا به كور رنگي است و يا ناقل بيماري.) در اين اختلال كروموزومي سلول هاي مخروطي در شبكيه كه مسئول درك رنگ هستند دچار اختلال هستند و به همين دليل بيمار رنگ ها را درست تشخيص نمي دهد.

كور رنگي ممكن است بر اثر بيماري هاي عصب بينايي يا شبكيه نيز رخ دهد. در اين موارد، فقط چشمي كه مشكل دارد دچار كور رنگي مي شود و بيماري در طول زمان تشديد مي گردد بطوريكه ممكن است تبديل به كوررنگي كامل شود كه در آن بيمار ديدي خاكستري دارد. اين بيماران معمولاً در تشخيص آبي و زرد مشكل دارند.

علائم

  • اشكال در تشخيص قرمز و سبز (شايعترين حالت)
  • اشكال در تشخيص آبي و سبز

تشخيص

تشخيص كوررنگي اغلب با استفاده از چارت هاي رنگي بنام "صفحات آزمون ايشي هارا" (Ishihara) انجام مي شود. در اين صفحات كه نمونه هايي از آن را مي بينيد اعدادي متشكل از نقطه هاي رنگي در زمينه اي متشكل از نقاطي به رنگ ديگر قرار گرفته اند كه تشخيص آن ها براي افراد كوررنگ مشكل است. در صورتيكه مشكلي در ديد رنگي بيمار تشخيص داده شود از تست هاي دقيق تر استفاده مي شود.

درمان

كور رنگي هيچ درماني ندارد. تشخيص زودرس كوررنگي مي تواند مانع بروز مشكلات آموزش در كودكان مدرسه رو شود. در اين صورت بهتر است والدين كودك با مسئولين مدرسه و معلم او صحبت كنند.

بعضي از بيماران از لنز هاي مخصوصي استفاده مي كنند كه هم بصورت لنز تماسي و هم بصورت لنز عينك وجود دارد.

در بسياري موارد بيماران به جاي تشخيص رنگ ممكن است ترتيب قرار گيري را بخاطر بسپارند. بعنوان مثال بيمار بخاطر مي سپارد كه چراغ قرمز هميشه بالاي چراغ راهنمايي و چراغ سبز پايين قرار دارد.

بر گرفته از سایت اصلاح  دید نور

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مهر 1384 10:10 توسط پرنده دریا |


 

Hair gel

 

ژل موي سر يكي از ابزار هاي شكل دادن به مو به شمار مي آيد. با استفاده از اين فراورده مي توانيد مدل دلخواه خود را براي مدت نسبتا طولاني بر روي مو تثبيت نمائيد.

محصولات مدل دهنده مو،  همگی از نظر شیمیایی  پلیمرهای حل شده در حلال مایع هستند. وظیفه پلیمرهای موجود در این ترکیبات آن است که  رشته های مو را به هم متصل کند، ضمن آنکه، پوشش پلیمری محیط بر تارهای به هم چسبیده مو، باعث افزایش حجم کلی آنها می گردد.

نحوه اتصال تار های مو توسط این فراورده ها  معمولا به دو صورت است:

1-    اتصال جانبی (پهلو به پهلو)ی تار های مو  که اصطلاح جوش خطی (Seam weld) به آن اطلاق می گردد.

2-  اتصال نقطه ای (یا متقاطع) تارهای مو که جوش نقطه ای (Spot weld)  نام دارد. در این حالت تارهای مو، در یک نقطه،  یکدیگر را قطع می کنند.

 

فراورده مدل دهنده مو، باید به گونه ای توسط تولید کننده طراحی و بوسیله  مصرف کننده به کار برده شود که اتصال تارهای مو،  بیشتر از نوع جانبی باشد. زیرا اتصال تارهای مو، به این شیوه، علاوه حجم بیشتر، آنها را به شکل ملایمتری در کنار هم  نگاه داشته و آسیب کمتری به كوتیکول وارد می کند .

