تبليغاتX
پزشکی


پزشکی

پزشکی






درباره وبلاگ
همواره بدهيد و فراموش کنيد.اما بگيريد و بخاطر بسباريد.

گشايش نتيجه رنج وآسايش نتيجه سختي.

چهار چيز است که کمش بسيار است :

فقر.
درد.
آتش.
دشمني.
محمد عامری
نويسنده :پرنده دریا‍‍



مطالب تازه
ارتباط شکل ناخن با بيماريها
نمونه سوالات فوریتهای پزشکی
آشنائی بیشتر با بندر محمدعامری از بنادر بزرگ استان بوشهر
نكاتي در مورد كليه ها و علايم هشدار دهنده بيماري كليه
چرا مو هامون سفید میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بیماری کاردیو میوپاتی


علت نام گزار ی عرق کرونرو...
تنفس مصنوعی ورا دادن آن



آرشيو وبلاگ
آذر 1390
آبان 1390
اسفند 1387
آبان 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384


موضوعات
سیاتیک


لينكستان
عارفانه
کاغذ بازی
بهاره
سیندرلا دوست داشتنی
مقالات روز کامپیوتر
خواهر عزیزم
رز واقعا رز
هک< دانلود>آموزش




دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390 ساعت 1:22
                  به نام خدا

۱- ارتباط شکل ناخن با بيماريها
    شکل ناخن اهميت قابل توجهي در تشخيص بيماريها و خصوصيات روحي و رواني دارد.
    ناخنهاي دراز: حساسيت جسمي و روحي
    ناخنهاي پهن: اشخاص داراي اخلاق مثبت
    ناخنهاي کوتاه: فعاليت زياد
    ناخنهاي خيلي کوچک: عدم تکاپوي قواي آميزشي
    ناخنهاي مسطح: ضعف قلب، عدم تکاپوي تخمدانها، لمفاسيم
    ناخنهاي مقعر: ضعف اعصاب، افراط در الکل
    ناخنهاي سه زاويه: استعداد ناخوشي در مرکز اعصاب
    ناخنهاي چهارگوش: خيالاتي بودن
    ناخنهاي بادامي شکل: ضعف ريتين
    ناخنهاي محدب: بيماريهاي دستگاه تنفسي
2- رنگ ناخن
     رنگ ناخن هم با وجود اينکه از خود ناخن نيست، در تشخيص بيماريها اهميت دارد. ناخن طبيعي بايد سرخ روشن بوده و تمام ناخن يکرنگ باشد؛مثلاً اگر انسان به زردي مبتلا گردد ناخن هم زرد ميشود.
     مواردي که رنگ ناخن تغيير ميکند:
     ناخنهاي رنگ پريده:لمفاتيسم
     زياد سرخ: بدي گردش خون در پوست، استعداد ابتلا به سل
     آبي: تغذيه کافي
      زرد: بيماري کبد
      يکرنگ نبودن ناخنها: اختلال در گردش خون
3- شفافيت ناخن
      کيفيت و کميّت ترشحات غده تيروئيد ميتواند در شفافيت ناخن تأثير بگذارد. اگر ترشح غده زياد باشد(گواتر) ناخن بيش از حد شفاف و اگر ترشح غده کم باشد شفافيت کمتر است.
      اگر ناخن فاقد قسمت حلالي باشد به علت خستگي و کار زياد است. اگر قسمت هلالي خيلي واضح و سفيد باشد به علت سرعت ضربان قلب ميباشد که اهميتي ندارد.
      لکه هاي سفيدي که در ناخنها مشاهده ميشود ناشي از کم شدن مواد معدني است که از افزايش اسيديته ي بدن حاصل ميشود.
      از جمله علل ديگر، خستگي زياد يا افراط در خوردن بعضي از غذاها(داراي چربي و قند) ميباشد، رژيم غذايي مناسب و استراحت، آن را مرتفع مي نمايد.
      لکه هاي سياه، ناشي از مسموميت مزمن(يبوست و غيره).
      توجه: ناخن شست پا بر عکس ناخن هاي ديگر بايد مربع شکل کوتاه باشد.
4-دوام ناخن
     دوام ناخن و مقاومت ناخن ها هم در علم ناخن شناسي يکي از عوامل تشخيص بيماريهاست که در اينجا شرح داده ميشود:
     ناخنهاي نازک: حساسيت مفرط، اختلال در تغزيه ي عمومي.
     ناخنهاي کلفت: وجود مواد معدني زياد، تصلب شراين، پيري قبل از موعد.
     ناخنهاي نرم: عدم تکاپوي ترشح غدد پاراتيروئيد يا هيپوفيز.
     ناخنهاي شکننده: کمبود آهک و سيليس که تشکيل دهنده کراتين ميباشد. (که در برخي مواقع کاهش ميابد).
     ناخنهاي صدفي: عصبي مزاج، ترسو.
     ناخنهاي مخطط: بيماريهاي کليوي، سوزاک مزمن.
     ناخنهاي شيار دار(شيارها به صورت خطوط عمودي ميباشد): اختلال و توقف جريان خون( پس از درمان اين حالت رفع ميشود).
     ناخنهاي شيار دار(شيارها به صورت خطوط افقي ميباشد): اختلال و توقف جريان خون
     علل شکنندگي ناخن: بيماريهاي کليوي، اختلالات گردش خون.
     لکه هاي زرد ناخن: مربوط به بيماريهاي ريوي يا پرده جنب است.
     لکه هاي سفيد: ناشي از شوک هاي عاطفي يا سپري کردن يک دوره بيماري يا زياده روي در مانيکور ميباشد.
     نکته ها:
     کمبود پتاسيم بدن باعث ضعيف شدن ناخنها ميگردد.
     عوارض کندي کبد، کليه و اشتها، منتهي به گوشه کردن ناخنها ميشود.
5-هلال ناخن
     اگر تمام انگشتان داراي هلال ناخن باشد سالم هستيد.
     اگر شست داراي هلال ناخن باشد و بقيه خير،سالم نيستيد.
     اگر سفيدي هلال زياد باشد قدرت و قوه بدن بيش از حد مصرف ميشود.
     اگر هلال ناگهان محو شود نشانه ي آن است که زياد از حد کار ميکنيد
     توجه: ناخنها در سنين نوجواني(13-19 سال) سريعتر رشد ميکنند، ناخنها در تابستان سريعتر از زمستان رشد مينمايند، ميزان رشد ناخن دست 4برار ناخن انگشتان پا است، حاملگي باعث رشد ناخن ميگردد.
6-بيماريهاي ناخن
    خال سفيد روي ناخن: به روي نياز داريد.
    سفيد شدن ناخن: دچار کمبود پروتئين هستيد.
    جدا شدن ناخن: تيروئيد شما بيش از حد فعال است.
    مقعر شدن ناخن: دچار کمبود آهن هستيد.
    شکننده شدن ناخن: دچار ورم مفاصل يا کمبود آهن هستيد.
    سياه شدن ناخن: کمبود ويتامين B، تومور سرطاني
    نوار سفيد افقي روي ناخن: مسموميت با اکسيد ارسنيک يا يک فلز سنگين(مانند جيوه يا نقره)
    آبي يا قهوه اي شدن ناخن: خوردن داروي ضد مالاريا
    ترک روي ناخن: به علت کمبود آهن
    لکه سفيد روي ناخن: کمبود ويتامين B
    ناخن و بيماريهاي آن:
    شاغلاني که در معرض ايجاد ناخنهاي قاشقي شکل هستند:
    کارگران تعويض روغني، دود پاک کن ها، شيشه گران، آرايشگران، پرورش دهندگان قارچ، شيميدانهايي که با مواد آلي کار ميکنند، سلاخان.
    شاغلاني که در معرض تغيير رنگ و سفيد شدن ناخنها هستند:
    کارگراني که با ارسنيک سروکار دارند، قصابان، پانچ کنندگان، کساني که با نمک سروکار دارند، کارگراني که با علف کشها سروکار دارند، کارگراني که تاليوم يعني چه توليد ميکنند.
   شاغلاني که در معرض سياه شدن ناخن هستند:
   تميز کنندگان لامپهاي الکتريکي، (کساني که با اسيد هيدروکلريک در تماس اند)، شراب سازان (شراب قرمز)، نجّاران
   شاغلاني که در معرض آبي شدن ناخنها هسنتد:
   رنگهاي آلومينيوم، آرژيري (مسموميت نقره)، اتومکانيک ها، رنگ سازان، آبکاران بويژه آبکاران طلا، جوهر سازان، تمييز کنندگان فلزات، رنگ زداها، عکاسان، کارگران نقره کار، کارگران لباس دوزي.
   شاغلاني که در معرض قهوه اي شدن ناخنها هستند:
   سيگار سازان، کارگراني که با قهوه سروکار دارند، آشپزها و نانواهايي که با شکر مذاب سروکار دارند، پينه دوزها، عکاسان، راهبانان، قيروگوني کنندگان، واکس زنها، گردو پوست کنها.
   شاغلاني که در معرض سبز شدن ناخنها هستند:
   کارگران بار، شويندگان ظروف، برقکاران، ميوه فروشان، لباسشويان، متخصص ذوب فلزات، کارگران رستورانها، کارگران کارخانه قند.
   شاغلاني که در معرض زرد شدن ناخنها هستند:
   حاملين اپوکسي، گل فروشان، اپراتورهاي دستگاه تزريق پلاستيک، کارگران سمپاش، کارگراني که رنگ را حمل ميکنند.


::. .::


پنجشنبه دوازدهم آبان 1390 ساعت 2:28
              به نام خدا

با عرض سلام خدمت دوستان وهمکاران گرامی عزیزم در فوریتهای پزشکی.

دوستان عزیز من سوالات کنکور کاردانی به کارشناسی فوریتهای پزشکی رو دارم.

دوستانی که مایلند به هر حال از نوع آشنای با سوالات یا محک خود در کنکور این رشته آشنا

بشن می تونن با پرداخت فقط و فقط هزار تومان از طریق پرداخت وجه بصورت کارت به کارت

 به شماره۶۰۳۷۶۹۱۰۸۴۳۸۲۶۵۴بانک صادرات یا پرداخت وجه به شماره حساب۰۳۱۴۶۶۶۴۲۲۰۰۵

بانک صادرات به این سوالات  بصورت ارسال سوالات به ایمیل شخصی فرد تقاضا کننده یا ارسال لینک جهت دانلود قادر خواهد بود به سوالات دسترسی پیدا کند.

در ضمن یادآوری می شود پس از واریز وجه یک پیام کوتاه به شماره همراه۰۹۱۷۴۹۶۲۳۶۰یا۰۹۳۷۷۷۵۱۰۴۳بفرستید و نوع درخواست جهت دسترسی به سوالات( یا ارسال به ایمیل یا دریافت لینک جهت دانلود) مطرح بفرمایید.

نمونه سوالات کنکور کاردانی به کارشناسی فوریتهای پزشکی.کنکور کاردانی به کارشناسی فوریتهای پزشکی. کارشناسی فوریتهای پزشکی.فوریتهای پزشکی.سوالات کنکور فوریتهای پزشکی.

 


::. .::


 

            به نام خدا

آشنائی بیشتر با بندر محمدعامری از بنادر بزرگ استان بوشهر

به نام خدا

گمرک قدیمی بندر محمدعامری

دره های فصلی

ابشارهای فصلی بندر محمدعامری

کوه کلات

کوه کلات در ۶۰۰متری بندر محمدعامری که بنام یک افسر انگلیسی در جنگ شهید رئیس علی دلواری با انگلیس نامگذاری شده است.

کشتی شکسته

عکسه لنجهای فرسوده در قدیمی ترین خور استان بوشهر)بندر محمدعامری(


::. .::


                  به نام خدا که هر چه دارم از اوست

خلاصه : كلیه ها چگونه كار می كنند؟
متن کل خبر : هر فرد در
بدن خود دو كلیه به اندازه مشت فرد بزرگسال دارد كه در دو طرف ستون مهره ها و در قسمت زیرین قفسه سینه در پشت قرار دارند، اگر چه كلیه ها كوچكند ولی وظایفی پیچیده و حیاتی را انجام می دهند كه كل بدن را متعادل نگه می دارند. برای مثال كلیه ها:
img/daneshnameh_up/5/58/kidney.jpg
- در دفع مواد زاید و مایعات اضافی كمك می كنند.

-
خون را تصفیه، برخی از مواد را حفظ و برخی را دفع می كنند.

- تولید گلبولهای قرمز را تحت نظارت قرار می دهند.

- ویتامین های موثر در رشد را می سازند.

- هورمون های موثر در تنظیم فشار
خون را تولید می كنند.

- در تنظیم میزان مواد مغذی ویژه در
بدن مانند كلسیم و پتاسیم كمك می كنند.

چگونگی انجام كار كلیه ها
1-
خون از طریق یك سرخرگ از قلب به كلیه وارد می شود.

2-
خون با گذشتن از میلیون ها صافی كوچك، تمیز می شود.

3- مواد دفعی از طریق میزنای ( حالب) عبور كرده و به عنوان ادرار در مثانه جمع می گردد.

4-
خون تصفیه شده از طریق سیاهرگ ها به جریان خون بر می گردد.

5- هنگامی كه مثانه پر از ادرار می شود از طریق پیشابراه ادرار از
بدن خارج می شود.

كلیه ها هر 24 ساعت جمعاً حدود 200 لیتر از مایعات
بدن را تصفیه و به جریان خون بازمی گردانند حدود 2 لیتر مایع به صورت ادرار از بدن دفع می شود در حالی كه باقیمانده یعنی حدود 98 لیتر به بدن باز می گردد. ادراری كه ما دفع می كنیم تقریباً ظرف مدت 1 تا 8 ساعت در مثانه ذخیره شده است.

بیماری كلیه
اگر چه كلیه ها، عضوهای كوچكی هستند ، ولی از وظایف حیاتی زیادی از جمله تصفیه نمودن مواد زاید و مایعات اضافی از
خون را به عهده دارند كه در حفظ سلامتی عمومی بدن موثر است. بیماری شدید كلیه، ممكن است منجر به نارسایی كامل آن شود، كه نیازمند درمان با دیالیز یا پیوند كلیه برای جلوگیری از مرگ است . اگر چه درمانهای موثری برای بسیاری از بیماریهای كلیه وجود دارد ولی مردم هنوز نمی دانند كه بیماریهای كلیه قابل پیشگیری اند.

ده عامل اصلی بیماری كلیه
معمولاً دو علت مهم برای نارسایی كلیه ها( یا مرحله نهایی بیماری كلیه) دیابت(
دیابت نوع 2 یا دیابت بزرگسالان) و فشار خون بالا وجود دارد. زمانی كه این دو بیماری با درمان مراقبت شوند، بیماری های كلیه مرتبط با آنها می توانند پیشگیری شوند یا سرعت شان كاهش یابد. داروهای موثر زیادی برای درمان فشار خون بالا وجود دارند. علاوه براین، تغییرات سلامت بخش در شیوه زندگی، مانند كم نمودن وزن و ورزش مرتب در مراقبت از فشار خون بالا و حتی پیشگیری از آن موثر است. نظارت دقیق بر قند خون در بیماران دیابتی از سایر مشكلات مانند بیماری كلیه، بیماری كرونر قلب وسكته پیشگیری می كند. زمانی كه بیماران دیابتی، همزمان به فشار خون بالا مبتلا شوند، داروهای خاصی كه بازدارنده های آنزیم تبدیل كننده آنژیوتنسین نامیده می شوند، برای حفظ عملكرد كلیه ها موثرند. سومین علت اصلی مرحله نهایی بیماری كلیه گلومرولونفریت( بیماریی كه به واحدهای تصفیه كننده كلیه بنام گلومرول ، آسیب می رساند) است . در بسیاری از حالات، علت این بیماری ناشناخته است ، اما در برخی موارد ممكن است ارثی باشد یا در اثر عفونت به وجود آمده باشد.

برخی از بیماریهای دیگری كه ممكن است بر كلیه اثر بگذارند شامل عفونت ها، سنگ های كلیوی و بیماریهای ارثی، می شوند. استفاده بیش از اندازه قرص های ضد درد یا مصرف مواد مخدر مانند هروئین می تواند به كلیه ها صدمه بزند . برخی از این بیماریها قابل درمان هستند. برخی موارد، درمان می تواند سرعت پیشرفت بیماری را كاهش و طول عمر را افزایش دهد.

مرحله نهایی بیماری كلیه زمانی رخ می دهد كه حدود 90 درصد از عملكرد كلیه از بین برود. افراد مبتلا به نارسایی كلیه ممكن است دچارتهوع، استفراغ، ضعف، خستگی، گیجی، مشكل در تمركز و از دست دادن اشتها شوند، نارسایی كلیوی با آزمایش
خون و ادرار قابل پیشگیری است.

نشانه های هشدار دهنده بیماری های كلیوی و دستگاه ادراری.
1- فشار
خون بالا

2- پیدایش
خون با پروتئین در ادرار.

3- آزمایش كراتینین خون، بالاتر از 2/1 میلی گرم در دسی لیتر در زنان و 4/1 میلی گرم در دسی لیتر در مردان(كراتینین ماده دفعی است كه توسط كلیه های سالم از
خون خارج می شود. ) در بیماریهای كلیوی ، سطوح كراتینی در خون ممكن است افزایش یابد.

4- تكرار ادرار به ویژه در شب .

5- مشكل در ادرار كردن یا ادرار درد آور.

6- تورم در چشم ها، تورم دست ها و پاها به ویژه در كودكان

بر گرفته از:http://www.parsiteb.com/news.php?id=1147&action=viewFullContent&groupId=120


::. .::


چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 ساعت 12:39
                                                به نام خدا
چرا مو هامون سفید میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هيچ وقت اين سوال برايتان پيش آمده است که چرا موهايمان سفيد‌
‌مى‌شوند؟ يا اينکه در چه سنينى بايد موهايمان سفيد شود؟‌ ‌

به گزارش ايسنا، واقعيت اين است که سفيد شدن مو، هيچ ربطى به‌
‌نوع رنگدانه موجود در بدن ما يا به عبارتى تيره يا روشن بودن
موهايمان ندارد.

 

اين‌ ‌اتفاق براى همه مى افتد، به روايتى دير يا زود دارد، اما
سوخت و سوز ندارد!‌

 

‌سفيد شدن موها در مردان در حدود سى سالگى و‌ ‌در زنان در سى و
پنج سالگى رخ مى دهد.

 

سلول‌هاى حاوى رنگدانه هر ده سال، حدود ده تا‌ ‌بيست درصد از
ظرفيت توليد رنگ خود را از دست مى‌دهند.

 

کمبود فلزاتى همچون منگنز،‌ ‌روي، تيتانيوم، آهن و مس ازعوامل
اصلى در سفيد شدن و شکنندگى موها به حساب مى آيند.‌‌
‌اگر چه سفيد شدن موها يکى از آشکارترين نشانه هاى‌ ‌افزايش سن
است، اما هميشه سفيد شدن مو تنها به علت بالا رفتن روزهاى زندگى
نيست و‌ ‌عوامل ديگرى همچون کمبود ويتامين ها، بيمارى هاى
تيروئيد، بيمارى‌هاى سيستم ايمني،‌ ‌مصرف دخانيات (سرعت سفيد شدن
مو درسيگارى ها، چهار برابر افراد غير سيگارى است)، کم‌ ‌خوني،
رژيم‌هاى سخت و طولانى مدت، عوامل ارثي، بيمارى‌هاى خونى و
افزايش گلبول‌هاى‌ ‌سفيد نيز باعث سفيدى زود هنگام و بيش ازحد
موها مى شوند.‌ ‌علاوه بر عوامل ذکر شده مصرف بعضى ازشامپوها و‌
‌ديگر مواد شيميايى نيز مى تواند بر سفيد شدن موها تاثير بگذارد .