 

 

در حال حاضر ژلهای مو به دو دسته کلی تقسیم بندی می شوند:

Micro gels ژلهای روغنی (یا میکرو ژل ها) به صورت امولسیون های شفاف روغن در آب عرضه می شوند ( قطرات روغن آنقدر کوچکند که امولسیون شفاف به نظر می رسد).

اين نوع از ژلها بيشترجهت ایجاد درخشندگی و گره گشایی از مو در هنگام برس و یا شانه کردن استفاده می شوند

 

True gels ژلهای پلیمری ( ژلهای حقیقی) مخلوطی از آب، یک عامل ژل کننده و  یک پلیمر تثبیت کننده با وزن ملکولی بالا هستند . وقتی که این مواد روی مو قرار می گیرند، رشته های مو با مخلوط آب و پلیمر پوشانده می شوند. سپس آب از روی مو تبخیر شده و لایه نازکی از پلیمر روی آن را می پوشاند. این پلیمر باید پوششی سبک، قابل انعطاف و شفاف روی مو بر جای گذارد و درخشندگی خاصی به آن بدهد ضمن آنکه که  گره ها و الکتریسته ساکن مو تاحدی کاهش يابد.

 

 

 

روشی برای استفاده

 موي خود را ابتدا با شامپوي مناسب شستشو دهيد. آب اضافي را  با استفاده از حوله(با روش گذاشتن و برداشتن) از روي مو بزدائيد. مقداري  ژل در كف دست خود قرار داده و پس از پخش آن بر روی دست به طور يكنواخت روي مو پخش نمائيد.

دو نكته در مورد ژلها:

ژل می تواند هم بر روی موی خشک و هم بر روی موی تر استفاده شود.

ژل بر روی موی مشکی جلوه بیشتری دارد.

 

·        در صورتي كه مدل فر، مورد نظرتان است با استفاده از نوك انگشتان فر دلخواه خود را به مو بدهيد.

 

·   براي صاف نمودن،  رشته های مو را بین دو دست قرار داده و دستها را در حالیکه فشار كمي اعمال مي كنید  به سمت پائين حركت دهید .

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مهر 1384 10:6 توسط پرنده دریا |


 

يک مطالعه تازه در آمريکا نشان می دهد که تزريق دوزهای بالای ويتامين ث به خون می تواند در مبارزه با سرطان موثر باشد.

دانشمندان در تست های آزمايشگاهی دريافتند که تزريق ويتامين ث به خون، در شکل "اسيد اسکوربيک"، به نابودی سلول های سرطانی منجر شد.

اين مطالعه ناقض مطالعات قبلی است، اما موسسه ملی بهداشت آمريکا واقع در ايالت مريلند گفت که آن مطالعات بر دوزهای پايين تر نوع خوراکی ويتامين ث متکی بوده است.

ساير متخصصان سرطان گفتند شواهد قانع کننده ای که از قبل وجود دارد حاکی از بی تاثير بودن ويتامين ث در معالجه سرطان است.

در مطالعات دهه ۱۹۷۰ برای نخستين بار نشان داده شد که دوزهای بالای ويتامين ث می تواند به درمان سرطان کمک کند اما مطالعات بعدی آن يافته را تاييد نکرد.

در تازه ترين مطالعه، که نتايج آن در نشريه "اقدامات آکادمی ملی علوم" چاپ شده است، محققان آزمايش هايی را ترتيب دادند که تزريق بالينی (کلينیکی) ويتامين ث به طيفی از ۹ سلول مختلف سرطانی و چهار سلول عادی را شبيه سازی می کرد.

در پنج عدد از مجموعه های حاوی سلول های سرطانی، ميزان بقای سلول ها ۵۰ درصد افزايش يافت درحالی که تاثير آن بر سلول های عادی خنثی بود.

بررسی دقيقتر سلول های بدخيم لنفاوی -که به خصوص در مقابل اسيد اسکوربيک حساس بودند- نشان داد که به طور کامل نابود شدند.

محققان متوجه علت اين تاثير نشدند با اين حال اشاره کردند که اين شيوه درمانی به تشکيل "پروکسايد هيدروژن" منجر شد، ماده ای که برای سلول ها سمی است.

دکتر مارک لوين، سرپرست اين تحقيقات، گفت که پيش از تجويز اين نوع معالجه برای بيماران ابتدا بايد ايمنی آن ثابت شود.

اما او گفت که اسيد اسکوربيک به عنوان يک عامل بالقوه برای درمان سرطان دارای گذشته ای جنجال آفرين بوده است.

هنری اسکوکرافت، از مقام های ارشد موسسه تحقيقات سرطان بريتانيا گفت که عليرغم اين يافته ها، شواهد غالب هنوز به بی تاثير بودن ويتامين ث در معالجه سرطان اشاره دارد.

وی گفت: "اين مطالعه در مرحله خيلی خيلی ابتدايی است. مواد زيادی وجود دارد که در تست های آزمايشگاهی سلول های سرطانی را می کشند، اما وقتی در بيماران امتحان می شوند بی اثر هستند."

او افزود: "اما ما می دانيم که يک رژيم غذايی سالم و متوازن، شامل مقدار زيادی ميوه تازه و سبزيجات، راه موثری در کاهش خطر ابتدا به سرطان در وهله اول است."


+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مهر 1384 10:4 توسط پرنده دریا |


 

دانشمندان آمريکايی ادعا می کنند که در آخرین پژوهشهای های خود علت سفيد شدن رنگ مو به هنگام افزایش سن را کشف کرده اند.

اين دانشمندان گفته اند سلول های رنگ دانه ای که در پوست افراد وجود دارند، مهم ترین عامل در تغییر رنگ مو ميباشد. کشف علت اصلی این عامل می تواند به عنوان راهی برای درمان سرطان پوست از روشهای تازه تر مورد استفاده قرار گیرد.

گروهی از محققان آمریکایی دریافته اند زمانی که سلول های رنگ دانه از بین می روند و دیگر تولد مثل نمی کنند، رنگ مو کم کم خاکستری شده و تغییر می یابد.

بررسی ها نشان می دهد فعالیت نامنظم و غیر قابل کنترل سلول های رنگ دانه ای موجب می شود فرد در معرض ابتلا به سرطان پوست قرار بگیرد که البته با این کشف می توان از انتشار تومورهای سرطانی پوست جلوگیری کرد.

این نخستين دستاوردی است که دانشمندان امیدوارند بر اساس آن بتواننددرمانی مناسب و قطعی برای سرطان پوست بیابند.

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مهر 1384 10:2 توسط پرنده دریا |


پوست بخشی از دستگاه پوششی بدن است. بخشهای دیگر این دستگاه مو ، ناخن و غشاء مخاطی هستند.

پوست متشکل از دو لایه اصلی است: روپوست (اپیدرم) که لایه نازکتر خارجی می باشد و میان‌پوست (درم) که لایه ضخیمتر داخلی است . روپوست لایه های ضخیمی از سلولهای مسطح می باشد . پوست با دارا بودن سطح متوسطی حدود ٢ متر مربع (٢.٥ یارد مربع) ، یکی از بزرگترین اعضا بدن است . پوست یک سد محافظتی بین محیط جهان اطراف با عضلات ، اعضای درونی و رگهای خونی و اعصاب بدن تشکیل می دهد . مو و ناخنها از پوست منشا گرفته و یک حفاظت اضافی ایجاد می کنند . ظاهر پوست به طور گسترده ای تغییر می کند . که این تغییر نه تنها به دلیل عواملی همچون افزایش سن بوده ، بلکه ، نمایش دهنده نوسانات هیجانی و سلامت عمومی ، نیز می باشد . پوست یک عضو زنده است . فوقانی ترین لایه آن روپوست (اپیدرم) بوده که سطح پوست را تشکیل می دهد و متشکل از سلولهای مرده است و در هر فرد حدود ٣٠ هزار عدد از این سلولها در هر دقیقه ریزش می کنند . با این وجود سلولهای زنده پوست دائما در قسمت زیری تر روپوست تولید شده تا جایگزین این سلولها گردند . در زیر روپوست، میان‌پوست (درم) قرار گرفته که حاوی عروق خونی ، انتهاهای عصبی و غدد می باشد . لایه ای از چربی در زیر درم قرار می گیرد و به عنوان یک عایق ، ضربه گیر و منبع انرژی عمل می کند .