::. .::


یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 ساعت 12:0

 
                                    به نام خالق زیبای
 
كارديوميوپاتي عبارت از يك اختلال التهابي عضله قلب . در نتيجه ، عضله قلب ضعيف مي شود و نمي تواند خون را به نحوه مؤثري پمپ كند. مختل شدن كار قلب نهايتاً ريه ها، كبد و دستگاه گردش خون را متأثر مي سازد. اين اختلال در مردان شايع تر است .
علايم شايع
در صورتي كه كارديوميوپاتي به حدي قلب را درگير كند كه نارسايي قلبي ايجاد شود، علايم زير ممكن است رخ دهند:
تندشدن يا نامنظم شدن ضربان قلب
تنگي نفس به هنگام فعاليتقـلـب و عـروق
تورم پا و مچ پا
خستگي
سرفه همراه با خلط خوني كف دار
از دست دادن اشتها
از دست دادن ميل جنسي
علل
عفونت ويروسي عضله قلب
مراحل انتهايي بيماري سرخرگ هاي قلب
كمبود تغذيه اي ، به خصوص ويتامين ب 1 (ويتامين )
كمبود مواد معدني ، به خصوص پتاسيم
جايگزين شدن بافت چربي به جاي فيبرهاي عضله قلب
رسوب ماده آميلوييدي (يك ماده پروتئيني غيرطبيعي كه در بافت ها رسوب مي كند) به علت ساير اختلالات
هموكروماتوز (تجمع بيش از حد آهن در كبد، لوزالعمده ، پوست )
كم خوني شديد
آتاكسي فريدريش (يك نوع بيماري عصبي ارثي )
استرس
ناشناخته
عوامل افزايش دهنده خطر
افراد بالاي 60 سال
چاقي
سيگار كشيدن
الكيسم
سابقه خانوادگي بيماري سرخرگ هاي قلب يا كارديوميوپاتي
مصرف بعضي از داروهاي مثل ضدافسردگي و داروهاي ضد روان پريشي ، و نيز بعضي مواد مثل الكل و كوكايين
ديابت شيرين
افزايش كلسترول خون
پيشگيري
اصلاً الكل ننوشيد.
رژيم غذايي متعادلي داشته باشيد.
حتي الامكان از عوامل خطر اجتناب كنيد.
عواقب مورد انتظار
اگر بتوان اختلال زمينه ساز را برطرف كرد، كارديوميوپاتي شايد علاج پذير باشد.
اگر نتوان اختلال زمينه ساز را برطرف كرد، كارديوميوپاتي علاج پذير نخواهد بود. البته براي برخي از بيماران مي توان پيوند قلب انجام داد.
عوارض احتمالي
نارسايي احتقاني قلب
درماناصول كلي
امكان دارد بررسي هاي تشخيصي زير انجام شوند: نوار قلب ، اكوكارديوگرافي ، عكسبرداري از قلب و ريه ها با اشعه ايكس ، كاتترگذاري قلب ، و ساير آزمون هاي اختصاصي
اهداف درمان عبارتند از تخفيف علايم و تلاش براي پيشگيري از عوارض بيشتر
هر روز قبل از صبحانه وزن خود را اندازه بگيريد و آن را ثبت كنيد. هرگونه تغيير وزن قابل توجه را به پزشك خود اطلاع دهيد. اضافه شدن وزن ممكن است نشان دهنده تجمع زيادي مايع باشد.
فشار خون خود را روزانه اندازه بگيريد.
داروها
ديژيتال براي بهبود كار قلب
داروهاي ادرارآور (ديورتيك ) بر كاهش تجمع مايع در بدن
مكمل ويتاميني يا پتاسيم (اگر كارديوميوپاتي به علت كمبود يكي از اينها باشد).
فعاليت
فعاليت هاي عادي خود را به طور تدريجي از سر گيريد. امكان دارد برحسب شدت بيماري ، محدوديت هايي در فعاليت توصيه شود.
فعاليت جنسي را مي توانيد پس از احساس بهبودي و كنترل علايم ، از سر گيريد.
رژيم غذايي
رژيم كم نمك و كم چربي
اگر اضافه وزن داشته باشيد، ممكن است يك رژيم كاهش وزن به شما توصيه شود.
از نوشيدن الكل اجتناب كنيد.
در اين شرايط به پزشك خود مراجعه نماييد
اگر شما يا يكي از اعضاي خانواده تان علايم كارديوميوپاتي را داريد يا اينكه علايم پس از درمان بازگشته اند.
اگر شما دچار درد در قفسه سينه شده ايد.
اگر دچارعلايم جديد و غيرقابل كنترل شده ايد . داروهاي مورد استفاده در درمان ممكن است عوارض جانبي به همراه داشته باشند.


::. .::


دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 ساعت 12:2
به نام حضرت حق

مطالبی انگلیسی در مورد فوریتهای پزشکی

http://en.wikipedia.org/wiki/Emergency_medical_technician


::. .::


دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 ساعت 7:9
به نام خدا

سلام

ما دانشجویان فوریت پزشکی شهر..................

روزای تعطیل از دادن غذا به ما معضورن؟؟؟ مام ساعت ۱۲ شب همگی مشغول درست کردن غذای مورد

تبع همه دانشجویان میشیم...........

باور کنید الان ساعت ۱۲ شبه!!!!!!!

عکس بعدی همون ساعت یکی بچه ها یه چیزی به دوستش تعارف می کنه بوی غذا سوئیت خوابگاه رو  ميگره بعد ظرف خالی...يا خدا


::. .::


دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 ساعت 14:2
به نام خدا

قلب

این شریانهای کرونری از روی سطح قلب عبور کرده و در پشت قلب به یکدیگر متصل می شوند و تقریبا یک مسیر دایره ای را ایجاد می کنند . وقتی چنین الگویی از رگهای خونی قلب توسط پزشکان قدیم دیده شد , آنها فکر کردند که این شبیه تاج می باشد به همین دلیل کلمه لاتین "شریانهای کرونری" (Coronary) را به آنها دادند که امروزه نیز از این کلمه استفاده می شود .
از آنجایی که شریانهای کرونری قلب از اهمیت زیادی برخوردار هستند , پزشکان تمام شاخه ها و تغییراتی که می تواند در افراد مختلف داشته باشد را شناسایی کرده اند . شریانهای کرونری چپ دارای دو شاخه اصلی می باشد که به آنها اصطلاحا
"نزولی قدامی" و
"شریان سیرکومفلکس" یا چرخشی می گویند و این شریانها نیز به نوبه خود به شاخه های دیگری نقسیم می شوند . این شریانها , باعث خونرسانی به قسمت بیشتر عضله بطن چپ می شوند . بطن چپ دارای عضلات بیشتری نسبت به بطن راست می باشد زیرا وظیفه آن , تلمبه کردن خون به تمام قسمتهای بدن است . شریانهای کرونری راست , معمولا کوچکتر بوده و قسمت زیرین قلب و بطن راست را خونرسانی می کند . وظیفه بطن راست تلمبه کردن خون به ریه ها می باشد .
شریانهای کرونری دارای ساختمانی مشابه تمام شریانهای بدن هستند اما فقط در یک چیز با آنها تفاوت دارند که فقط در زمان بین ضربان های قلب که قلب در حالت ریلکس قرار دارد , خون دراین شریانها جریان می یابد . وقتی عضله قلب منقبض می شود , فشار آن به قدری زیاد می شود که اجازه عبور خون به عضله قلب را نمی دهد , به همین دلیل قلب دارای شبکه موثری از رگهای باریک خونی است که باعث می شود تمام نیازهای غذایی و اکسیژن رسانی آن را به خوبی انجام دهد . در بیماران کرونری قلب , شریانهای کرونری تنگ و باریک می شوند و وعضلات قلب از رسیدن خون و اکسیژن به اندازه کافی محروم می گردند ( مانند هنگامی که که یک لوله آب به دلایل مختلفی تنگ شود و نتواند به خوبی آبرسانی کند ) . در حالت استراحت , ممکن است اشکالی برای فرد ایجاد نشود , اما وقتی که قلب مجبور باشد کار بیشتری انجام دهد و مثلا شخص بخواهد چند پله را بالا برو


::. .::


جمعه بیست و هشتم دی 1386 ساعت 8:23
بنام خدای محمد(ع)
سلام بالاخره دوباره آپ کردما به خدا خوشحالم
از همه کسانی که سر زدن ونتونستم سر بزنم متشکرم

تنفس مصنوعی به کلیه اعمالی گفته می‌شود که باعث رساندن اکسیژن به مصدوم می‌شوند تا تنفس طبیعی وی دوباره برقرار شود. تنفس مصنوعی به صورت مجموعه اعمال فیزیکی ، شیمیایی که بطور مصنوعی و یا بوسیله دستگاههای مخصوص (ونتیلاتور) به منظور برقراری نظم تنفس در زمانی که اعمال تنفس و مرکز تنفس از فعالیت افتاده و یا دچار اختلال گردیده است، انجام می‌گیرد. تنفس مصنوعی باعث باز و بسته شدن ریه‌ها و دخول هوا در آنها شده و اکسیژن لازم را به خون و بافتهای دیگربدن می‌رساند.

مقدمه
بدن می‌تواند مدت 6-4 دقیقه بدون اکسیژن بماند. بنابراین اگر قلب بایستد، یعنی خونی که حامل اکسیژن برای سلولهاست از جریان بیافتد، امدادگر برای برگرداندن ضربان قلب بطور متوسط 5 دقیقه فرضت دارد. و حدود 60 ثانیه بعد از ایست قلب ، تنفس نیز قطع می‌شود. اگر قلب کار کند ولی تنفس قطع شده باشد در اینجا هم 5 دقیقه فرصت برای نجات بیمار است.
موارد لزوم دادن تنفس مصنوعی
علائمی که نشان می‌دهد مصدوم یا بیمار به تنفس مصنوعی احتیاج دارد عبارتند از:

    * هیچگونه حرکتی در قفسه سینه بیمار دیده نمی شود و حرکت هوا را از دهان بینی نمی‌توان شنید. با گرفتن تکه کاغذ یا پنبه در برابر دهان و بینی بیمار (و حرکت آنها) و یا گرفتن آینه جلوی دهان و بینی (و ظهور بخار روی آن) هم می‌توانیم به ایست قلبی پی ببریم.


    * بیمار برای وارد و خارج نمودن هوا به ریه‌های خود تلاش می‌کند و عضلات جلوی گردن و برجسته می‌شوند ولی ورود و خروج هوا انجام نمی‌شود یا خیلی غیر موثر است و تنفس را نمی‌توان حس کرد.


    * بیمار دچار سیانوز می‌گردد یعنی پوست و مخاط اطراف لبها، ناخنها، بینی و گاهی تمام بدن و صورت به رنگ خاکستری متمایل به آبی (کبود) در می‌آیند.

چگونگی دادن تنفس مصنوعی
مصدون را به پشت بخوابانید پس سر وی را به یک طرف چرخانده با انگشت دهان وی را جستجو کنید تا اشیا خارجی از قبیل آدامس، سیگار، و دندان مصنوعی ترشحات لزج و دهان را بیرون آورید و بعد از باز نمودن راههای هوایی با مانور سر عقب و چانه بالا (با یک دست پیشانی بیمار را پایین آورده و با دست دیگر چانه بیمار را بالا بکشید مواظب باشید بر روی گردن فشار نیاورید). سر خود را نزدیک دهان مصدوم آورده و بعد از ارزیابی سریع تنفسی، دادن تنفس را شروع کنید.
تنفس دهان به دهان
در تنفس دهان به دهان بعد از باز کردن و پاک کردن راههای هوایی، انگشتان دستی که روی پیشانی بیمار قرار دارد، پره‌های بینی را فشار دهید تا بسته شود. سپس یک نفس عمیق بکشید و دهان خود را در امتداد راه هوایی (موازی با آن) و روی دهان وی قرار دهید که تمام دهان را بپوشاند. در همان حال که از گوشه چشم به سینه او نگاه می‌کنید، به آهستگی آنقدر در ریه او بدمید تا سینه‌اش تا حد الامکان بالا بیاید. از دادن تنفسهای سریع و با فشار زیاد جدا خوددداری کنید.

دهانتان را از روی دهان مصدوم بردارید و با حفظ وضعیت سر عقب و چانه بالا، بینی او را رها کند تا هوا از ریه‌هایش خارج شود، پس مجددا نفس بکشید تا بار دیگر تنفس مصنوعی بدهید. پس از انجام 2 بار تنفس دهان به دهان مرحله بعدی ارزیابی را انجام دهید. اگر قفسه سینه بالا نیامد ممکن است راه هوایی کاملا باز نشده باشد و یا توسط یک جسم خارجی مسدود شده باشد که در این صورت اقدامات در آوردن جسم خارجی را انجام می‌دهیم.
در موارد زیر تنفس دهان به دهان نباید انجام شود.

    * وجود زخم روی صورت، دهان و فک یا شکستگی فک
    * آغشته بودن اطراف دهان مصدوم به سم
    * استفراغ شدید و مکرر
    * انقباض شدید عضلات فک (در تشنج)

تنفس دهان به بینی

   1. هر گاه انجام تنفس دهان به دهان ممکن نبود می‌توان از این روش استفاده کرد. بعد از باز کردن راه هوایی و پاک کردن دهان، با انگشت شصت دستی که روی چانه قرار دارد لبهای مصدوم را به هم فشار دهید تا دهانش بسته شود.
   2. نفس عمیق بکشید، دهانتان را روی بینی مصدوم قرار دهید و داخل بینی بدمید تا قفسه سینه بالا بیاید. سپس دهانتان را از روی بینی بردارید و در صورت امکان او را باز کنید تا هوا از طریق دهان و بینی خارج شود.
   3. بلافاصله بعد از تنفس نبض کاروتید را جهت بررسی وضعیت قلبی بررسی کنید. اگر قلب ضربان ندارد همزمان ماساژ قلبی بدهید.
   4. تعداد تنفس مصنوعی را با سرعت 15-12 بار در دقیقه در بزرگسالان و 20 بار در دقیقه در اطفال ادامه می‌دهید.

تنفس دهان به دهان و بینی
از این روش معمولا در کودکان و نوزادان استفاده می‌شود. بعد از قرار دادن سر بیمار در وضعیت مناسب از نظر راههای هوایی دهان خود را روی دهان و بینی طفل گذاشته و فقط با هوایی که در دهان دارید یا به آرامی فوت کنید (از بکار بردن هوای زیاد و با فشار زیاد خودداری شود) و به حرکات قفسه سینه نیز توجه کنید. سپس سر خود را کنار ببرید تا هوا زا ریه‌ها (ششها) خارج شود. و دوباره ... .
دادن تنفس به طریقه سیلوستر
این روش تنفس مصنوعی در برق گرفتگی و از کار افتادن ماهیچه‌های تنفسی در اثر عوامل دیگری مانند کزاز مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این روش با باز کردن دستها به صورت دایره‌ای تا بالای سر و بعد جمع کردن دستها روی قفسه سینه و فشار روی قفسه سینه ورود و خروج هوا.
نکات لازم در تنفس مصنوعی

    * از تنفس مصنوعی سریع و محکم خودداری کنید.


    * از باز بودن راه هوایی مطمئن شوید تا هوا به جای نای وارد معده نشود. ورود هوا به مری و معده باعث اتساع آن خواهد شد که باعث تحریک استفراغ شده و مواد استفراغی می‌تواند وارد مجاری هوایی شده و باعث خفگی شود و اتساع معده همچنین به علت فشار روی عضله دیافراگم، تنفس و باز شدن ریه را با اشکال روبرو می‌کند. در این صورت مراقب استفراغ کردن بیمار باشید و در صورت استفراغ او را به سرعت به پهلو بچرخانید تا مواد استفراغی از دهانش خارج شود و پس از آن دهان او را تمیز کنید و به دادن تنفس و احیا ادامه دهید.


    * قرار نگرفتن کامل دهان امدادگر روی دهان بیمار، قرار نگرفتن کامل سر در وضعیت مناسب، بسته نشدن کامل بینی موقع دادن تنفس و کافی نبودن قدرت تنفسی مصنوعی عامل موثر نبودن تنفس مصنوعی خواهد شد. .


::. .::


پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 ساعت 10:13
به نام افریننده زیبایها

با سلام

من دوباره نوشتمامه نه از اونجای که همیشه می نوشتم چون حالا با خونه ۱۲ ساعت فاصله دارمژ

اره من دانشگاه آزاد انصراف ددادم الان دانشگاه دولتی در س می خونم اونم یکی از بهترین رشتهاش

با نام فوریت پزشکی دانشگاه................................

خدارو ۱۰۰ هزار بار شکر می کنم

این جمات را به عشق حقیقیم (خدا) نوشتم.

اي كه مي پرسي نشان عشق چيست

عشق چيزي جز ظهور مهر نيست

عشق يعني مهر بي چون و چرا

عشق يعني كوشش بي ادعا

عشق يعني مهر بي اما ، اگر

عشق يعني رفتن با پاي سر

عشق يعني دل تپيد ن بهر دوست

عشق يعني جان من قربان اوست

عشق يعني خواندن از چشمان او

حرفهاي دل بدون گفتگو

عشق يعني مستي از چشمان او

بي لب و بي جرعه ،بي مي ،بي سبو

گاه چشم بدر و ابروي هلال

چهره مهتابي او در خيال

عشق يعني عاشق بي زحمتي

عشق يعني بوسه بي شهوتي

عشق يار مهربان زندگي

بادبان و نردبان زندگي

عشق يعني دشت گلكاري شده

در كويري چشمه اي جاري شده

يك شقايق در ميان دشت خار

باور امكان با يك گل بهار

در خزاني برگ ريز و زرد و سخت

عشق،تاب آخرين برگ درخت

عشق يعني روح را آرا ستن

بي شمار افتادن و بر خاستن

..................................................................زنده ياد مجتبي كاشاني

 


::. .::


شنبه هشتم اردیبهشت 1386 ساعت 12:6
به نام خدا

انسان، دارای تن نیست.
بلکه انسان خود، تن است.
تنی که باید با احترام و مهر و عشق با آن رفتار کرد.
باید صورتکها را شکست،
عریان شد
و خدایگونه ای آفرید
که نا مش انسان است......

بخش یکم :


.....زمان به سرعت و بیرحمانه می گذرد و با رشد روزافزون تکنولوژی، انسان، فردگراتر، تنهاتر و منزوی ترمی شود. پی آمد این تحول سریع، انسانها را نسبت به خود و به دیگران بیگانه تر ساخته و مجبور می سازد در این آزادی بی حد و مرزجهانی را برای خود بیافریند که در آن معنایی بیابد.
جامعه مدرن، بطور بیرحمانه ایی انسان را با سقوط ارزش های مشترک، گسست خانواده، دریده شدن پرده های اخلاقی و از میان رفتن پیوند های اجتماعی روبرو ساخته است.

در گذشته ای نه چندان دور، انسان در فضایی زیست می کرد که در همان فضا نیز دوستی، مهر و عشق را جستجو کرده وبه نیاز های اساسی هستی خود پاسخ داده و آن را تحقق می بخشید و تمامی این همه سادگی و طبیعی زیستن امروزه به پدیده ای پیچیده و دشوار بدل گشته وموجب استفاده اغراق آمیز تکنولوژی و اینترنت گشته است.

عشق پدیده ای است زیبا، مقدس، پر قدرت و اسرار آمیزکه جایگاه ویژه ای درهستی انسان داشته و شاید بتوان گفت تنها ارزشی است که هنوز از میان نرفته است. پدیده ای که نمیتوان آنرا حتی با دانش بیکران انسان توضیح داده، تعریف کرد یا که فهمید. بلکه فقط بایستی این حس اسرارآمیز را تجربه کرده و از آن لذت برد. استعاره هایی از قبیل شعله، طوفان، آتشفشان، و غیره واژه هایی هستند که برای تعریف این احساس بکار گرفته می شوند. وجه مشترک این استعاره ها به این صورت است که عاشق یا چنین تشبیهاتی را سحرآمیزو شورانگیز تجربه می کند و یا دردناک و غم انگیز و در جهان قصه ها و فیلم، داستان شیرین و فرهاد، رومیو و ژولیت و غیره نیز اوج چنین احساسی را خوانده و دیده ایم.

یکی دیگر از ویژه گی های عشق این است که نمی توان این احساس را پنهان ساخت و در چنین حالتی فقط یک نفر در دل عاشق جای داشته و آن معشوق است و این عشق معمولا بر روح و فکر او سایه افکنده و وقتی که این احساس در اوج خود می باشد خاموش کردن آن بسیار دشوار است. این اصطلاح که " عشق کور است " و در تمامی فرهنگ ها از آن نام برده میشود به این معنی است که هر آنچه محبوب را محبوب تر جلوه دهد تا یید شده و هر آنچه او را تحقیر یا تهدید کند نفی و انکار می شود و هر موضوعی که به این عشق و محبوب ارتباط پیدا کند جنبه ای مقدس به خود می گیرد.
پرسید یکی که عاشقی چیست
گفتم که چو ما شوی بدانی !