محافظت و احساس

هر چند اکثر قسمتهای پوست ضخامتی کمتر از ٦ میلیمتر (¼ اینچ ) دارند . اما پوست یک لایه محافظتی قوی است . جز اصلی سطح پوست یک پروتئین زمخت فیبری است که کراتین نام دارد . این ماده را می توان در مو که ایجاد حفاظت و گرما می کند و در ناخنها که انتهاهای ظریف انگشتان دست و پا را می پوشانند ، پیدا کرد . پوست یک سد دفاعی کاملا موثر در برابر میکروارگانیسمها و مواد مضر ایجاد میکند ، اما این سد بیشترین تاثیر را زمانی دارد که سطح آن دست نخورده باقی ماند . زخمها ممکن است عفونی شوند و به باکتریها ، که بعضی از آنهادر سطح پوست زندگی می کنند ، اجازه دهند که وارد جریان خون شوند . سبوم که مایع روغنی است و از غدد سباسه موجود در درم تشکیل می گردد ، به حفظ حالت ارتجاعی پوست و دفع آب ، کمک می نماید . به دلیل اینکه پوست ما حالت ضد آب ( واترپروف ) دارد ، آب را به هنگام دوش گرفتن مثل یک اسفنج ، جذب نمی کنیم . احساس لامسه ما از گیرنده هایی که در قسمت درم پوست وجود دارند و به فشار ، ارتعاش ، گرما ، سرما و درد پاسخ می دهند ، ناشی میشود . در هر ثانیه ، میلیاردها پیام از تحریکات دریافت شده در سرتاسر بدن به مغز ارسال شده و درآنجا این پیامها به صورت یک "تصویر" حسی در می آید و فرد را از خطراتی مثل یک وسیله داغ ، آگاه می سازند ، بعضی نواحی حسی مثل انتهای انگشتان ، دارای تراکم بالایی از گیرنده ها می باشند . پوست همچنین یک نقش اساسی در تنظیم دمای بدن ایفا می کند و زمانیکه در معرض تابش نور خورشید قرار می گیرد ، ویتامین (D) تولید می نماید که برای ایجاد استخوانهای قوی لازم است .

یک لایه واکنش گر

پوست ما به شیوه زندگی ما واکنش نشان می دهد ، برای مثال ، پوست دستان یک باغبان ضخیم شده تا حفاظت بیشتری ایجاد کند . در طی روند پیری ، پوست چروکیده شده و خاصیت ارتجاعی آن کمتر می شود که این حالت می تواند در نتیجه سیگار کشیدن یا تماس بیش از حد با نور خورشید ، تسریع گردد . همچنین ، پوست می تواند رنگ خود راتغییر دهد . در برخورد مستقیم با نور خورشید ، اپیدرم و درم ملانین بیشتری تولید می کنند ، ملانین ، رنگدانه ای است که تشعشعات مضر ماورا بنفش را فیلتر می کند . افزایش ملانین باعث تیره شدن پوست می شود . مردمی که اصلیت آنها متعلق به مناطقی با تابش شدید نور خورشید می باشد ، دارای پوست تیره تری بوده که به راحتی پوست روشن نمی سوزد . افرادیکه پوست روشن دارند بدلیل داشتن ملانین کمتر در پوست خود نسبت به آفتاب سوختگی حساسترند.