اریک فروم یکی از بسیار کسانی است که عشق را هنری می داند چون هنر زیستن و بر خلاف فروید که معتقد بود انسان را غرایزاو هدایت می کنند، فروم شعور و آگاهی را راهنمای انسان دانسته و نشان می دهد که این آگاهی، انسان را به این شناخت نیز می رساند که او موجودی تنهاست و آگاه شدن به مسله تنهایی به اضطراب و تردید بشرمنجرمی گردد.
از اینرو عمیق ترین نیاز انسان، نیاز او به غالب آمدن بر جدایی و رهایی از بندهای تنها یی است و چگونه می توان بند های تنهایی را گسست مگر با عشق ؟



عشق توان بی پروای هستی است که دیوارهای بلند و نامرعی میان انسانها را فروریخته و اورا از تنها یی و انزوا بیرون می آورد و به تعریف او در عشق تضادی روی می دهد که عاشق و معشوق یکی می شوند و درعین حال ازهم جدا می مانند.
مشکل انسان در وهله نخست این است که دوستش بدارند، نه اینکه خود دوست بدارد و مهر بورزد و به نظر فروم عشق، استعداد و نیرویی است که تولید عشق کرده و مظهرقدرت انسان است.

نیازانسان به همزیستی و ترس و تردید او از تنهایی موجب می شود پیوسته درجستجوی نیمه گمشده خویش بوده و با دیگران پیوند خورد. اما اگر فقط ترس از تنهایی انگیزه و اساس این همزیستی باشد، دیگران وسیله ای می شوند برای از میان بردن ترس او. حال آنکه اگر انسان مسولیت زندگی و تنهایی هستی خویش را بعهده گیرد می تواند رابطه ای انسانی، عمیق و معنا دار با افراد دیگر برقرار کند.
عشق رابطه ای است دوجانبه میان " من و تو"، یا دو فرد و مستلزم تجربه کامل این دو فرد از یکدیگر می باشد. در چنین رابطه ای " من " فرد در چهارچوب یک رابطه با ویژه گی های خاص آن کشف و آفریده می شود.
نوع دیگراین رابطه، رابطه " من و آن " است که رابطه ای است یک جانبه و ابزاری. در چنین رابطه ای فرد از دیگران بعنوان وسیله و ابزاری برای واپس زدن و از یادبردن تنهایی خود استفاده کرده و معشوق به جای یک انسان آزاد با فردیت مستقل خویش به یک شیء بدل می شود. بنابراین عشق، مهر ورزیدن به دیگران و تجربه تمامیت و هستی آنان است. مهرورزیدنی که با احترام، مسوولیت، رشد و آزادی توام است. و در این مهرورزی است که هم خود را کشف می کینم وهم معشوق را ویا به عبارتی " انسان " را کشف می کنیم.

همانطور که اشاره شد وقتی سنت، فرهنگ، ارزش های اخلاقی و انسانی معنای خود را از دست دادند و این ارزش ها دیگر وجود نداشتد تا روابط انسانی را تعریف و تعین کنند، فرد بایستی به گونه ای دیگر،جهانی معنی دار را برای تداوم هستی خویش بیافریند و درهمین جاست که می توان گفت عشق، هنری است که انسان مدرن در آفرینش و حفظ آن ناکام مانده است.
انسان مدرن عشق را بصورت پدیده ای می بیند که فقط بایستی به او عشق ورزیده شود بی آنکه او نیز خود عشق بورزد و بی آنکه استعداد عشق ورزی را در خود رشد و پرورش دهد. از اینرو فرد پیوسته می کوشد دیگران را متوجه عشق ورزیدن به خود کند. عشقی که اعتماد، صداقت، شناخت، مهر و مسوولیت، لازمه دوام و بقای آن است. و عشق اینترنتی بیش از هر چیز عاری از تمامی این ارزش ها و مفاهیم است.

نیاز طبیعی انسان به همزیستی و رشد سریع تکنولوژی یا اینترنت و پیدایش فضاهایی مجازی چون " پال ماسکه " مشکل تنهایی انسان را تقریبا از میان برده واین امکان را فراهم ساخته است که فقط با فشار دکمه ای با دوست، آشنا و معشوق خود در مرزهای بی حد جغرافیایی دیگر به گفتگو نشسته، و با فشار مجدد دکمه ای در به روی این دوستی و عشق ببندیم.
جهان پال ماسکه، جهانی است که همه کاملا درآن ناشناس بوده و این امکان را به فرد می دهد که با هر هویتی، نامی، و ماسکی ظاهر شده و به هر گونه ای که مایل است خود را به دیگران معرفی کند بی آنکه این مسله هیچگونه پی آمد اخلاقی و یا اجتماعی به همراه داشته باشد. فقدان ارتباط فیزیکی و عدم رویارویی موجب می شود که گفتگوهای بی شماری میان مصاحبان برقرار شده و به وابستگی های عاطفی بسیاری نیز منجر شود. احساس و عواطفی که در ثبات، پایداری و حقیقت شان هیچ تضمینی وجود ندارد. جهانی که فرد در آن، در به روی جهان واقعیت ها بسته و درمقابل یک صفحه کامپیوتر انزاوای محض را برگزیده، و به خود اجازه می دهد تا هر آنچه را در سر و دل و تن داشته به راحتی بازگو کرده و به نمایش گزارد و با هر صورتکی که می خواهد بر این صحنه به بازی بپردازد.

یکی از پی آمد های این ناشناس بودن و چند چهره داشتن، آفرینش یک " من ایده ال " است. " من ایده الی " که نه می توان آنرا دروغ نامید و نه خیالی. بلکه این تصویر کسی است که یا خود را آنچنان که می نمایاند انگاشته و یا فکر می کند که همان تصویری است که دیگران از او دارند یا که می خواهند داشته باشد. و وقتی این " من ایده ال " با تایید و تعریف طرف مقابل روبرو می شود به یک نزدیکی عاطفی اجتناب ناپذیر که می تواند آغاز عشقی خیالی باشد بیا نجامد. و چنین است که گاه افراد، تمامی محاسن جهان را به یکدیگر نسبت داده و به سرعت به جهانی خیالی و توهم آمیز پای می گذارند که پی آمدی جز افسردگی، اندوه، احساس حقارت و بدبینی مضاعف نخواهد داشت.
یکی دیگر از ویژه گی های این جهان، گفتگوی نوشتاری بین افراد و فقدان تجربه زبان بدن، اشارات، میمیک چهره، تون صدا و بسیاری از نشانه های فیزیکی دیگر است. در اینجا شادی و لبخند را با علاماتی چون lool و سایراحساسات را با صورتک هایی به نام emotions به یکدیگر نشان داده و هیچ پیوند و تمامیتی وجود ندارد. آنان نه صدای یکدیگر را می شنوند، نه لهجه و نه چهره فیزیکی یکدیگر را تجربه میکنند به همین دلیل نیز تصویری از یکدیگر می سازنند که این تصویر ضرورتا شخصیت واقعی آن فرد نبوده و اساس این تصویر و تصورسازی فقط مشتی کلمه است که هر کس توانایی بیشتری در بیان خواهش های خود داشته باشد طبیعی است که در این بازی نیز موفق تر خواهد بود. زیرا در بازی الکترونیکی بیشتر صحبت از مطرح کردن خود است و اینکه چگونه این فرستاده ها دریافت می شود هیچ اهمیتی برای فرستنده ندارد.

شاید بتوان گفت این گونه استفاده اغراق آمیزو بی مسوولیت از تکنولوژی، مبارزه با جامعه ای است که رو به تجزیه و سقوط است. جهانی که میتوان آنرا به سالن باماسکه ای تشبیه کرد که پیوسته افرادی اتفاقی به آن وارد شده و یا از آن خارج می شوند. جهانی که پی آمدهای ویرانساز اخلاقی ای بسیاری را در جهان واقعیت به دنبال خواهد داشت.
از آنجاییکه وارد شدن به فضای پال ماسکه مستلزم رعایت هیچگونه نظم و قانونی نیست بنابراین هر کسی می تواند با چندین هویت یا ID متفاوت به طور همزمان در آنجا به بازی بپردازد. زیرا همانطور که اشاره شد یکی از قوانین این بازی ناشناس بودن و بی اعتمادی به یکدیگر است. البته این امکان وجود دارد که بسیاری از این افراد در زندگی واقعی نیز چهره های مختلفی برای خود برگزیندند اما از آنجاییکه تمامی این جنبه های فردی و چهره های متعدد در یک غالب فیزیکی و حسی قرار می گیرند می توان توسط همین نشانه های فیزیکی، فرد را باز شناخت. حال آنکه چنین امکانی در جهان پال ماسکه از بین رفته و از آنجاییکه همه در مکان های جغرافیای گوناگونی بسر می برند هیچگونه احساس مسولیتی نیز در مقابل یکدیگر حس نمی کنند.

پرداختن به جنبه های دیگر ارتباطات اینترنتی از جمله پدیده cybersex و web camنیزکه مقوله ای است که بایستی جداگانه به آن پرداخت.

جهان دانش نشان می دهد که انسان درهر ثانیه با یازده میلیون دریافت حسی روبرو میشود و کارکرد حواس انسان، جمع آوری این دریافت های حسی است که از طریق چشم، گوش، حس لامسه، چشایی و بویایی اتفاق می افتد و هجوم این دریافت های حسی آنقدر زیاد است که ثبت و ضبط آنها فقط در حد بسیار کمی برای انسان میسر است. حال چگونه می توان ندید، نشنید، نبویید، لمس نکرد و عشق ورزید!!!!!!

ادامه دارد؟


::. .::


دوشنبه بیستم فروردین 1386 ساعت 13:10
بسم الله الرحمن الرحیم

دوباره بعد از دو ماه تاخیر سر زدم

مطالب کمه ولی مفید

تا آخر بخون

اعتماد به نفس

اعتماد به نفس با ارزش و اعتبار شما رابطه مستقيم دارد. اولين قدم براي ساختن زندگي بهتر و شادي اعتماد به نفس است.

اعتماد به نفس باعث مي‌شود اطمينان و آرامش شما افزايش يابد.اگر به خود اطمينان داشته باشيد به خود احترام مي‌گذاريد.اگر به خود احترام بگذاريد مي‌توانيد به ديگران احترام بگذاريد و روابط خود با ديگران را ارتقاء دهيدو در نتيجه دستاوردها و شادي روحي خود را افزايش دهيد.

اعتماد به نفس پايين باعث افسردگي، احساس بدبختي، ناامني، اطمينان پايين مي‌شود كه ممكن است سبب شود خواسته هاي ديگران را بر خواسته هاي خود مقدم بدانيد.سرزنش هاي دروني مدام شما را آزار مي‌دهند، باعث زمين خوردن شما در هر رقابتي مي‌شود و آنها را براي شما غير ممكن نشان مي‌دهد.

 

چگونه اعتماد و اطمينان را افزايش دهيم

مي‌خواهيد اعتماد به نفس خود را در محل كار افزايش دهيد. از رويارويي با ديگران و ارائه نظراتتان لذت ببريد و در روابطتان با ديگران موفق باشيد.

  • با ترس خود روبرو شويد. آنها به آن بدي كه فكر مي‌كنيد نيستند. روبرو شدن با آنچه از آن مي‌ترسيد باعث افزايش اعتماد به نفس مي‌شود.

  • خطاهاي خود را فراموش كنيد. واز آنها درس بگيريد و از تكرار دوباره همان خطا جلوگيري كنيد. اما خود را به خاطر اشتباه خود و اينكه ممكن است موفق نشويد محدود نكنيد. دوباره سعي كنيد، حالا شما باتجربه تر قوي تر و عاقل تر هستيد. خود را در تله گذشته نيندازيد.

  • بدانيد چه مي‌خواهيد و آن را بدست آوريد. براي به حقيقت پيوستن رويايتان بايد خود را سزاوار آن بدانيد.

  • وقتي موفقيت كسب مي‌كنيد به خود پاداش بدهيد. هيچ كس ديگري اين كار را نخواهد كرد! هيچ كاري از اين آسانتر نمي‌شود وقتي كه شما براي كمك به خود وقت مي‌گذاريد.

  • صحبت كنيد. اغلب اوقات در مورد يك موقعيت يا يك شخص دچار توهماتي مي‌شويم كه درست نيستند اگر شك و ترديدو سؤالي براي شما پيش بيايد و آنرا رفع نكنيد اين شك و ترديد روي رفتار شما تأثير منفي مي‌گذارد.

  • مغلوب نشويد! چيز ديگري را انتخاب كنيد. شما كه با يك تجربه ناموفق مغلوب نمي‌شويد؟ آياهيچ كس قبل از موفقيت شكست نخورده است؟ تنها چيزي كه احتياج داريد يك راه متفاوت است.

  • تست اعتماد به نفس یه بار امتحان کن


::. .::


به نام عشق حقیقی

هر كودكي كه به دنيا مي‌آيد, بيشترين عشق ممكن و گاه حتي عشقي فراتر از ظرفيت انساني را در وجود خود نهفته دارد. وجود او لبريز از عشق است. گويي از جنس عشق ساخته شده است.
عشق, گلي است بسيار ظريف و شكننده كه بايد محافظت, تقويت و آبياري شود. فقط در اين صورت است كه مي‌توان آن را قوي و محكم كرد. عشق نهفته در وجود كودك نيز _ مانند خود او _ بسيار شكننده است. فكر مي‌كنيد اگر كودكي را به حال خودش رها كنند, زنده خواهد ماند؟ انسان موجودي
بسيار ناتوان و بي‌دفاع است. اگر كودكي را به حال خودش رها كنند, شانس زنده ماندن او تقريباً به صفر مي‌رسد. او مي‌ميرد و اين دقيقاً همان اتفاقي است كه براي عشق مي‌افتد. عشق هم اگر تنها بماند, مي‌ميرد و اين اتفاقي است كه افتاده, عشق را تنها گذاشته‌اند.
خطر طرد شدن از طرف والدين هميشه در ذهن كودكان وجود دارد. بعضي والدين هميشه فرزندشان را تهديد به طرد كردن و رانده شدن مي‌كنند: «اگر حرف‌شنو نباشي, اگر درست رفتار نكني, مي‌اندازيمت بيرون!» خب, طبيعي است كه كودك مي‌ترسد. طرد شدن؟ آن هم در اين دنياي وحشي؟ اينجاست كه كودك شروع به سازش و كنار آمدن مي‌كند. و بتدريج تبديل به آدمي كلك و حقه‌باز مي‌شود. كه براي رسيدن به هدف‌هايش تقلب مي‌كند.
او نمي‌خواهد بخندد ولي وقتي مادر را مي‌بيند و دلش شير مي‌خواهد, مي‌خندد. اينجا ديگر وارد دنياي سياست مي‌شويم _ الفباي سياست از همين جا شروع مي‌شود. رفته رفته احساس انزجار در دل كودك ريشه مي‌دواند زيرا محبت و احترامي دريافت نمي‌كند. در دل احساس يأس و نوميدي مي‌كند زيرا به او, آن طور كه هست, عشق نمي‌ورزند. فقط در صورت انجام كارهاي خاصي كه پدر و مادر به آن اعتقاد دارند لطف و محبت شامل حالش خواهد شد. پس نتيجه مي‌گيريم كه عشق, شرط و شروط دارد. كودك به همان صورت كه هست, شايسته‌ي عشق نيست. ابتدا بايد شايستگي خود را ثابت كند و آنگاه از عشق پدر و مادر بهره‌مند ‌شود.
بنابراين براي اينكه شايستگي خود را ثابت كند شروع به رفتارهاي تصنعي و دروغين كرده, ارزش‌هاي ذاتي و دروني خود را از دست مي‌دهد. عزت نفس او بتدريج از بين مي‌رود و احساس بي‌لياقتي و ناشايستگي مي‌كند. شايد حتي گاهي اوقات اين فكر به سرش بزند كه: «آيا اينها والدين واقعي من هستند؟ نكند من را از سر راه آورده باشند؟ احتمالاً دارند نقش بازي مي‌كنند, زيرا به نظر من عشق و علاقه‌ي حقيقي‌اي در كار نيست.» هزاران بار صورت كريه خشم را در چشم‌ها و چهره‌ي والدين مي‌بيند, آن هم براي اتفاق‌هاي ناچيز. در نظر او, بروز چنين خشمي كاملاً بي‌مورد و نامتناسب است. نمي‌تواند باور كند و چنين رفتارهايي را غيرمنصفانه مي‌پندارد. ولي در نهايت بايد تسليم شود, بايد سر خم كند و جبر و ضرورت موجود را بپذيرد. اين چنين است كه بتدريج گنجايش او براي عشق ورزيدن از بين مي‌رود.
عشق فقط با عشق رشد مي‌كند. عشق محتاج بستري عاشقانه است _ اين را بايد به عنوان مهم‌ترين و بنيادي‌ترين اصل به خاطر داشت. عشق, تنها در بستري عاشقانه قادر به رشد و فزوني است. عشق تحت تأثير امواج و بازتاب‌هاي عاشقانه در محيط, پرورش مي‌يابد. اگر پدر و مادر هر دو عشق بورزند, آن هم نه فقط به كودك, بلكه به يكديگر نيز, اگر عشق در فضاي خانه جاري باشد, آنگاه كودك هم‌ چون موجودي از خميره‌ي عشق رفتار مي‌كند و هيچ‌گاه اين سوال كه: « عشق چيست؟» برايش پيش نمي‌آيد. او معني عشق را از همان اول درمي‌يابد, زيرا عشق تبديل به شالوده و خميره‌ي وجود وي مي‌شود.
من نمي‌توانم عشق را تعريف كنم؛ براي عشق تعريفي وجود ندارد. عشق همچون تولد, مرگ, خدا و مراقبه, يكي از آن چيزهاي توصيف‌ناپذير است. آن را نمي‌شود تعريف كرد _ حداقل من كه نمي‌توانم.
مردم فكر مي‌كنند فقط زماني مي‌توانند عشق بورزند كه شخص دلخواه خويش, يعني كسي كه از نظر آنها سزاوار عشقشان باشد را يافته‌ باشند _ چنين طرز فكري چرند است! _ مطمئن باشيد كه هرگز چنين شخصي را پيدا نخواهيد كرد. مردم مي‌گويند فقط زماني حاضرند عشق بورزند كه مرد يا زن ايده‌آل و كاملي را بيابند _ اين هم مزخرف است. هرگز چنين مرد يا زني را پيدا نخواهي كرد, زيرا مرد يا زن كامل اصلاً وجود ندارد. اگر هم وجود داشته باشد, مطمئن باش كه براي عشق تو اهميتي قائل نخواهد شد و زحمت درگير‌شدن با آن را به خود نخواهد داد!
داستان مردي را شنيده‌ام كه تمام زندگي‌اش را مجرد ماند, براي اينكه در جست‌وجوي زني در منتهاي كمال بود. وقتي كه هفتاد سالش شد, يك نفر از او پرسيد: «تو تمام اين سرزمين را در جست‌وجوي زن كامل زير پا گذاشتي؛ آيا واقعاً نتوانستي چنين زني پيدا كني؟ حتي يك نفر را؟»
پيرمرد بسيار غمگين شد. گفت: «چرا. يك بار به چنين زني برخورد كردم, يك زن كامل به تمام معنا.»
آن شخص پرسيد: «خب, پس چه شد؟ چرا با او ازدواج نكردي؟»
چهره‌ي پيرمرد از قبل هم غمگين‌تر شد. گفت: «والله چه بگويم؟ او هم در جست‌وجوي مرد كامل بود.»
براي جاري شدن و رشد كردن در بستر عشق, نيازي به كمال مطلوب نيست. عشق هيچ ربطي به اين مقوله ندارد. انسان عاشق صرفاً عشق مي‌ورزد, همان‌طور كه يك انسان زنده نفس مي‌كشد, مي‌نوشد, مي‌خورد و مي‌خوابد.


::. .::


دوشنبه نهم بهمن 1385 ساعت 0:53
به نام زیبا دهنده زیبایها
سلام
می نویسم از تو تا تن کاغذ من جا دارد با تو از خاطره ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد.
محرم ماه غرور وسر بلندی ماه اقتدار تشیع ما گرفتن حق از باطل ماه رشادت و سربلندی بر همه عزاداران تسلیت باد.

به دل رخسار ماهش را کشیدم

عمود خیمه  گاهش  را  کشیدم

تمام خیمه ها بی پاسبان شد

علم افتاد و  قد  من  کمان  شد

تمام خیمه ها ماتمسرا شد

   پس از عباس دشمن بی حیا شد

                     پس از عباس شیر لشکر من

                     اسیری شد نصیب خواهر من


::. .::


سه شنبه سوم بهمن 1385 ساعت 21:34
به نام خدای عزیزم
سلام
مدتی بود دیگه نمی نوشتم ولی به وبم سرکی می زدم دیگه می خوام بنویسم از خودم
از زندگیم از اون کسی که با نا باوری رهام کرد
خسته شدم خیلی خسته خسته از زندگی خسته از خودم وخسته از توی که اینا رو می خونی زندگی من تکراری شده................................................
دنیای پر از اسرار من

تکرار یبدون اونکه اون خدای بزرگ بیاد کمک من

من طاقت هیچ کار ی رو ندارم

اخه ندارم دست به هر کار یمی زنم شکستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

زندگی پژمردن يک برگ نيست بوسه ای در کوچه های مرگ نيست زندگی يعنی ترحم داشتن با شقايقها تفاهم داشتن.