رشد و ترمیم

پوست دائما خودش را از طریق ریزش سلولهای مرده و تولید سلولهای جدید ، نوسازی می کند . در نتیجه سلولهای سطحی که به دلیل سایش ، آسیب یا بیماری از دست می روند ، سریعا جایگزین می شوند . سلولهای جدید در اپیدرم که لایه فوقانی پوست است و به عنوان یک پوشش محافظتی ضخیم عمل می کند، ساخته می شوند.

رشد پوست

در اکثر نواحی بدن ، روپوست، چهار لایه دارد . در تحتانی ترین قسمت ، لایه قاعده ای قرار دارد، که در آن سلولهای جدید ساخته می شوند . به موازات حرکت به سطح ، سلولها تغییر می کنند تا لایه های بینابینی یعنی سلولهای خاردار و دانه‌ای را تشکیل دهند . سلولهای در عرض ٢-١ ماه به سطح می رسند . لایه سطحی متشکل از سلولهای مسطح مرده می باشد که دائما ریزش می کنند .

سلول لایه سطحی

سلولهای مسطح مرده در سطح پوست یک پوشش محافظتی خشن تشکیل می دهند . این سلولها دائما به موازات از دست رفتنشان ، جایگزین میشوند .

سلول دانه‌ای: سلولهای لایه دانه‌ای (گرانولار) مسطحتر از سلولهای خاردار هستند و ساختار سلولی آنها شروع به بهم خوردن می کند.

سلول خاردار: سلولهای واقع در لایه سلولی خاری ، بر آمدگیهای خاری دارند که آنها را به هم متصل می کند و به پوست قدرت می دهد .

سلول قاعده ای : سلولهای لایه قاعده ای به میان‌پوست چسبیده اند. این ناحیه ، قسمتی از پوست است که سلولهای آن مرتبا تقسیم می شوند تا سلولهای جدید را که بعدا به لایه های بعدی تبدیل می شوند ، بسازد.

ترمیم پوست

زمانیکه پوست آسیب می بیند، از طریق ترمیم بافت آسیب دیده و جایگزین ساختن بافت از دست رفته با سلولهای جدید ، پاسخ می دهد . طی روند ترمیم ، بافت مرده یا آسیب دیده ، ابتدا توسط بافت اسکار و بتدریج با سلولهای جدید سالم جایگزین می شود. ترمیم پوست طی مراحلی که در زیر گفته شده ، صورت می گیرد.

1- هر آسیبی که منجر به ضایعه پوستی شود ، در صورتیکه ضایعه سطحی باشد مسئله مهمی نیست . ممکن است رگهای خونی میان‌پوست آسیب دیده و باعث خونریزی شود. 2- خون از رگهای خونی نشت پیدا کرده ، منجر به تشکیل لخته می شود . فیبروبلاستها و دیگر یاخته های اختصاصی ترمیمی تکثیر شده و به ناحیه آسیب دیده مهاجرت می کنند . 3- فیبروبلاستها : کلافه ای از بافت فیبردار در داخل لخته ایجاد می کنند . به موازات انقباض رشته های فیبرین کلافه دچار چروکیدگی می شود . بافت پوستی جدید در زیر تشکیل می گردد . 4- کلافه فیروز ، سفت شده تا یک کبره زخم بر روی سطح پوست ایجاد کند . زمانیکه رشد پوست جدید کامل شود این کبره می افتد . با این وجود اثر زخم ممکن است باقی ماند .


برگرفته از پایگاه الکترونیکی خدمات پزشکی ایران (برداشت آزاد با ذکر منبع و دادن پیوند)

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم مهر 1384 15:27 توسط پرنده دریا |