به کجا باید رفت بعد از آن خاطره ها که همه هستی من از آن است!من به هر جا که روم همه جا چهره توست.همه جا خاطره دارم با تو!!!!!!

محرم امد ولی این محرم اصلا برای من محرم نیست چون من هم مثل حضرت فاطمه)س(عزیز خود را از دست دادم.ولی عزیز من ارزشی کمتر از عزیز او.

 


::. .::


جمعه بیست و چهارم آذر 1385 ساعت 7:44
به نام آنكه دوستش دارم ومي دانم دوستم دارد

من خيلي نميگم)عاشقش شدم(ولي ديونش شده بودم مدام به دست وپاش مي افتادم مدام ساعتهاي كه

براي من ارزش يه دنيا رو داشت براي اون پر كردن اوقات فراغتش بود .روزها ي كه براي من ۱ دقيقه دوري از اون ۱سال بود براي اون فرصتي مناسب براي فراموشي من بو شايد من اشتباه فكر مي كردم اصلا من جاي در فكر او نداشتم كه او بخواهد مرا فراموش كند .شب آخرين وداع من با او براي من بسيار گران  تمام  شد آن شب من خانه نبودم..................................................سر پناه عاطفي۰۰۰۰۰۰۰۰۰

 

می خواهم بگذرم،
بگذرم از هر آنچه که تو ندیدی و من احساس کردم
تو نشنیدی هر چند بار که من گفتم و تکرار کردم
ساختم و تو خراب کردی
و من چقدر تشنهء حرفهایی بودم که تو هرگز نزدی

اشک ریختم،
برای روزهایی که چه نیازمند تو در کنارم بودم
برای خودم که چگونه غرق تو شدم

و به یاد آوردم،‌
خودم را
که چگونه پر از تفکرات بزرگ بودم
چگونه پرواز را دوست داشتم
و تو را
که بالهای مرا شکستی
همچون قلبم

می خواهم بگذرم،
!از تو
از عشق ویران کنندهء تو
از منی که با تو بوجون میامد
و چه غریب بود

::. .::


جمعه بیست و ششم آبان 1385 ساعت 10:46
به نام زیبا دهنده زیبایها

دوستان عزیز می دونم این پستم کلی با پستای دیگه فرق داره اما!

همتون می دونید که این بار.................................................. ؟

همه میگن ادم باید برای رسیدن به عشقش از همه دنیا بگذره

ولی تو که دنیایه منی چطوری میتونم ازت بگذرم.

بی تو چون شبهای دیگر امشب آرامی ندارم

در سکوت کوچه تو نیمه شب ره می سپارم

آن زمان این کوچه هر شب کوچه میعاد ما بود

بر لب ما تا سحرگه قصه فردای ما بود

این زمان افکنده بر ما سایه دیوار جدایی

ای خدا آخر کجا رفت روزگارآشنایی

ای کویر سینه من بوته های آتشت کو؟

در شب سرد جدایی شعله های سرکشت کو

رونوشت روزها را، روی هم سنجاق کردم:

شنبه های بی پناهی، جمعه های بی قراری

عاقبت پرونده ام را، با غبار آرزوها

خاک خواهد بست روزی، باد خواهد برد باری

روی میز خالی من، صفحه باز حوادث

در ستون تسلیتها، نامی از ما یادگاری

 http://i15.tinypic.com/30t2y6r.gif

بابا تو رو خدا نظر بدین واقعا عاشقانه نشده

 

 


::. .::


شنبه بیست و نهم مهر 1385 ساعت 11:29
به نام خدا

سلا م وخسته  نباشید خدمت همه دوستان مخصو صا فریبا خانم که 

سایت  ایران تیک رو به من معرفی کردن و من اونجا عضو شدم .

مطلب امروز منداروهای لاغری :

در مورد اثرات داروهای مختلف لاغری و ضدچاقی اخبار ضدونقیض بسیاری موجود است. تبلیغات مختلف، از اثرات مفید این داروها و كاهش وزن بدون تحمل گرسنگی صحبت میكنند؛ ولی پزشكان نظر متفاوتی دارند. تحقیقات پزشكی نشان میدهد، این داروها یا بی اثر هستند، یا اثر آنها بسیار كوتاهمدت است و پس از قطع دارو، وزن شخص به حالت اولیه باز میگردد. بدتر از آن برخی از این داروها عوارض بسیار شدیدی دارند، حتی مرگ!

 

چاقی تبدیل به مشكلی عمومی شده است. همه ما در عرض سالها و بتدریج چاق شدهایم اما انتظار داریم در عرض چند روز و بدون سختی لاغر شویم.
در واقع دنبال راه میانبر میگردیم.یكی از این راههای میانبر كه این روزها خیلی در مورد آن تبلیغ میشود، داروهای لاغری است.
در مورد اثرات داروهای مختلف لاغری و ضدچاقی اخبار ضدونقیض بسیاری موجود است. تبلیغات مختلف، از اثرات مفید این داروها و كاهش وزن بدون تحمل گرسنگی صحبت میكنند؛ ولی پزشكان نظر متفاوتی دارند. تحقیقات پزشكی نشان میدهد، این داروها یا بی اثر هستند، یا اثر آنها بسیار كوتاهمدت است و پس از قطع دارو، وزن شخص به حالت اولیه باز میگردد. بدتر از آن برخی از این داروها عوارض بسیار شدیدی دارند، حتی مرگ!
دسته بندی داروهای لاغری
بر اساس طبقه بندی كتب معتبر علمی، داروهای ضد چاقی به دو دسته كلی تقسیم میشوند: گروه اول داروهای ضداشتها هستند و گروه دوم داروهایی هستند كه باعث جلوگیری از جذب چربی از دستگاه گوارش می شوند.البته در این بین از داروهای دیگری نیز استفاده میشود كه جنبه علمی ندارند، از این گروه میتوان به این داروها اشاره كرد:
داروهای‌ ‌ادرارآور (دیورتیك) كه به سرعت با از دست رفتن آب‌ ‌بدن، شخص را دچار كاهش وزن میكنند. مصرف این داروها از نظر علمی نه‌ ‌تنها صحیح نیست بلكه خطرناك نیز هست. اكثر موِسساتی كه در تبلیغات خود كاهش وزن سریع را نوید میدهند از این روش استفاده میكنند
داروهای هورمونی،مثل داروهایی كه باعث پركاری غده تیروئید میشوند. این داروها نیز با افزایش مصرف انرژی باعث كاهش وزن و همچنین لاغرشدن میشوند كه این‌ ‌روش نیز به دلیل اینكه در روند طبیعی بدن اختلال ایجاد میكند، از نظر علمی صحیح‌ ‌نبوده و خطرناك است
داروهای ملین،این داروها با دفع مواد غذایی بدن‌ ‌و جلوگیری از جذب مواد، باعث كاهش وزن میشوند كه واضح است در درازمدت باعث سوءتغذیه‌ ‌و كمبود بعضی مواد مورد نیاز بدن خواهند شد. ضمن اینكه خود نیز عوارضی از قبیل شكمدرد و... دارند.
عوارض مصرف
شایعترین عوارض مصرف‌ ‌داروهای لاغری‌ ‌افزایش فشار‌ ‌خون، مشكلات قلبی عروقی، بهم خوردن عادت ماهانه در زنان، سردرد، سرگیجه، بروز جوش‌ ‌برروی صورت، اضطراب، كمخوابی و تشنگی غیرطبیعی است.

داروهای‌ ‌كاهنده اشتها با تاثیر در مركز اشتها و هورمونهای‌ <سروتونین> و <كاته كولامینها> سبب كاهش اشتها میشوند. افزایش <كاته كولامینها> خود سبب افزایش ضربان قلب، افزایش فشار خون،‌ ‌اضطراب و تعریق میشود، به همین دلیل مصرف این دارو در افراد چاق مبتلا به بیماریهای قلبی عروقی و‌ ‌مبتلایان به بیماری آسم ممنوع است.
نوع دیگر‌ ‌داروهای‌ ‌لاغری‌ ‌شامل داروهای دافع چربی از بدن است كه تا ۰۳ درصد مانع جذب چربیهای‌ ‌مصرفی در بدن میشود. افراد چاق كه از این دسته از داروها همچون داروی <اورلی استات> ‌یا <زنیكال> استفاده میكنند باید بدانند كه مصرف این دسته از داروها در جذب قند، شیرینی و سایر گروههای غذایی هیچ تاثیری ندارد. همچنین این داروها با ایجاد عوارضی همچون اسهال چرب به دلیل دفع چربی ممكن است سبب كمبود ویتامینهای محلول در چربی در بدن همچون ویتامین A، D، K و E شود.
البته توجه داشته باشید این عوارض مربوط به داروهای مجاز لاغری است كه تایید مراكز معتبر جهانی را اخذ كردهاند و الا در خصوص داروهای تقلبی و غیر مجاز عوارض بسیار بیشتر از این است و حتی میتواند مرگ را به همراه داشته باشد.

بیماری به جای لاغری
كارشناسان معتقدند با توجه به عوارض ناشی از مصرف‌ ‌داروهای لاغری، استفاده از‌ ‌دارو درمانی باید به عنوان آخرین گام و در صورت بینتیجه بودن روشهایی همچون رژیم‌ ‌درمانی، ورزش و رفتار درمانی مورد استفاده قرار گیرد. درواقع مصرف داروها باید همراه با رژیم غذایی و انجام فعالیت ورزشی باشد تا اثر آن ماندگار شود. در بسیاری از افراد بروز عوارض جانبی مصرف دارو به جای حل بیماری چاقی، بیماری دیگری را به ارمغان می آورد.دكتر كیمیاگر در این خصوص میگوید:<هیچیك از این داروها برای كاهش وزن ، اساس كار نیستند و نتیجه مطلوب تنها با اعمال یك رژیم مناسب به دست می آید. كم كردن وزن هم بیش از یك كیلو در هفته جایز نیست و بیش از آن می تواند لطمات جدی به بدن وارد كند
.
(افراد بسیار چاق میتوانند هر ماه ۶كیلوگرم كاهش وزن داشته باشند.)
در حقیقت استفاده از این داروها به تنهایی برای كاهش وزن به هیچ عنوان یك راه درمان اصولی نیست و فرد چاق برای لاغر شدن حتماً احتیاج به رژیم غذایی مناسب تحت مراقبت یك رژیم درمانی و فعالیت بدنی منظم دارد.>به عنوان تنها توصیه میتوان گفت فریب تبلیغات رنگارنگ و اسامی به ظاهر بزرگ را نخورید. صرف تبلیغ سایت های اینترنتی یا شبكههای ماهواره نمیتواند تضمین كننده سلامت شما باشد.مطمئن باشید شركت های بزرگ ابتدا در فكر سود خود هستند نه سلامت شما.

 


::. .::


چهارشنبه نوزدهم مهر 1385 ساعت 12:1
به نام حضرت دوست

با سلام

دوباره بعد از یه مدت طولانب به روز کردم چون از وب نویسی خیلی خیلی خسته شده بودم و مطلب نداشتم در ضمن یکی از دوستامم رفت از وب به همین صورت داستان قهر ما از وب جدی شد

بگزریم بازم اومدیم با یه مشت حرف تازه ببینید وبخونید!

سلول های بنیادی کاربرد وسیعی در ترمیم بافت آسیب دیده قلب در جریان سکته دارد / ایران نیازمند تحقیقات پایه ای در زمینه سلول های بنیادی است
خبرگزاری مهر - گروه حوزه و دانشگاه: استفاده از سلول های بنیادی در درمان بیماری ها به منزله انقلابی در طب است و این نوید را می دهد تا پزشکان بتوانند با استفاده از این دانش پیشرفته به درمان بیماری های صعب العلاج بپردازند. در این راستا ایران به شدت نیازمند تحقیقات پایه ای در زمینه سلول های بنیادی است.

دکتر "محمدرضا محمدحسنی" فوق تخصص قلب در گفتگو با خبرنگار دانشگاهی مهر، درباره خصوصیات سلول های بنیادی گفت: همه سلول های بنیادی دو خصوصیت منحصر به فرد دارند، قدرت تکثیر بالا و قدرت تمایز. "قدرت تکثیر" این سلول ها به این معنا است که از یک تخم یک سلولی می ‌توانند یک فرد کامل را با تمام اندام ها و بافت های مختلف آن به وجود بیاورند و  "قدرت تمایز" نیز یعنی اینکه هر یک از این سلول ها می ‌توانند به هر یک از اندام ها، بافت ها و اجزای یک انسان کامل تبدیل شوند.

"قدرت تکثیر" سلول های بنیادی به این معنا است که از یک تخم یک سلولی می ‌توانند یک فرد کامل را با تمام اندامها و بافت های مختلف  آن به وجود بیاورند

وی اضافه کرد: سلول بنیادی به دو نوع جنینی و بالغ تقسیم می شوند. سلول های بنیادی جنینی ظرفیت و توانایی بالایی برای تمایز به انواع و اقسام بافتها دارند. از این سلولها می توان "بافت" یا یک "اندام" (مثل قلب، چشم و ...) انسان را ساخت.  دکتر "محمدحسنی" در مورد خصوصیات سلول های بنیادی بالغ گفت: سلول های بنیادی بالغ نیز سلول هایی هستند که پیشتر تمایز یافته‌ اند. به عنوان مثال وقتی اندامی مثل قلب شکل می‌ گیرد برای ترمیم برخی از ضایعات آن می توان از این نوع سلول ها استفاده کرد.

وی با اشاره به چگونگی کاربرد سلول های بنیادی در درمان بیماری های قلبی و عروقی گفت: برای اولین بار در سال 2004 میلادی، در کنگره انجمن قلب آمریکا عنوان شد که می توان در ترمیم بافت آسیب دیده قلب در جریان سکته قلبی از سلول های بنیادی استفاده کرد و این موضوع نوید بخش استفاده از این تکنولوژی در درمان نارسایی قلب بود.

"قدرت تمایز" سلول های بنیادی نیز یعنی اینکه هر یک از این سلولها می‌توانند به هر یک از اندامها، بافتها و اجزای یک انسان کامل تبدیل شوند

این فوق تخصص قلب با تأکید بر این نکته که امروزه بیماری های قلبی و عروقی در اکثر کشورها نخستین عامل مرگ و میر است،  گفت: کشور ما  نیز از این قاعده مستثنی نبوده و آمار این گونه بیماران هر روز رو به افزایش است، البته خوشبختانه برای بیشتر بیماری های قلبی امکانات درمانی کافی و پیشرفته در کشور وجود دارد.

وی به روش های درمانی متعددی که برای انواع بیماری های قلبی وجود دارد، اشاره و خاطرنشان کرد: اختلالات ریتم قلب با درمان هایی همچون کار گذاشتن باتری و یا "دفیبریلاتور" داخل بدن اصلاح می شود، نارسایی دریچه های قلب را نیز با ترمیم یا جایگزینی آن با دریچه مصنوعی بهبودی می یابد، برای درمان تنگی یا انسداد در عروق کرونر از استنت و یا جراحی قلب باز کمک بگیریم، اما در این میان برای نارسایی قلب که بسیار ناتوان کننده است و تعداد بیماران مبتلا به آن رو به افزایش است راه درمانی مناسبی که در موارد پیشرفته این بیماری بتواند مشکلات این بیماران را به سادگی مرتفع کند، یافت نشده است.

دکتر "محمدحسنی" تأکید کرد: در حال حاضر برای درمان نارسایی قلب در مراحل پیشرفته از عمل پیوند قلب استفاده می شود که در جریان آن قلب شخصی که دچار مرگ مغزی شده به شخص بیمار پیوند می شود، البته این کار نیازمند تیم جراحی با مهارت بالا و امکانات ویژه بوده که علیرغم گذشت سالها از انجام اولین پیوند در کشور ما هنوز مراکز محدودی قادرند این نوع درمان را به بیماران نیازمند ارایه دهند .

وی اضافه کرد: از طرفی پیوند قلب علاوه بر هزینه بالا و عوارض خاص در اغلب کشورها با محدودیت ذخایر اهداء کنندگان عضو نیز روبرو است و روش های درمانی دیگر هم تاکنون نتوانسته پاسخگوی مشکلات این بیماران باشد. از همین رو بهره گیری از سلول های بنیادی به عنوان یکی از روش های درمانی جدید در درمان نارسایی قلب مورد توجه قرار گرفته است.

این فوق تخصص قلب با اشاره به تاریخچه کاربرد سلول های بنیادی در درمان بیماری ها در ایران، گفت: به دنبال اعلام انقلاب بیوتکنولوژیکی سلول های بنیادی در عرصه طب در محافل علمی کشور ما هم پزشکان بر آن شدند که به تکنولوژی درمان بیماری های قلبی و پیوند سلول های بنیادی دست پیدا کنند.

ایده کاربرد سلول های بنیادی در درمان نارسایی قلبی در سال 1382 برای اولین بار مطرح شد و تیم تحقیقاتی توانست نخستین پیوند سلول های بنیادی را در خردادماه سال 1383 در بیمارستان امام خمینی (ره) به انجام برساند

وی افزود: کسب این فرآیند شامل دو بخش است، یک بخش دسترسی به دانش فرآوری سلول های بنیادی مناسب که در حیطه کار پزشکان بالینی نبوده و باید توسط متخصصین علوم آزمایشگاهی و مهندسین پزشکی بافت و رشته های وابسته انجام می شد، بخش دوم نیز پیوند این سلول ها به قلب فرد بیمار با شیوه ها مناسب و پیگیری آثار درمانی آن بود که باید توسط پزشکان بالینی انجام می شد.

دکتر "محمدحسنی" یاد آور شد: این ایده در سال 1382 برای اولین بار توسط شادروان دکتر "سیدحمید میرخانی" در بیمارستان امام خمینی (ره) مطرح و پس از بررسی کارشناسی پروژه مشترکی میان بیمارستان امام حمینی و مرکز پیوند مغز استخوان بیمارستان شریعتی طراحی شد و این تیم تحقیقاتی توانست نخستین پیوند سلول های بنیادی را در خردادماه سال 1383 در بیمارستان امام خمینی (ره) به انجام برساند.

وی گفت: سلول های بنیادی در این روش از مغز استخوان خود فرد جداسازی می شود و پس از فرآوری، توسط پزشک از طریق روش آنژیوپلاستی به داخل رگ و یا از طریق روش جراحی به عضله قلب بیمار پیوند زده می شود و بیمار به مدت 6 ماه تحت کنترل و مراقبت قرار می گیرد.

این فوق تخصص قلب هدف از این شیوه درمانی را ترمیم بافت آسیب دیده در جریان سکته قلبی (انفاکتوس میوکارد) دانست.
وی با اشاره به تولید علم در زمینه سلول های بنیادی در ایران، گفت: در حوزه علوم کاربردی سلولهای بنیادی متخصصین گوناگونی چون متخصصین بیولوژی، جنین شناسی، مهندسی بافت، پزشکان بالینی نقش عمده ای دارند و بنظر می رسد که در ایران به طور جدی نیازمند تحقیقات پایه ای در زمینه سلول های بنیادی و به طور کلی زمینه های بیوتکنولوژیک هستیم.

ایران به طور جدی نیازمند تحقیقات پایه ای در زمینه سلول های بنیادی و به طور کلی زمینه های بیوتکنولوژیک است

دکتر "محمدحسنی" اظهار داشت: برای این منظور لازم است هماهنگی کلی در سطح کشور وجود داشته باشد و بودجه کافی در اختیار محققین برای تحقیق و تولید علم در این زمینه قرار گیرد.  وی در خصوص اثرات تبلیغات رسانه ای در خصوص سلول های بنیادی و نتایج تحقیقات در این زمینه در درمان بیماری ها اضافه کرد: بدیهی است اطلاعاتی که رسانه ها در این زمینه در اختیار مردم قرار می دهند اگر چه ممکن است گاهی انتظارات غیر واقعی  در برخی بیماران ایجاد کند ولی از سوی دیگر موجب افزایش آگاهی عمومی و گرایش بیشتر اندیشمندان جوان را به این رشته نوپای علمی فراهم می کند. 

خبرگزاری مهر
::. .::